﻿WEBVTT

00:00:01.170 --> 00:00:02.550 line:20%
‫[ آنچه گذشت... ]

00:00:03.040 --> 00:00:04.210 line:20%
‫از اونجا وارد شده؟

00:00:04.330 --> 00:00:06.040 line:20%
‫مگه مظنون مَرد عنکبوتیـه؟

00:00:06.170 --> 00:00:08.380 line:20%
‫اشیای باارزش رو نبرده.

00:00:08.500 --> 00:00:10.840 line:20%
‫ورود اجباری در کار نبوده

00:00:10.960 --> 00:00:12.380 line:20%
‫ولی این‌طور صحنه‌سازی کردن.

00:00:12.510 --> 00:00:13.510 line:20%
‫اون چیـه؟

00:00:13.630 --> 00:00:15.260 line:20%
‫ویبراتور.

00:00:15.390 --> 00:00:16.930 line:20%
‫این گوشی‌ها مال شماست؟

00:00:17.050 --> 00:00:18.350 line:20%
‫این‌ها مال مِردیت‌ـه.

00:00:18.470 --> 00:00:21.350 line:20%
‫یکی‌ش برای تماس با انگلیس‌ـه
‫و یکی برای تماس‌های داخلی.

00:00:21.480 --> 00:00:23.980 line:20%
‫دخترهای انگلیسی
‫از آماندا خوششون نمی‌آد.

00:00:24.100 --> 00:00:25.730
‫امیدوارم عذاب نکشیده باشه.

00:00:25.850 --> 00:00:27.960
‫معلومـه که عذاب کشیده.
‫خرخره‌ش رو زدن.

00:00:28.810 --> 00:00:31.350 line:20%
‫موی توی اتاق مِردیت
‫متعلق به یه مَرد سیاه‌پوستـه.

00:00:31.530 --> 00:00:32.740 line:20%
‫دروغ نگو!

00:00:32.860 --> 00:00:34.530
‫کار پاتریک بود!

00:00:36.110 --> 00:00:38.200
‫خب بعدش چی؟
‫گفتی... کار پاتریک بوده؟

00:00:38.330 --> 00:00:40.990
‫آره. مجبورم کردن
‫تصور کنم اون رو دیدم.

00:00:41.120 --> 00:00:44.750 line:20%
‫با چهارتا شاهد صحبت کردم
‫و قسم خوردن اونجا حضور داشته.

00:00:44.870 --> 00:00:46.540
‫باید توی زندان کاپان بمونی.

00:00:46.670 --> 00:00:47.880
‫یعنی چی؟
‫تا کِی؟

00:00:48.000 --> 00:00:49.800
‫- حداکثر یک سال.
‫- یک سال؟

00:00:51.550 --> 00:00:53.760 line:20%
‫راستش یه مَرد آفریقایی بود
‫که با ما بسکتبال بازی می‌کرد.

00:00:53.880 --> 00:00:54.880
‫اسمش چیـه؟

00:00:55.010 --> 00:00:56.220 line:20%
‫معروفـه به...

00:00:56.340 --> 00:00:57.340 line:20%
‫«بارون».

00:00:57.470 --> 00:01:01.350 line:20%
‫اثرانگشت خونی اتاق مِردیت با ناکس...

00:01:01.470 --> 00:01:03.230 line:20%
‫سولچیتو و لومومبا هم‌خوانی نداره.

00:01:03.350 --> 00:01:04.640 line:20%
‫مال یکی دیگه‌ست.

00:01:07.320 --> 00:01:15.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:15.030 --> 00:01:18.430
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

00:02:22.390 --> 00:02:24.430 line:20%
‫چرا دَر بازه؟

00:02:24.560 --> 00:02:25.600 line:20%
‫کسی اینجاست؟

00:02:28.730 --> 00:02:30.150 line:20%
‫تو کی هستی؟

00:02:31.690 --> 00:02:36.320 line:20%
‫شرمنده.
‫دنبال جای خواب می‌گشتم.

00:02:36.440 --> 00:02:37.860 line:20%
‫مدرسه‌ها حس خوبی بهم می‌دن.

00:02:37.990 --> 00:02:39.320 line:20%
‫صبر کن ببینم. صبر کن.

00:02:41.730 --> 00:02:43.310 line:20%
‫- می‌خوام برم.
‫- نه.

00:02:43.870 --> 00:02:45.660 line:20%
‫- باید به پلیس خبر بدم.
‫- نکنین.

00:02:45.690 --> 00:02:46.730 line:20%
‫مامان، مامان!

00:02:54.670 --> 00:02:56.300 line:20%
‫با پلیس تماس گرفتید.

00:02:56.420 --> 00:03:00.090 line:20%
‫توی مهدکودک‌مون دزد اومده.
‫زود یکی رو بفرستین.

00:03:02.090 --> 00:03:03.180 line:20%
‫پسرم هم اینجاست.

00:03:05.930 --> 00:03:07.600 line:20%
‫بله، یه چاقو داره.

00:03:09.090 --> 00:03:13.780 line:20%
‫[ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۷ - ۹:۲۸ صبح ]

00:03:11.520 --> 00:03:13.770 line:20%
‫[ پنج روز قبل‌از قتل مِردیت ]

00:03:16.790 --> 00:03:20.770 line:20%
‫[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

00:03:17.470 --> 00:03:20.790
‫(قسمت چهارم: «عشق دوای هر دردی است»)

00:03:22.110 --> 00:03:24.230
‫روایت‌ها قدرت زیادی دارن.

00:03:29.620 --> 00:03:32.120
‫همیشه برامون منطقی به نظر می‌رسن.

00:03:32.250 --> 00:03:35.340
‫پُر از شناخته‌ها و ناشناخته‌ها هستن.

00:03:35.460 --> 00:03:38.260
‫آقای ناکس! آقای ناکس!

00:03:38.380 --> 00:03:42.470
‫غافل‌گیری‌هایی دارن
‫که بی‌خبر از راه می‌رسن.

00:03:42.590 --> 00:03:47.140
‫اتفاقات طی داستان،
‫پایان خوب یا بَدش رو توجیه می‌کنن.

00:03:47.260 --> 00:03:50.100
‫آقای ناکس، دخترتون
‫از کجا آدم‌کُشی رو یاد گرفته؟

00:03:50.230 --> 00:03:52.230
‫می‌دونستین دخترتون بعداز کُشتن مِردیت

00:03:52.350 --> 00:03:54.020
‫رفته لباس‌زیر زنونه خریده؟

00:03:54.150 --> 00:03:56.520
‫مشکل اینـه که واقعیت...

00:03:56.650 --> 00:04:00.440
‫هرچقدر بی‌ارزش،
‫قابل‌پیش‌بینی و دردناک باشه

00:04:00.570 --> 00:04:02.740
‫به‌اندازه‌ی داستان‌ها قدرت نداره.

00:04:02.860 --> 00:04:05.660
‫اومدم اینجا که
‫پیش دخترم آماندا باشم...

00:04:06.380 --> 00:04:07.720
‫اون بی‌گناهـه.

00:04:08.620 --> 00:04:13.620
‫من هم مثل خونواده‌ی
‫مِردیت کِرچر می‌خوام عدالت اجرا بشه

00:04:14.080 --> 00:04:16.460
‫و آماندا به خونه‌ش برگرده؛
‫جایی که بهش تعلق داره.

00:04:17.460 --> 00:04:18.550
‫خیلی ممنون.

00:04:21.420 --> 00:04:23.050
‫این‌طوری بیشتر تشویق‌شون می‌کنه.

00:04:23.670 --> 00:04:24.890
‫مگه چی‌کار کرد؟

00:04:25.890 --> 00:04:29.010
‫مثلاً باهاشون چشم‌توچشم شد.

00:04:30.560 --> 00:04:31.980
‫نمی‌آی؟

00:04:36.190 --> 00:04:37.230
‫به ایتالیا خوش اومدی.

00:04:37.360 --> 00:04:39.360
‫آره احتمالاً.

00:04:44.030 --> 00:04:45.320
‫- پس خونه اینجاست.
‫- سلام، کورت.

00:04:45.380 --> 00:04:47.450
‫- آره.
‫- چطوری، کریس؟

00:04:49.830 --> 00:04:52.410
‫ای بابا. فکر می‌کردم
‫محکم‌تر دست بدی.

00:04:52.540 --> 00:04:55.830
‫- کریس.
‫- شوخی می‌کنم بابا.

00:04:56.920 --> 00:04:59.840
‫بعداز این‌همه سال، فکر کنم
‫اولین باره به هم دست می‌دیم.

00:05:01.510 --> 00:05:03.180
‫جایی هست که بتونم

00:05:03.200 --> 00:05:04.650
‫- وسایل شبم رو بذارم؟
‫- آره .آره.

00:05:04.670 --> 00:05:06.260
‫- هرجا خواستی، بذار.
‫- عع؟

00:05:06.380 --> 00:05:09.050
‫کریس قراره فردا
‫برای کار برگرده آمریکا...

00:05:11.470 --> 00:05:14.180
‫یه نوشیدنی سنگین می‌خوام.

00:05:14.310 --> 00:05:15.480
‫عع... آبجو توی یخچال هست.

00:05:15.600 --> 00:05:16.980
‫- نه، نمی‌خوره.
‫- شراب هم اونجاست.

00:05:17.200 --> 00:05:19.160
‫- من...
‫- اگه مخلوط نباشه، نمی‌خوره.

00:05:19.190 --> 00:05:20.610
‫من فقط نوشیدنی دخترونه می‌خورم.

00:05:20.830 --> 00:05:22.650
‫البته آماندا این‌طوری می‌گه.

00:05:23.240 --> 00:05:25.240
‫ببین، ترجیح می‌دم

00:05:25.360 --> 00:05:26.820
‫با اون عوضی‌های بیرون حرف نزنی.

00:05:26.950 --> 00:05:29.700
‫اتفاقاً باید حرف بزنیم.

00:05:29.820 --> 00:05:31.830
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه، ولی دارن

00:05:31.950 --> 00:05:34.080
‫- حرف‌های بَدی درباره‌ی بچه‌مون می‌زنن.
‫- بله، می‌دونم.

00:05:34.100 --> 00:05:35.510
‫- با یه شرکت روابط عمومی حرف زدم.
‫- چی؟

00:05:35.540 --> 00:05:37.080
‫- چرا؟
‫- گفتن کل ماجرا...

00:05:37.190 --> 00:05:38.540
‫نیازی به اون‌ها نیست.
‫وکیل داریم.

00:05:38.580 --> 00:05:41.250
‫باید به دنیا نشون بدیم
‫که دخترمون هیولا نیست...

00:05:41.380 --> 00:05:44.010
‫یه خونواده داره که دوستش داره
‫و پشتش وایستاده.

00:05:44.130 --> 00:05:47.010
‫بله، پشتش بودیم و هستیم.

00:05:47.130 --> 00:05:50.550
‫باید صداش رو به مردم برسونیم، وگرنه

00:05:50.680 --> 00:05:52.600
‫فقط حرف‌های اون لاشی‌ها
‫به گوش‌شون می‌رسه.

00:05:52.720 --> 00:05:54.310
‫آره، ولی اون‌ها منطق حالی‌شون نیست.

00:05:54.430 --> 00:05:56.140
‫پس باید ازشون استفاده کنیم تا صدامون

00:05:56.270 --> 00:05:58.650
‫- به آدم‌های منطقی برسه!
‫- ببخشین که زیادی سرم شلوغ بوده

00:05:58.770 --> 00:06:02.110
‫چون داشتم از دختر
‫آسیب‌دیده‌م مراقبت می‌کردم.

00:06:08.280 --> 00:06:10.620
‫حالا حالش چطوره؟

00:06:11.660 --> 00:06:12.660
‫می‌شناسیش دیگه.

00:06:13.990 --> 00:06:15.300
‫هیچ‌وقت روحیه‌ش رو نمی‌بازه.

00:06:15.330 --> 00:06:17.540
‫حوصله‌ش حسابی سر رفته.

00:06:17.660 --> 00:06:20.040
‫- هرچی کتاب براش بردم، خوند.
‫- خیلی خوبـه که کتاب داره

00:06:20.170 --> 00:06:21.880
‫ولی چیزهای واجب‌تر چی؟

00:06:21.900 --> 00:06:23.280
‫غذا می‌خوره؟

00:06:23.500 --> 00:06:24.750
‫- لباس مناسب داره؟
‫- چطور؟

00:06:24.880 --> 00:06:26.510
‫می‌خوای براش همبرگر بفرستی؟

00:06:26.630 --> 00:06:29.090
‫یا خدا.
‫اینجا رو.

00:06:29.670 --> 00:06:30.900
‫هم‌دستی جدید در قتل...

00:06:30.930 --> 00:06:32.850
‫دانشجوی انگلیسی، مِردیت کِرچر...

00:06:32.980 --> 00:06:35.270
‫هنوز جزئیات مشخص نشده، اما پلیس

00:06:35.300 --> 00:06:38.560
‫طبق شواهد محکمی می‌گوید
‫رودی گیده در صحنه‌ی جُرم حضور داشته.

00:06:38.690 --> 00:06:40.900
‫این خبر خوبیـه، نه؟

00:06:41.020 --> 00:06:43.150
‫این خوبـه...
‫برای آماندا خبر خوبیـه...

00:06:43.270 --> 00:06:44.650
‫ظاهراً روز بعداز قتل کِرچر

00:06:44.770 --> 00:06:47.110
‫از ایتالیا فرار کرده...

00:06:51.110 --> 00:06:54.120
‫- اومد. ازش بپرس. بپرس.
‫- باشه. آروم باش.

00:06:55.160 --> 00:06:58.960
‫آماندا، مَردی به نام
‫رودی گیده می‌شناسی؟

00:06:59.960 --> 00:07:01.500
‫رو... نه.

00:07:01.630 --> 00:07:03.250
‫چطور مگه ؟ کیـه؟

00:07:03.380 --> 00:07:06.130
‫سیاه‌پوست و قدبلند.
‫احتمالاً ساقیـه.

00:07:06.250 --> 00:07:08.380
‫معروف به «بارون».

00:07:08.510 --> 00:07:09.510
‫عع...

00:07:09.630 --> 00:07:12.300
‫نه، نمی‌شناسم.
‫قضیه چیـه؟

00:07:13.470 --> 00:07:15.970
‫اثرانگشت و دی‌ان‌ای اون
‫همه‌جای صحنه‌ی جُرم پیدا شده.

00:07:16.100 --> 00:07:17.830
‫قاتل رو یپدا کردن؟

00:07:18.430 --> 00:07:19.430
‫وای خدا!

00:07:19.560 --> 00:07:21.100
‫یعنی... الان آزادم؟

00:07:21.230 --> 00:07:24.110
‫- خب هنوز دستگیرش نکردن...
‫- نه هنوز.

00:07:24.230 --> 00:07:28.570 line:20%
‫پیداش می‌کنن، آماندا.
‫این خبر خیلی خوبیـه.

00:07:28.690 --> 00:07:30.860
‫خبرِ خیلی...

00:07:30.990 --> 00:07:33.450
‫- شگفت‌انگیز.
‫- خبر شگفت‌انگیزیـه.

00:07:33.570 --> 00:07:36.530
‫- مگه نه؟
‫- بله، شگفت‌انگیزه.

00:07:36.660 --> 00:07:38.870 line:20%
‫فقط کافیـه پیداش کنن.

00:07:40.140 --> 00:07:42.440 line:20%
‫[ ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ - ۴:۳۴ بعدازظهر ]

00:07:42.460 --> 00:07:44.690 line:20%
‫[ ۱۸ روز از قتل مِردیت گذشته ]

00:07:45.210 --> 00:07:47.460 line:20%
‫سلام، رودی.
‫بارون...

00:07:47.540 --> 00:07:48.460 line:20%
‫صدام رو داری؟

00:07:48.590 --> 00:07:49.690 line:20%
‫آره.

00:07:50.090 --> 00:07:51.240 line:20%
‫کجایـی؟

00:07:51.920 --> 00:07:53.520 line:20%
‫از ایتالیا رفتم.

00:07:54.090 --> 00:07:55.180 line:20%
‫اونجا واسه‌م امن نیست.

00:07:57.300 --> 00:08:00.350 line:20%
‫آره داداش، نگرانت شدم.

00:08:00.480 --> 00:08:02.820 line:20%
‫کمکی ازم برمی‌آد؟ پول نمی‌خوای؟

00:08:03.170 --> 00:08:04.200 line:20%
‫می‌خوام.

00:08:04.440 --> 00:08:05.690 line:20%
‫من...

00:08:05.980 --> 00:08:07.610 line:20%
‫- آره، پول‌لازمـم.
‫- در خدمتـم، داداش.

00:08:09.150 --> 00:08:11.190 line:20%
‫ناسلامتی رفیقـیم.

00:08:13.780 --> 00:08:14.780 line:20%
‫پول رو کجا بفرستم؟

00:08:18.620 --> 00:08:20.080 line:20%
‫حرف‌هاشون حقیقت نداره.

00:08:21.410 --> 00:08:22.960 line:20%
‫یعنی می‌دونی قضیه چی بوده؟

00:08:22.980 --> 00:08:24.940 line:20%
‫اتفاقاً می‌خواستم به دختره کمک کنم.

00:08:26.250 --> 00:08:28.340 line:20%
‫وقتی اون اتفاق افتاد،
‫داشتم توی دست‌شویی می‌ریدم.

00:08:28.460 --> 00:08:29.550 line:20%
‫پس اونجا بودی؟

00:08:32.420 --> 00:08:33.840 line:20%
‫کی با تو بود؟ پاتریک؟

00:08:33.970 --> 00:08:35.300 line:20%
‫نه، پاتریک نبود.

00:08:36.930 --> 00:08:41.220 line:20%
‫سعی کردم دخالت کنم.
‫هر کار تونستم، کردم ولی...

00:08:41.350 --> 00:08:42.560 line:20%
‫نتونستم جلوی قضیه رو بگیرم.

00:08:42.680 --> 00:08:43.690 line:20%
‫داره دروغ می‌گه.

00:08:46.600 --> 00:08:47.900 line:20%
‫پس بذار کمکت کنم.

00:08:49.480 --> 00:08:52.320 line:20%
‫با خدمات وسترن یونیون
‫برات پول می‌فرستم.

00:08:54.860 --> 00:08:56.870 line:20%
‫فقط بگو کجایـی.

00:09:04.000 --> 00:09:06.750 line:20%
‫توی آلمانـم، شهر دوسلدورف.

00:09:09.000 --> 00:09:10.380 line:20%
‫ببین...

00:09:10.500 --> 00:09:12.380 line:20%
‫اون‌ها اشتباه می‌کنن.

00:09:14.550 --> 00:09:15.550 line:20%
‫آماندا اونجا نبود.

00:09:16.900 --> 00:09:18.140 line:20%
‫اصلاً ربطی به ماجرا نداره.

00:09:27.600 --> 00:09:29.430 line:20%
‫می‌گه ناکس اونجا نبوده.

00:09:29.900 --> 00:09:30.980 line:20%
‫شنیدم.

00:09:31.420 --> 00:09:33.190 line:20%
‫پس به کجا می‌رسیم، جینِروا؟

00:09:33.320 --> 00:09:38.620 line:20%
‫دی‌ان‌ای گیده روی روبالشی،
‫دستمال توالت، لیوان...

00:09:38.670 --> 00:09:41.580 line:20%
‫روی لباس، سینه‌بند...

00:09:42.050 --> 00:09:45.100 line:20%
‫- و داخل بدن مِردیت پیدا شده.
‫- عملاً کون‌مون پاره‌ست.

00:09:45.260 --> 00:09:47.470 line:20%
‫نه، این چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:09:47.750 --> 00:09:49.880 line:20%
‫از اول هم می‌دونستیم
‫قاتل هم‌دست داره.

00:09:50.000 --> 00:09:52.630 line:20%
‫سولچیتو، لومومبا، ناکس و حالا گیده.

00:09:52.750 --> 00:09:54.630 line:20%
‫آخه چرا باید بگه بقیه اونجا نبودن؟

00:09:54.760 --> 00:09:57.010 line:20%
‫داره ازشون محافظت می‌کنه.

00:09:57.130 --> 00:10:01.390 line:20%
‫مثل رفقای لومومبا که
‫الکی براش شهادت دادن.

00:10:01.510 --> 00:10:04.020 line:20%
‫والنتینا، دی‌ان‌ای لومومبا
‫توی صحنه‌ی جُرم نیست.

00:10:04.140 --> 00:10:06.520 line:20%
‫جینِروا، مگه دختره جلوی
‫خودت اسم یارو رو نیاورد؟

00:10:06.640 --> 00:10:07.600 line:20%
‫- درستـه.
‫- خب دیگه.

00:10:07.730 --> 00:10:09.250 line:20%
‫بچه‌های طبقه‌ی
‫پایین توی اظهارنامه‌شون

00:10:09.270 --> 00:10:11.730 line:20%
‫اسم «بارون» رو آوردن
‫ولی شما پیداش نکردین.

00:10:11.860 --> 00:10:13.570 line:20%
‫چون طرف از کشور فرار کرد!

00:10:13.690 --> 00:10:15.530 line:20%
‫پس ریده شده به همه‌چی!

00:10:15.650 --> 00:10:18.610 line:20%
‫بسـه!
‫بس کنین، دخترها!

00:10:19.750 --> 00:10:21.600 line:20%
‫بیاین پرونده رو مرور کنیم.

00:10:21.990 --> 00:10:23.450 line:20%
‫دی‌ان‌ای گیده.

00:10:23.820 --> 00:10:27.080 line:20%
‫اظهارنامه‌ی ناکس...
‫راستی دیگه من رو «دختر» صدا نزنی.

00:10:28.120 --> 00:10:30.170 line:20%
‫می‌دونیم که ورود
‫اجباری هم ساختگی بوده.

00:10:30.290 --> 00:10:32.290 line:20%
‫دی‌ان‌ای ناکس روی چاقوئـه...

00:10:32.420 --> 00:10:34.050 line:20%
‫چاقوی سولچیتو.

00:10:34.170 --> 00:10:35.960 line:20%
‫اظهارنامه‌ی ناکس موضوع اصلیـه.

00:10:37.010 --> 00:10:39.180 line:20%
‫چرا باید اسم
‫پاتریک لومومبا رو بیاره؟

00:10:40.800 --> 00:10:42.600 line:20%
‫چرا همچین داستانی سرهم کرد؟

00:10:45.270 --> 00:10:47.060 line:20%
‫شاید یارو واقعاً اونجا نبوده.

00:10:50.190 --> 00:10:52.150 line:20%
‫می‌خوام هرچه‌زودتر
‫این بارون برگرده ایتالیا.

00:11:06.620 --> 00:11:08.370
‫ظاهراً طرف فراریـه.

00:11:08.500 --> 00:11:11.880
‫فقط باید دعا کنیم که زود بگیرنش.

00:11:12.000 --> 00:11:14.500
‫بعدش با اولین پرواز از اینجا می‌ریم.

00:11:14.630 --> 00:11:18.050
‫خدایا... احساس می‌کنم
‫شاید آخرش یارو آشنا دربیاد...

00:11:18.170 --> 00:11:19.720
‫قاتل رو می‌گی؟

00:11:24.930 --> 00:11:27.720
‫آخه هرچی بیشتر بهش نگاه می‌کنم...

00:11:27.850 --> 00:11:29.970
‫شاید با بچه‌های طبقه‌ی
‫پایین بسکتبال بازی می‌کرده.

00:11:30.060 --> 00:11:31.810
‫البته اسمش رو نمی‌دونستم...

00:11:31.940 --> 00:11:34.440
‫همه‌ش به این فکر می‌کنم
‫ممکن بود چه بلایی سرت بیاد...

00:11:35.440 --> 00:11:37.400
‫از این وضع متنفرم.

00:11:37.530 --> 00:11:40.450
‫به‌زودی دستگیرش می‌کنن
‫و قضیه تموم می‌شه.

00:11:40.570 --> 00:11:42.110
‫دوست‌تون دارم.

00:11:45.580 --> 00:11:47.790
‫ادای فیل‌ها رو دربیار.

00:11:54.290 --> 00:11:57.130
‫بچه‌هایی که توی
‫زندان به دنیا اومدن...

00:11:58.130 --> 00:12:00.860
‫با مامان‌شون حبس ابد رو می‌گذرونن
‫تا بالاخره ازشون جدا بشن.

00:12:01.800 --> 00:12:03.230 line:20%
‫ایشون کیـه؟

00:12:03.680 --> 00:12:04.680 line:20%
‫اسمش میناست.

00:12:04.890 --> 00:12:05.850 line:20%
‫چاو!

00:12:06.770 --> 00:12:09.660 line:20%
‫میناخوشگله!

00:12:10.140 --> 00:12:12.770
‫بی‌گناهی از چهره‌شون معلوم بود.

00:12:12.890 --> 00:12:14.630
‫و بی‌گناهی من هم داشت ثابت می‌شد.

00:12:15.360 --> 00:12:16.650
‫چیزی به آزادی‌م نمونده بود.

00:12:16.770 --> 00:12:18.230
‫ناکس!

00:12:20.780 --> 00:12:22.240
‫چاو، مینا.

00:12:25.740 --> 00:12:27.200
‫پاتریک!

00:12:27.330 --> 00:12:29.410
‫پاتریک! پاتریک!
‫آماندا قراره آزاد بشه؟

00:12:29.540 --> 00:12:32.000
‫پاتریک نمی‌خواد چیزی بگه؟

00:12:32.120 --> 00:12:34.330 line:20%
‫اشتباه بزرگی رخ داده.

00:12:34.460 --> 00:12:36.210 line:20%
‫و امروز جبران می‌شه.

00:12:36.330 --> 00:12:38.750 line:20%
‫موکل بنده، پاتریک لومومبا...

00:12:38.880 --> 00:12:42.340 line:20%
‫طبق شواهد بی‌گناه شناخته شده.

00:12:42.470 --> 00:12:44.130
‫- نه بابا؟ یه‌جوری...
‫- هیس... ساکت باش...

00:12:44.260 --> 00:12:49.260 line:20%
‫امیدم اینـه که ایشون و خونواده‌شون
‫مجدداً توسط جامعه پذیرفته بشن

00:12:49.390 --> 00:12:51.270 line:20%
‫و آبروشون حفظ بشه.

00:12:51.390 --> 00:12:52.420 line:20%
‫در این لحظات...

00:12:52.450 --> 00:12:53.810
‫بالاخره نوبت منـه.

00:12:53.940 --> 00:12:58.400 line:20%
‫مجرمان واقعی این جنایت
‫شنیع قراره محاکمه بشن.

00:12:58.520 --> 00:12:59.570 line:20%
‫پاتریک.

00:13:01.610 --> 00:13:04.950 line:20%
‫می‌خوام از دوست‌هام
‫و خونواده‌م تشکر کنم.

00:13:05.070 --> 00:13:11.870 line:20%
‫مخصوصاً از همسر و پسرم
‫که توی این ماجرا کنارم بودن.

00:13:12.000 --> 00:13:16.290 line:20%
‫هیچ‌وقت به آدمی که بودم، شک نکردن.

00:13:21.000 --> 00:13:25.760 line:20%
‫امیدوارم حق مِردیت مرحوم گرفته بشه.

00:13:29.800 --> 00:13:36.730 line:20%
‫و در آخر می‌خوام از کسانی تشکر کنم
‫که متوجه حقیقت بودن

00:13:36.850 --> 00:13:41.770 line:20%
‫و کاری کردن که به آزادی من منجر بشه.

00:13:41.900 --> 00:13:45.360
‫اگه پاتریک بی‌گناهـه،
‫پس نتیجه‌ی تحقیقات چی می‌شه؟

00:13:46.820 --> 00:13:48.740 line:20%
‫- هیچی.
‫- تا جایی که می‌دونم، هیچی.

00:13:48.870 --> 00:13:49.950 line:20%
‫ولی این رو می‌دونم

00:13:50.070 --> 00:13:51.450
‫نه.

00:13:51.650 --> 00:13:56.160 line:20%
‫پاتریک به‌خاطر شهادت دروغ
‫آماندا ناکس دستگیر شد.

00:13:57.250 --> 00:13:59.960 line:20%
‫و با دستگیری رودی گیده،
‫اون اشتباه هم جبران شده.

00:14:00.080 --> 00:14:01.030
‫نه. نه...

00:14:01.050 --> 00:14:02.190 line:20%
‫و با اطمینان عرض می‌کنم

00:14:02.300 --> 00:14:05.210 line:20%
‫که قاتلان واقعی مِردیت کِرچر

00:14:05.340 --> 00:14:08.090 line:20%
‫به اشد مجازات محکوم خواهند شد.

00:14:08.220 --> 00:14:09.220 line:20%
‫تک‌تک‌شون.

00:14:18.470 --> 00:14:21.800 line:20%
‫[ ۹ سپتامبر ۲۰۰۷ - ۶:۱۸ عصر ]

00:14:21.820 --> 00:14:25.190 line:20%
‫[ ۵۴ روز قبل‌از قتل مِردیت ]

00:14:27.610 --> 00:14:29.200 line:20%
‫بارون!

00:14:29.320 --> 00:14:30.870 line:20%
‫برای من هم بریز.

00:14:30.950 --> 00:14:31.970 line:20%
‫باشه.

00:14:31.990 --> 00:14:35.330 line:20%
‫حاجی چرا بعداز ریدنت، آب نریختی؟

00:14:35.450 --> 00:14:37.290 line:20%
‫شرمنده. حواسم نبود.

00:14:37.410 --> 00:14:41.000 line:20%
‫اون خونواده‌ی پول‌دارت
‫هیچی بهت یاد ندادن؟

00:14:41.130 --> 00:14:42.960 line:20%
‫اگه از خونه بیرونم نمی‌کردن،
‫یاد می‌دادن.

00:14:46.380 --> 00:14:48.010
‫- سلام.
‫- چاو.

00:14:48.130 --> 00:14:50.260
‫- چاو!
‫- می‌شه بیایم داخل؟

00:14:50.380 --> 00:14:52.640 line:20%
‫صدامون بلند بود؟ شرمنده.

00:14:52.760 --> 00:14:55.970 line:20%
‫نه بابا... ولی بو رو فهمیدیم.

00:14:56.100 --> 00:14:58.560 line:20%
‫آهــا.

00:14:58.680 --> 00:15:00.100 line:20%
‫عع...

00:15:00.230 --> 00:15:02.610 line:20%
‫گفتیم شاید یه‌کم اضافه داشته باشین.

00:15:02.730 --> 00:15:03.860 line:20%
‫بله.

00:15:03.980 --> 00:15:08.490 line:20%
‫لائورا روز سختی داشته...

00:15:10.950 --> 00:15:11.950 line:20%
‫اون کیـه؟

00:15:13.530 --> 00:15:14.780 line:20%
‫اسمش آمانداست.

00:15:14.910 --> 00:15:18.410 line:20%
‫بالا زندگی می‌کنه.
‫ایتالیایی‌ش خوب نیست...

00:15:18.540 --> 00:15:20.750 line:20%
‫وگرنه سریع متوجه جذابیت من می‌شد.

00:15:22.250 --> 00:15:23.250 line:20%
‫چاو.

00:15:27.840 --> 00:15:28.870 line:20%
‫چاو.

00:15:34.510 --> 00:15:36.850 line:20%
‫- چاو.
‫- چاو.

00:15:38.810 --> 00:15:40.530 line:20%
‫تو متولد ماه دسامبری.

00:15:41.230 --> 00:15:43.730 line:20%
‫همه‌ی دخترهای خوشگل متولد اون ماهـن.

00:15:45.400 --> 00:15:46.370 line:20%
‫ببخشین...

00:15:46.400 --> 00:15:48.900 line:20%
‫من... نمی‌فهمم.

00:15:49.150 --> 00:15:50.990 line:20%
‫حتماً بهش می‌گم.
‫ممنون.

00:15:52.240 --> 00:15:53.910 line:20%
‫- آخ، ببخشین.
‫- گرفتی؟

00:15:54.030 --> 00:15:55.070 line:20%
‫- ممنون.
‫- ایول.

00:15:55.200 --> 00:15:56.490 line:20%
‫- شب به‌خیر.
‫- چاو.

00:15:56.620 --> 00:15:58.410 line:20%
‫چاو، چاو، ممنون.

00:15:58.540 --> 00:16:00.910 line:20%
‫ممنون!

00:16:04.500 --> 00:16:05.630 line:20%
‫بالا زندگی می‌کنن؟

00:16:07.590 --> 00:16:10.720 line:20%
‫- همین بالا؟
‫- آره، همین بالا.

00:16:10.840 --> 00:16:12.880 line:20%
‫پس می‌رم برگردونمشون.

00:16:13.010 --> 00:16:14.260 line:20%
‫بشین بابا!

00:16:14.390 --> 00:16:16.010 line:20%
‫بگیر بشین.

00:16:16.140 --> 00:16:19.100 line:20%
‫- جاکومو قبل‌از تو دست‌به‌کار شده.
‫- آفرین، پسر گُل.

00:16:19.220 --> 00:16:22.100 line:20%
‫- پس می‌رم سراغ اون یکی.
‫- داداش تو هنوز نمی‌تونی راست کنی.

00:16:22.230 --> 00:16:23.390 line:20%
‫لاشی.

00:16:23.520 --> 00:16:26.110 line:20%
‫- بچه‌بازی درنیار.
‫- می‌خوای این توپ رو بهت فرو کنم؟

00:16:50.130 --> 00:16:53.380 line:20%
‫دیدی گفتم، فیلو؟
‫این حرکت جواب می‌ده.

00:16:53.510 --> 00:16:54.930 line:20%
‫کدوم حرکت؟

00:16:55.050 --> 00:17:00.310 line:20%
‫گفت اگه شما دوتا برین،
‫ازتون پول ماریجوانا رو نمی‌گیرن.

00:17:00.430 --> 00:17:01.470
‫آخ!

00:17:01.600 --> 00:17:05.390
‫نفهمیدم چی گفتی، ولی فکر کنم
‫دارین از ما سوءاستفاده می‌کنین.

00:17:05.520 --> 00:17:06.940
‫شراب و پاستای مفت رو عشقـه.

00:17:07.060 --> 00:17:09.070
‫- فیلو!
‫- شراب و پاستا.

00:17:09.190 --> 00:17:11.570
‫شراب و پاستا.

00:17:14.360 --> 00:17:15.780
‫به‌به!

00:17:15.910 --> 00:17:17.370 line:20%
‫هنوز آماده نیست، آماندا!

00:17:21.870 --> 00:17:23.330 line:20%
‫پوست‌واستخون آمریکایی.

00:17:26.500 --> 00:17:29.090 line:20%
‫به من غذا بدین.

00:17:30.380 --> 00:17:31.750 line:20%
‫گرسنه‌ام.

00:18:12.380 --> 00:18:14.920
‫بااین‌که بازرس‌ها من...

00:18:15.050 --> 00:18:19.510
‫رافائله و رودی رو مجرم می‌دونستن

00:18:19.640 --> 00:18:23.810
‫اما رودی فقط از خودش اسم برد
‫و درخواست محاکمه‌ی فوری داد.

00:18:23.980 --> 00:18:27.220
‫زودتر از ما و جداگانه محاکمه شد.

00:18:27.510 --> 00:18:30.310 line:20%
‫شما به جُرم قتل همراه‌با

00:18:30.460 --> 00:18:35.290 line:20%
‫تجاوز به مِردیت سوزانا کِرچر
‫گناهکار شناخته شدید.

00:18:35.400 --> 00:18:38.530
‫به‌خاطر محاکمه‌ی سریعش،
‫حکم سبک‌تری گرفت

00:18:38.650 --> 00:18:40.910
‫و مستقیم رفت زندان.

00:18:41.030 --> 00:18:44.920
‫کسی نبود که بهش توهین کنه...
‫رسانه‌ای نبود که ازش بَد بگه...

00:18:45.410 --> 00:18:48.750
‫و حالا بازرس‌ها می‌تونستن
‫با خیال راحت روی هدف اصلی‌شون...

00:18:49.150 --> 00:18:50.920
‫یعنی من و رافائله تمرکز کنن.

00:18:51.920 --> 00:18:53.880
‫رودی گیده حتی به‌اندازه‌ی ما

00:18:54.000 --> 00:18:56.510
‫تحت بازجویی نبود و سؤال‌پیچ نشد

00:18:56.630 --> 00:19:00.430
‫ولی من و رافائله یک سال رو
‫توی زندان گذروندیم.

00:19:00.550 --> 00:19:03.640
‫توی این مدت، وکیل‌ها
‫خودشون رو آماده‌ی دادگاه کردن.

00:19:04.640 --> 00:19:07.850
‫«هرزه»... «فاسد»... «فاحشه»...

00:19:07.980 --> 00:19:11.440
‫این مارک فونتانا وصله‌های مادرش رو
‫به دختر من می‌چسبونه.

00:19:11.560 --> 00:19:14.190
‫می‌دونم براتون سختـه،
‫ولی توجه نکنین. همه‌ش حرفـه.

00:19:14.320 --> 00:19:16.070
‫این‌ها... نه، فقط حرف نیست.

00:19:16.190 --> 00:19:18.780
‫این‌ها اسم‌هاییـه که
‫برای دخترمون گذاشتن.

00:19:18.900 --> 00:19:20.280
‫هنوز خود مطلب رو نخوندیم.

00:19:20.410 --> 00:19:21.870
‫- ببین چی نوشته...
‫- آقای ناکس. خانم مِلاس...

00:19:21.990 --> 00:19:25.990
‫«مینینی می‌گوید کِرچر در نوعی
‫مراسم فرقه‌ای به قتل رسیده

00:19:26.120 --> 00:19:28.700
‫که سه مظنون موردنظر تحت‌تأثیر
‫مواد مخدر و رابطه‌ی جنسی گروهی

00:19:28.830 --> 00:19:30.500
‫با مضمون جشن هالووین...

00:19:30.620 --> 00:19:32.790
‫مریلین مَنسون
‫و کمیک‌بوک‌های ژاپنی بودند.»

00:19:32.290 --> 00:19:32.800 line:20%
‫(مریلین مَنسون خواننده‌ی معروف موسیقی راک هست
‫که یه شیطان‌پرست در نظر گرفته می‌شه.)

00:19:32.920 --> 00:19:35.380
‫- این چه کُسشعریـه دیگه؟
‫- این‌ها همه‌ش ساختگیـه...

00:19:35.500 --> 00:19:38.380
‫اصلاً ما چرا هنوز اینجایـیم؟

00:19:38.510 --> 00:19:40.550
‫دی‌ان‌ای رودی گیده

00:19:40.670 --> 00:19:42.430
‫- روی اون دختر بیچاره بوده.
‫- حتی خونش.

00:19:42.550 --> 00:19:44.300
‫اثرانگشتش.
‫- همه‌جای اتاق لامصب بوده!

00:19:44.430 --> 00:19:46.470
‫طرف سابقه‌ی دزدی، مواد مخدر

00:19:46.600 --> 00:19:48.270
‫و تعرض به زن‌ها رو داره.

00:19:48.390 --> 00:19:50.770
‫اون‌وقت هنوز دنبال دختر منـن؟

00:19:50.890 --> 00:19:52.560
‫آخه دخترتون از خودش

00:19:52.690 --> 00:19:53.980
‫- و پاتریک اسم برده...
‫- تحت فشار بوده.

00:19:54.110 --> 00:19:55.940
‫یک ساعت بعدش اظهارنامه رو عوض کرد.

00:19:56.070 --> 00:19:57.900 line:20%
‫بهشون بگو قراره چی‌کار کنیم.

00:19:58.030 --> 00:19:59.150 line:20%
‫دارم سعی می‌کنم، لوچانو.

00:20:00.240 --> 00:20:03.200
‫ببینید... نظریه‌ها دور از ذهن هستن

00:20:03.320 --> 00:20:06.370
‫و داستان‌هاشون ساختگی‌ان.
‫خبرنگارها از پلیس یه‌چیزی می‌شنون

00:20:06.490 --> 00:20:08.910
‫و می‌آن به مردم انتقال می‌دن.

00:20:09.040 --> 00:20:12.210
‫برای همین لازمـه که...

00:20:15.420 --> 00:20:17.000
‫باید ازشون دعوت کنیم که بیان.

00:20:20.380 --> 00:20:21.550
‫بیان کجا؟

00:20:23.620 --> 00:20:25.260
‫- به دادگاه؟
‫- بله.

00:20:25.390 --> 00:20:26.410 line:20%
‫مشکل چیـه؟

00:20:26.440 --> 00:20:27.780
‫شوخی‌تون گرفته؟
‫چرا همچین کاری بکنیم؟

00:20:27.810 --> 00:20:29.930 line:20%
‫دوست ندارن خبرنگارها
‫توی دادگاه باشن.

00:20:30.060 --> 00:20:32.770
‫متوجه نگرانی‌تون هستم،
‫ولی دیگه یه سال گذشته.

00:20:32.890 --> 00:20:35.920 line:20%
‫بگو خبرنگارها باید دختره رو
‫توی یه فضای امن ببینن.

00:20:34.730 --> 00:20:36.610
‫بیشتر از یه سال گذشته... یه سال...

00:20:36.730 --> 00:20:41.360
‫و خبرنگارها هنوز
‫با آماندا رودررو نشدن.

00:20:41.490 --> 00:20:43.700 line:20%
‫بذارین چهره‌ی بی‌گناهش رو ببینن.

00:20:43.820 --> 00:20:46.410
‫پلیس توی اون بازجویی براش تله گذاشت

00:20:46.530 --> 00:20:49.080
‫و عمداً هیچی رو ضبط نکرد

00:20:49.200 --> 00:20:51.830
‫چون می‌دونستن براشون بَد می‌شه.

00:20:52.830 --> 00:20:56.790
‫می‌خوایم این کار رو توی دادگاه
‫انجام بدیم تا این اتفاق نیُفته.

00:20:56.920 --> 00:20:58.790
‫حقایق دست ماست.

00:20:58.920 --> 00:20:59.970
‫بله.

00:21:00.300 --> 00:21:02.090
‫و می‌تونیم باهاش
‫این مبارزه رو ببریم.

00:21:04.630 --> 00:21:07.090
‫ولی مردم باید شاهد باشن.

00:21:12.740 --> 00:21:15.490 line:20%
‫[ ۱۶ ژانویه ۲۰۰۹ - ۵:۰۲ بامداد ]

00:21:15.510 --> 00:21:18.260 line:20%
‫[ روز اول دادگاه ]

00:21:26.110 --> 00:21:27.360 line:20%
‫جای من رو گرفتی.

00:21:27.490 --> 00:21:28.570 line:20%
‫که چی؟

00:21:30.280 --> 00:21:33.910 line:20%
‫پنج یورو باهات شرط می‌بندم که
‫توی این یه سال، ناکسی‌شیطونه چاق شده.

00:21:36.170 --> 00:21:39.380 line:20%
‫اگه چاق شده باشه که
‫همه می‌ریم خونه دیگه.

00:22:51.240 --> 00:22:54.740
‫- آماندا! ما اینجایـیم!
‫- آماندا!

00:22:58.210 --> 00:23:00.080
‫- ما اینجایـیم!
‫- نه، صبر کنین!

00:23:00.210 --> 00:23:02.540
‫- تو رو خدا صبر کنین.
‫- دوستت داریم!

00:23:30.030 --> 00:23:32.570
‫خوبـی؟ حالت خوبـه؟

00:23:32.700 --> 00:23:34.370
‫موفق می‌شیم. خیالت راحت.

00:23:37.910 --> 00:23:40.210
‫بلند شو. لطفاً بلند شو.

00:23:43.080 --> 00:23:46.800
‫اجازه بدین یه‌سری چیزها رو روشن کنم.

00:23:46.920 --> 00:23:49.630
‫آخه قراره ببینین که
‫دادگاه قتل ایتالیایی‌ها

00:23:49.770 --> 00:23:51.840
‫خیلی خاص و متفاوتـه.

00:23:52.390 --> 00:23:54.780
‫اول از همه، این بالا روی سکو

00:23:54.800 --> 00:23:58.470
‫همیشه حداقل دو قاضی هست:
‫قاضی اصلی و دستیار.

00:23:58.600 --> 00:24:00.640
‫نمی‌دونم نقش دستیار دقیقاً چیـه.

00:24:00.770 --> 00:24:05.150
‫و بعدش شیش قاضی ثانویه
‫یا همون هیئت منصفه هست.

00:24:05.270 --> 00:24:07.440
‫این‌ها آدم‌های معمولی هستن

00:24:07.570 --> 00:24:11.110
‫که برخلاف دادگاه‌های
‫پیشرفته‌ی آمریکایی

00:24:12.610 --> 00:24:15.620
‫قبل‌از دادگاه از بقیه جدا نمی‌شن
‫و اخبار رو از قبل دنبال می‌کنن.

00:24:15.740 --> 00:24:17.580
‫درست عین بقیه.

00:24:17.700 --> 00:24:19.580
‫ولی مهم‌ترین تفاوت دادگاه اینـه که

00:24:19.700 --> 00:24:22.710
‫قراره محاکمه‌ی کیفری من

00:24:22.830 --> 00:24:24.960
‫همراه‌با محاکمه‌ی مدنی اجرا بشه.

00:24:26.210 --> 00:24:28.210
‫یعنی وکیل‌هام نه‌تنها باید

00:24:28.340 --> 00:24:29.670
‫با بازرس‌های پرونده

00:24:29.800 --> 00:24:33.220
‫که می‌خوان به من و رافائله
‫حبس ابد بدن، مقابله کنن

00:24:33.340 --> 00:24:37.010
‫بلکه باید هم‌زمان با وکیل‌های پاتریک

00:24:37.140 --> 00:24:39.770
‫وکیل‌های خونواده‌ی کِرچر

00:24:39.890 --> 00:24:42.770
‫و وکیل صاحب خونه‌ی
‫دانشجویی درگیر بشن.

00:24:43.890 --> 00:24:47.610
‫همه‌شون دنبال یه خسارت مالی هستن.

00:24:47.730 --> 00:24:49.320
‫راستی یه‌چیز دیگه.

00:24:49.440 --> 00:24:53.070
‫یادتونه که وقتی تحت شکنجه‌ی
‫روانی بودم، اظهاراتی دادم

00:24:53.200 --> 00:24:54.510
‫و وکیلی همراهم نبود؟

00:24:54.550 --> 00:24:56.550
‫گفتم اون شب توی خونه بودم و...

00:24:56.570 --> 00:24:57.990
‫کار پاتریک بود!

00:24:58.120 --> 00:25:00.790 line:20%
‫دادگاه عالی قبلاً پذیرفته
‫که اظهارات ایشون

00:25:00.910 --> 00:25:03.870 line:20%
‫طی اون بازجویی پذیرفتنی نبوده.

00:25:04.000 --> 00:25:08.750 line:20%
‫ولی ظاهراً برای اتهام به
‫آقای لومومبا پذیرفتنی بوده.

00:25:08.780 --> 00:25:10.190
‫صبر کنین. این یعنی چی؟

00:25:10.210 --> 00:25:15.760
‫یعنی هیئت منصفه که هم‌زمان
‫خبر قتل و افترا رو شنیده بود

00:25:15.880 --> 00:25:17.850
‫توقع داشت از یه گوش

00:25:17.980 --> 00:25:20.570
‫اعتراف من به قتل مِردیت رو بشنوه

00:25:22.060 --> 00:25:23.360
‫و از گوش دیگه برعکسش رو.

00:25:23.730 --> 00:25:26.810
‫اگه همون موقع
‫این چیزها رو متوجه می‌شدم

00:25:26.940 --> 00:25:29.690
‫حداقل می‌فهمیدم باید چی بگم.

00:25:29.820 --> 00:25:33.360
‫و شاید می‌فهمیدم که
‫این توصیه به‌شدت اشتباهـه:

00:25:33.490 --> 00:25:34.820
‫سعی کن خودت باشی.

00:25:48.540 --> 00:25:51.880 line:20%
‫از اولین برخوردتون با متهم‌ها بگین.

00:25:52.000 --> 00:25:55.760 line:20%
‫شما اولین افسری بودین
‫که سر صحنه رسیدین.

00:25:55.880 --> 00:25:57.090 line:20%
‫بفرمایین.

00:25:57.220 --> 00:26:02.810 line:20%
‫خانم ناکس و آقای سولچیتو
‫از همون اول رفتار عجیبی داشتن.

00:26:03.390 --> 00:26:07.060 line:20%
‫همه‌ش روی داستان
‫«ورود اجباری» تأکید می‌کردن.

00:26:07.200 --> 00:26:11.660 line:20%
‫همدیگه رو می‌بوسیدن
‫و روی زانوش می‌نشست.

00:26:11.770 --> 00:26:13.070 line:20%
‫حتی توی اداره
‫حرکات ژیمناستیک می‌زد.

00:26:13.190 --> 00:26:15.490 line:20%
‫شبی که اظهارنامه رو ثبت کرد؟

00:26:16.530 --> 00:26:19.910 line:20%
‫ما که باهاش مهربون بودیم.

00:26:20.030 --> 00:26:24.410 line:20%
‫آیا به نیازهای ایشون رسیدگی شد؟
‫باهاشون بَدرفتاری شد؟

00:26:25.410 --> 00:26:28.870 line:20%
‫خیر. ببینید، بازجویی
‫پلیس‌ها کار پُرزحمتیـه.

00:26:29.000 --> 00:26:32.630 line:20%
‫ساعت‌ها طول می‌کِشه.

00:26:32.750 --> 00:26:38.130 line:20%
‫قطعاً ایشون خسته شده،
‫ولی ما هم شدیم.

00:26:38.260 --> 00:26:41.140 line:20%
‫ولی ایشون قبل‌از
‫اعتراف‌کردن مظنون نبودن...

00:26:41.260 --> 00:26:44.560 line:20%
‫تا این‌که گفتن
‫لومومبا رو آوردن به خونه‌شون.

00:26:44.680 --> 00:26:47.060 line:20%
‫شاهد نباید به اظهارنامه اشاره کنه...

00:26:47.180 --> 00:26:49.140 line:20%
‫جناب قاضی!
‫اشاره به اظهارنامه

00:26:49.270 --> 00:26:51.100 line:20%
‫که حین بازجویی گرفته شده، مجاز نیست!

00:26:51.230 --> 00:26:52.900 line:20%
‫اگه شما هم دخالت نکنین،
‫چه فایده داره؟

00:26:53.020 --> 00:26:57.150 line:20%
‫جناب قاضی، این افراد
‫دائما حرف شاهدان رو قطع می‌کنن.

00:26:57.280 --> 00:27:02.280 line:20%
‫شاهد می‌تونه بدون
‫دخالت دیگران ادامه بده.

00:27:03.660 --> 00:27:07.540 line:20%
‫متهم در موقعیت‌های دیگه‌ای گفته

00:27:07.660 --> 00:27:11.760 line:20%
‫که حین بازجویی بهش
‫ضربه‌ی فیزیکی وارد شده.

00:27:12.040 --> 00:27:13.370 line:20%
‫این حقیقت داره؟

00:27:15.640 --> 00:27:16.780 line:20%
‫خیر.

00:27:17.210 --> 00:27:21.890 line:20%
‫جناب قاضی، ظاهراً اداره‌ی پلیس
‫پروجا رو با پلیس گوانتانامو اشتباه گرفتن.

00:27:24.250 --> 00:27:27.010 line:20%
‫یک ساعت استراحت می‌کنیم.

00:27:45.340 --> 00:27:46.630
‫رافائله؟

00:27:47.440 --> 00:27:48.700
‫من اینجائـم.

00:27:53.540 --> 00:27:56.340
‫چرا این بلا سرمون اومد؟

00:27:56.460 --> 00:28:00.510
‫نمی‌فهم چرا پلیس
‫این‌قدر از ما بَدش می‌آد؟

00:28:00.630 --> 00:28:01.930
‫چون لاشی‌ان.

00:28:07.150 --> 00:28:11.310
‫آماندا... شبی که
‫ما رو از هم جدا کردن

00:28:11.440 --> 00:28:13.350
‫خیلی اذیتم کردن

00:28:13.480 --> 00:28:15.520
‫و ترسیده بودم...

00:28:15.650 --> 00:28:17.730
‫- گیج شده بودم...
‫- می‌دونم.

00:28:17.860 --> 00:28:21.030
‫- ولی من باید مراقبت می‌بودم.
‫- می‌دونم... می‌دونم...

00:28:21.150 --> 00:28:22.740 line:20%
‫یادتـه روزی که پای تلفن بودم

00:28:22.860 --> 00:28:24.700 line:20%
‫به بابات قول دادم که مراقبت باشم؟

00:28:24.820 --> 00:28:25.700 line:20%
‫ولی نتونستم.

00:28:25.820 --> 00:28:27.740 line:20%
‫- چرا، تونستی...
‫- نه، هیچ کاری نکردم.

00:28:27.870 --> 00:28:29.330 line:20%
‫معذرت می‌خوام.

00:28:29.450 --> 00:28:30.910 line:20%
‫من هم معذرت می‌خوام.

00:28:43.050 --> 00:28:44.050 line:20%
‫ولی...

00:28:46.140 --> 00:28:47.600 line:20%
‫بالاخره که اینجایـیم.

00:28:49.850 --> 00:28:50.850 line:20%
‫با همـیم.

00:28:52.350 --> 00:28:54.440 line:20%
‫می‌خوام بگم که...

00:28:56.400 --> 00:28:57.900 line:20%
‫من کنارتـم.

00:29:01.030 --> 00:29:02.530 line:20%
‫من هم کنار توام.

00:29:04.490 --> 00:29:05.860
‫درست همین‌جائـم.

00:29:08.080 --> 00:29:09.600 line:20%
‫آقای لومومبا.

00:29:10.490 --> 00:29:14.160 line:20%
‫بعداز این‌که آماندا، این زن شیطان‌صفت

00:29:14.290 --> 00:29:15.930 line:20%
‫شما رو متهم کرد

00:29:16.580 --> 00:29:17.580 line:20%
‫چه اتفاقی براتون افتاد؟

00:29:17.710 --> 00:29:21.460 line:20%
‫- جناب قاضی، دارن اسم می‌ذارن!
‫- این مجاز نیست!

00:29:21.590 --> 00:29:27.180 line:20%
‫جناب پاچلی، لطفاً رعایت کنین.

00:29:27.300 --> 00:29:29.480 line:20%
‫آقای لومومبا، بفرمایید.

00:29:30.260 --> 00:29:33.260 line:20%
‫من تا حالا هیچ کار
‫خلاف قانونی انجام ندادم.

00:29:33.770 --> 00:29:39.110 line:20%
‫ولی یه‌هو بهم گفتن
‫به جُرم تجاوز و قتل متهم شدم.

00:29:39.230 --> 00:29:41.320 line:20%
‫من رو از خونه‌م کشیدن بیرون.

00:29:41.440 --> 00:29:43.650 line:20%
‫سه روز بازداشت بودم.

00:29:43.780 --> 00:29:47.030 line:20%
‫نه با کسی حرف می‌زدم
‫و نه حتی می‌تونستم حموم کنم.

00:29:47.160 --> 00:29:50.450 line:20%
‫بعدش هم ۱۱ روز دیگه توی زندان بودم.

00:29:50.580 --> 00:29:53.540 line:20%
‫به یاد پدرم افتادم
‫که یه سیاست‌مدار بود.

00:29:54.660 --> 00:29:59.710 line:20%
‫نُه سالم که بود، دزدیده شد.

00:29:59.840 --> 00:30:02.550 line:20%
‫و تا امروز کسی نمی‌دونه کجاست.

00:30:03.670 --> 00:30:08.890 line:20%
‫به پسرم فکر می‌کردم که
‫قراره همچین چیزی رو تجربه کنه.

00:30:09.010 --> 00:30:12.560 line:20%
‫طی دوران بازداشت‌تون،
‫کافه رو هم مدیریت می‌کردین؟

00:30:12.680 --> 00:30:13.640 line:20%
‫بله.

00:30:13.770 --> 00:30:16.520 line:20%
‫بعداز آزادی‌تون،
‫دوباره کافه رو راه انداختین؟

00:30:16.640 --> 00:30:19.350 line:20%
‫بله، سعی کردم ولی مثل قبل نشد.

00:30:20.730 --> 00:30:23.720 line:20%
‫کافه سه ماه بدون مشتری بود.

00:30:24.230 --> 00:30:26.490 line:20%
‫مجبور بودم کرایه‌ش رو بدم.

00:30:26.610 --> 00:30:30.570 line:20%
‫ولی هیچی نداشتم. پس‌انداز هم نداشتم.

00:30:34.200 --> 00:30:36.500 line:20%
‫حرف مردم هم بود.

00:30:37.580 --> 00:30:39.710 line:20%
‫با خودشون می‌گفتن بین این‌همه کافه

00:30:39.830 --> 00:30:45.010 line:20%
‫چرا باید برن پیش کسی که
‫به جُرم قتل متهم شده؟

00:30:46.090 --> 00:30:48.020 line:20%
‫شغل من همین بود.

00:30:49.050 --> 00:30:50.680 line:20%
‫تازه یه مغازه زده بودم

00:30:52.680 --> 00:30:54.850 line:20%
‫و حالا نابود شد.

00:30:57.230 --> 00:30:58.850 line:20%
‫ممنون، آقای لومومبا.

00:31:00.210 --> 00:31:03.950 line:20%
‫خانم پورتون، شما
‫با مِردیت صمیمی بودین؟

00:31:04.070 --> 00:31:06.360
‫با مِردیت صمیمی بودین؟

00:31:06.490 --> 00:31:09.280 line:20%
‫دستگاه مترجم‌تون کار نمی‌کنه؟

00:31:09.400 --> 00:31:12.160
‫نه، درستـه. فقط وضعیت
‫یه‌کم عجیبـه، ببخشید...

00:31:12.280 --> 00:31:14.080
‫با مِردیت صمیمی بودم؟

00:31:15.080 --> 00:31:16.240
‫بله، خیلی.

00:31:16.370 --> 00:31:17.950
‫بله، توی سه ماهی که می‌شناختمش

00:31:18.080 --> 00:31:19.870
‫با هم خیلی صمیمی بودیم.

00:31:20.000 --> 00:31:25.460 line:20%
‫از رابطه‌ی بین مِردیت
‫و خانم ناکس چی می‌دونین؟

00:31:25.590 --> 00:31:27.380
‫رابطه‌شون خوب بود،
‫ولی یه‌چیزهایی هم بود

00:31:27.510 --> 00:31:29.090
‫که مِردیت رو اذیت می‌کرد.

00:31:30.220 --> 00:31:31.220 line:20%
‫مثلاً چی؟

00:31:31.630 --> 00:31:36.220
‫وقتی دست‌شویی شماره ۲ می‌کرد،
‫توالت رو خوب تمیز نمی‌کرد.

00:31:39.100 --> 00:31:41.480
‫این چه حرفیـه؟
‫چه ربطی داره؟

00:31:41.600 --> 00:31:47.610 line:20%
‫موقعیت‌های دیگه‌ای هم بود
‫که بین‌شون تنش ایجاد کنه؟

00:31:47.730 --> 00:31:50.780
‫آماندا زیادی پُرانرژی بود
‫و برای من شخصیت عجیبی داشت.

00:31:50.900 --> 00:31:52.610
‫اصلاً مثل مِردیت نبود.

00:31:53.820 --> 00:31:55.950
‫یادمـه توی کلانتری
‫دوست‌مون تازه مُرده بود

00:31:56.080 --> 00:31:59.120
‫و آماندا... بی‌احساس بود.

00:32:00.090 --> 00:32:01.210 line:20%
‫«بی‌احساس».

00:32:01.540 --> 00:32:04.710
‫بله، خیلی خون‌سرد بود.

00:32:07.300 --> 00:32:09.860 line:20%
‫جناب قاضی، با اجازه‌تون...

00:32:10.510 --> 00:32:12.840
‫این‌ها اظهارنامه‌های شماست،
‫خانم پورتون

00:32:12.970 --> 00:32:16.010
‫که در دوم، سوم
‫و پنجم نوامبر ثبت شده.

00:32:16.140 --> 00:32:19.680
‫این فرمایشات‌تون توی
‫اظهارنامه‌هایی نوشته شده

00:32:19.810 --> 00:32:22.810
‫که بعداز دستگیری ایشون بوده.

00:32:22.940 --> 00:32:26.650 line:20%
‫- این یعنی چی، جناب قاضی؟
‫- لطفاً بشینید، آقای دالا وِدووا.

00:32:26.770 --> 00:32:29.110
‫پس شاید وقتی اخبار
‫آماندا رو توی تلویزیون دیدین

00:32:29.230 --> 00:32:31.610
‫و از این جنایت شنیعی که
‫بهش متهم شده باخبر شدین

00:32:31.740 --> 00:32:34.820
‫نگاه متفاوتی به قضایا پیدا کردین.

00:32:34.950 --> 00:32:37.490 line:20%
‫- مسخره‌ست!
‫- بشینید!

00:32:37.620 --> 00:32:39.410
‫ایشون توی شوک بوده

00:32:39.540 --> 00:32:42.710
‫ولی از نگاه شما «بی‌احساس»
‫و «خون‌سرد» بوده؟

00:32:42.830 --> 00:32:45.000
‫نه‌خیر، هم اون‌موقع
‫و هم الان نظرم همین بوده.

00:32:45.130 --> 00:32:48.190 line:20%
‫می‌شه برگردم سر سؤالاتم؟

00:32:48.600 --> 00:32:51.320 line:20%
‫لطفاً ادامه بدید، خانم پورتون.

00:32:51.630 --> 00:32:53.760 line:20%
‫خب کجا بودیم؟

00:32:54.970 --> 00:33:01.020 line:20%
‫آیا مورد دیگه‌ای بین مِردیت
‫و ناکس یادتون هست؟

00:33:01.140 --> 00:33:03.480
‫آماندا درباره‌ی روابط
‫جنسی‌ش به همه می‌گفت.

00:33:03.600 --> 00:33:05.850 line:20%
‫روابط زیادی هم بوده.

00:33:05.980 --> 00:33:08.900
‫حتی یه کیف لوازم
‫آرایش رو توی دست‌شویی

00:33:09.020 --> 00:33:12.440
‫عمداً باز می‌ذاشت تا ویبراتور
‫صورتی‌ش و کاندوم‌ها دیده بشه.

00:33:12.570 --> 00:33:15.160 line:20%
‫در معرض عموم می‌ذاشته.

00:33:15.280 --> 00:33:19.490 line:20%
‫شاید همین مِردیت رو معذب کرده.

00:33:19.620 --> 00:33:21.200
‫خیلی اذیت می‌شد.

00:33:21.330 --> 00:33:23.790
‫یکی از ویژگی‌های جالب
‫دیگه‌ی دادگاه‌های ایتالیایی

00:33:23.910 --> 00:33:27.170
‫بیانیه‌های یه‌هویی متهمـه.

00:33:27.290 --> 00:33:29.380
‫می‌خوام صحبت کنم.

00:33:31.090 --> 00:33:32.630
‫مطمئنـی؟

00:33:32.760 --> 00:33:35.090
‫این اولین باره که
‫قراره حرف‌هات رو بشنون.

00:33:37.550 --> 00:33:38.430
‫عع...

00:33:38.550 --> 00:33:42.470 line:20%
‫موکلم قصد صحبت داره.

00:33:44.020 --> 00:33:45.790 line:20%
‫بفرمایید، خانم ناکس.

00:33:47.770 --> 00:33:50.320 line:20%
‫سلام، جناب قاضی.

00:33:51.510 --> 00:33:53.080
‫عجب... عع...

00:33:53.900 --> 00:33:57.240 line:20%
‫می‌خوام یه موضوع رو روشن کنم...

00:33:57.360 --> 00:34:00.120 line:20%
‫درباره‌ی این کیف لوازم آرایش.

00:34:00.240 --> 00:34:04.540 line:20%
‫کیفی که احتمالاً هنوز
‫توی دست‌شویی بازه.

00:34:05.160 --> 00:34:08.540 line:20%
‫من یه ویبراتور داشتم.

00:34:09.670 --> 00:34:15.840 line:20%
‫یکی از دوست‌هام
‫قبل‌از این‌که بیام ایتالیا

00:34:15.970 --> 00:34:19.220 line:20%
‫محض شوخی بهم هدیه داد.

00:34:20.550 --> 00:34:24.930 line:20%
‫یه خرگوش صورتی کوچیکـه...

00:34:25.060 --> 00:34:27.270 line:20%
‫این‌قدره...

00:34:27.390 --> 00:34:28.980 line:20%
‫این‌قدر؟

00:34:31.940 --> 00:34:34.150 line:20%
‫حدوداً ۱۰ سانتی‌متر.

00:34:34.860 --> 00:34:37.200 line:20%
‫آخه می‌خوایم ثبت کنیم...

00:34:38.280 --> 00:34:39.740 line:20%
‫که این‌طور.

00:34:42.780 --> 00:34:45.410 line:20%
‫می‌خواستم این هم بگم که...

00:34:45.750 --> 00:34:47.750 line:20%
‫من بی‌گناهـم.

00:34:52.630 --> 00:34:58.720 line:20%
‫و مطمئنـم حقیقت مشخص می‌شه.

00:35:00.760 --> 00:35:02.550 line:20%
‫همه‌چی به نتیجه می‌رسه.

00:35:04.680 --> 00:35:05.680 line:20%
‫ممنون.

00:35:11.100 --> 00:35:13.730
‫دوستان صمیمی مِردیت
‫برای شهادت حاضر شدن

00:35:13.860 --> 00:35:16.570
‫تا از شخصیت بی‌احساس
‫آماندا ناکس بگن.

00:35:16.690 --> 00:35:19.070
‫دوست صمیمی مِردیت
‫گفته اون و ناکسی‌شیطونه

00:35:19.200 --> 00:35:22.120
‫سر موضوعات شخصی اختلاف داشتن.

00:35:22.240 --> 00:35:24.700
‫مثلاً توالت مشترک‌شون رو
‫تمیز نگه نمی‌داشته.

00:35:24.830 --> 00:35:27.540
‫«بی‌بندوباری ناکس
‫موجب آزار مِردیت می‌شد...»

00:35:27.670 --> 00:35:32.090
‫نه، بنویس «ناکسی‌شیطونه گستاخانه کاندوم
‫و اسباب‌بازی جنسی خود را رونمایی می‌کرد...»

00:35:33.040 --> 00:35:36.000 line:20%
‫بهتر از انتظارمون پیش رفت.

00:35:36.130 --> 00:35:38.090 line:20%
‫مشخصـه که بی‌بندوباره

00:35:38.210 --> 00:35:41.300 line:20%
‫و اعترافاتش هم در ملأعام پخش شده.

00:35:41.430 --> 00:35:45.640 line:20%
‫ولی باید نشون بدیم که
‫داشتن جُرمش رو مخفی می‌کردن.

00:36:03.570 --> 00:36:05.160 line:20%
‫کثافت!

00:36:05.280 --> 00:36:06.950 line:20%
‫- ترسیدم، لائورا!
‫- ببخشین.

00:36:07.080 --> 00:36:08.040 line:20%
‫ارواح عمه‌ت.

00:36:08.160 --> 00:36:10.330 line:20%
‫چرا منتظرم نموندی؟

00:36:10.460 --> 00:36:12.040 line:20%
‫گفتم بعداز کار تنها نرو خونه.

00:36:12.170 --> 00:36:14.460 line:20%
‫خب هوا تاریک شد.
‫تو هم نیومدی.

00:36:14.580 --> 00:36:16.080 line:20%
‫درگیر بودم.

00:36:16.960 --> 00:36:18.050 line:20%
‫چیزه...

00:36:18.170 --> 00:36:23.260 line:20%
‫شنیدم دخترهای
‫انگلیسی از آماندا بَد گفتن.

00:36:23.390 --> 00:36:25.050 line:20%
‫از ویبراتورش گفتن.

00:36:25.180 --> 00:36:27.810 line:20%
‫حالم رو به هم زدن.

00:36:27.930 --> 00:36:29.600 line:20%
‫حتی پلیس هم بهش امون نداد.

00:36:32.020 --> 00:36:36.020 line:20%
‫می‌گن توی کلانتری
‫حرکات ژیمناستیک می‌زده.

00:36:36.150 --> 00:36:37.900 line:20%
‫پشتک می‌زده...
‫روی دستش می‌چرخیده...

00:36:38.020 --> 00:36:39.270 line:20%
‫چرخش دستی زده؟

00:36:42.150 --> 00:36:44.260 line:20%
‫دختره‌ی دیوانه چرا این کار رو کرده؟

00:36:44.990 --> 00:36:47.450 line:20%
‫می‌دونستم دختره روانیـه.

00:36:47.580 --> 00:36:49.540 line:20%
‫نه، فیلو.
‫تو دوستش داشتی.

00:36:49.660 --> 00:36:50.790 line:20%
‫- مطمئنـی؟
‫- بله.

00:36:50.910 --> 00:36:54.210 line:20%
‫از بعضی اخلاق‌هاش بَدت می‌اومد

00:36:54.330 --> 00:36:55.710 line:20%
‫ولی دوستش داشتی و تو رو می‌خندوند.

00:36:55.830 --> 00:36:58.170 line:20%
‫دو روز بعداز قتل مِردیت،
‫باهاش شام خوردیم.

00:36:58.290 --> 00:37:00.170 line:20%
‫حتی بغلش کردی.

00:37:00.300 --> 00:37:02.760 line:20%
‫برنامه گذاشتیم
‫دوباره با هم زندگی کنیم.

00:37:05.590 --> 00:37:06.800 line:20%
‫یادم نمی‌آد.

00:37:09.960 --> 00:37:11.160 line:20%
‫چرا یادم نیست؟

00:37:13.270 --> 00:37:14.480 line:20%
‫اصلاً یادم نمی‌آد.

00:37:16.770 --> 00:37:19.110 line:20%
‫دیگه نمی‌دونم چه نظری دارم، لائورا.

00:37:23.150 --> 00:37:27.160 line:20%
‫دخترهای انگلیسی رفیقم نبودن.
‫عیب نداره.

00:37:28.950 --> 00:37:33.710 line:20%
‫این‌که زیادی پُرانرژی هستم
‫هم مهم نیست.

00:37:33.830 --> 00:37:37.210 line:20%
‫ولی این‌که گفتن
‫مِردیت ازم ناراحت بوده...

00:37:42.050 --> 00:37:44.260 line:20%
‫ببین، آماندا.

00:37:46.220 --> 00:37:47.640 line:20%
‫اون‌ها توی واقعی رو نمی‌بینن.

00:37:48.850 --> 00:37:51.010 line:20%
‫چیزی رو می‌بینن که ازش می‌ترسن.

00:37:51.140 --> 00:37:54.060 line:20%
‫چجوری بهشون بفهمونم
‫که من اون آدم نیستم؟

00:37:55.890 --> 00:37:59.690 line:20%
‫متأسفانه من هیچ‌وقت
‫بازاریابی بلد نبودم.

00:38:01.190 --> 00:38:02.610 line:20%
‫از ته دل باهاشون حرف بزن!

00:38:03.780 --> 00:38:04.780 line:20%
‫باشه؟

00:38:09.880 --> 00:38:14.010 line:20%
‫[ ۱۴ فوریه ۲۰۰۹ - ۹:۱۶ صبح ]

00:38:16.840 --> 00:38:20.660 line:20%
‫[ عشق دوای هر دردی‌ست ]

00:38:40.100 --> 00:38:41.980
‫آهای، آشغال روانی!

00:38:43.190 --> 00:38:44.900
‫اینجا رو ببین، روانی!

00:38:56.120 --> 00:39:00.330 line:20%
‫خجالت‌آوره. باید یه هیولا باشی
‫که همچین کاری بکنی.

00:39:00.510 --> 00:39:04.130
‫پوشیدن همچین لباسی
‫و اون کارها شرم‌آوره.

00:39:04.210 --> 00:39:06.090 line:20%
‫داره شهر ما رو مسخره می‌کنه.

00:39:06.210 --> 00:39:09.130 line:20%
‫کشورمون رو مسخره می‌کنه.
‫اون خونواده‌ی داغ‌دار رو مسخره می‌کنه.

00:39:09.260 --> 00:39:11.510
‫دیدین چه رفتاری داشت؟
‫انگار که...

00:39:11.640 --> 00:39:14.560
‫مردم ایتالیا دیگه رسماً
‫بهش می‌گن «پوتانا» (فاحشه).

00:39:14.680 --> 00:39:16.390
‫به نظرتون چرا همچین لقبی گرفته؟

00:39:19.390 --> 00:39:22.650
‫ما وکیلیـم،
‫نه متخصص روابط عمومی و رسانه.

00:39:22.770 --> 00:39:26.320
‫بهم گفت شما ازش
‫خواستین مثل خودش باشه.

00:39:26.440 --> 00:39:28.590
‫آماندا همون‌طوریش مثل خُل‌وچل‌هاست.
‫دیوونه‌ایـن؟

00:39:28.610 --> 00:39:29.900
‫خجالت بِکش، کریس.

00:39:30.030 --> 00:39:31.740 line:20%
‫- چی گفت؟
‫- می‌گه احمقـیم.

00:39:31.860 --> 00:39:35.240 line:20%
‫همین مونده توی دفتر خودم
‫بهم توهین بشه. من کارهای مهم‌تری دارم.

00:39:35.370 --> 00:39:37.450
‫- ناراحتش کردم؟
‫- کسی قرار نیست به آماندا

00:39:37.580 --> 00:39:39.330
‫توضیح بده که توی دادگاه چی‌کار کنه؟

00:39:39.460 --> 00:39:41.580
‫مثلاً چی بپوشه و چی نگه؟

00:39:41.710 --> 00:39:43.460 line:20%
‫مثلاً مامان‌باباشـن.

00:39:43.560 --> 00:39:45.320
‫فکر نمی‌کردیم لازم باشه
‫این‌ها رو توضیح بدیم.

00:39:45.380 --> 00:39:48.170
‫تازه ما تا حالا همچین

00:39:48.300 --> 00:39:50.220
‫پرونده‌ی جنجالی‌ای نداشتیم

00:39:50.340 --> 00:39:52.680
‫که نگاه مردم بهش این‌قدر منفی باشه.

00:39:52.800 --> 00:39:54.390
‫هیچ‌وقت نداشتیم.

00:39:56.060 --> 00:39:58.350
‫شخصاً توی کل ایتالیا

00:39:58.470 --> 00:39:59.770
‫یه وکیل نمی‌شناسم...

00:39:59.890 --> 00:40:02.850
‫خودت گفتی که باید
‫بیاریمشون توی دادگاه.

00:40:02.980 --> 00:40:05.690
‫خب اون‌موقع بهترین کار همون بود.

00:40:05.820 --> 00:40:07.360
‫اون هیچ‌وقت نمی‌فهمه.

00:40:09.690 --> 00:40:12.320
‫ازش می‌خواین یه آدم دیگه باشه.

00:40:12.450 --> 00:40:16.080
‫می‌خواین محبوب مردم بشه؟
‫نمی‌شه، چون لج‌بازه.

00:40:17.620 --> 00:40:20.540
‫همیشه توی بَدترین شرایط می‌خنده.

00:40:22.210 --> 00:40:24.170
‫جور دیگه‌ای هم می‌تونه دَووم بیاره؟

00:40:31.220 --> 00:40:32.220
‫ای خدا.

00:40:49.360 --> 00:40:51.240
‫قراره علیه من شهادت بده؟

00:40:51.360 --> 00:40:54.110
‫آره. کاملاً طبیعیـه.

00:40:54.240 --> 00:40:55.660
‫نه، اون رفیقمـه... اون...

00:40:55.780 --> 00:40:57.160
‫می‌دونم.

00:40:57.280 --> 00:40:58.530 line:20%
‫خانم رومانلی؟

00:41:03.540 --> 00:41:05.970 line:20%
‫حال‌تون خوبـه، خانم رومانلی؟

00:41:06.540 --> 00:41:08.040 line:20%
‫بله. بله.

00:41:08.170 --> 00:41:09.670 line:20%
‫دوباره می‌پرسم.

00:41:09.800 --> 00:41:12.010 line:20%
‫عادت‌های شخصی خانم ناکس

00:41:13.300 --> 00:41:15.640 line:20%
‫توی خونه بقیه رو اذیت می‌کرد؟

00:41:16.890 --> 00:41:18.220 line:20%
‫بله خب.

00:41:18.290 --> 00:41:20.400 line:20%
‫بعضی‌وقت‌ها کارهای خونه رو می‌پیچوند

00:41:20.480 --> 00:41:24.060 line:20%
‫و من و لائورا
‫به‌جاش تمیزکاری می‌کردیم.

00:41:24.190 --> 00:41:29.520 line:20%
‫می‌دونستین خانم ناکس
‫حشیش مصرف می‌کنه؟

00:41:30.650 --> 00:41:31.650 line:20%
‫بله.

00:41:32.610 --> 00:41:34.370 line:20%
‫و رافائله هم همین‌طور، درستـه؟

00:41:35.290 --> 00:41:40.330 line:20%
‫به نظرتون مصرف‌کننده‌ی
‫جدی بودن یا خیر؟

00:41:40.540 --> 00:41:43.750 line:20%
‫فکر نکنم معتادش بوده باشن...

00:41:43.870 --> 00:41:46.040 line:20%
‫شما هم شریک بودین؟

00:41:46.170 --> 00:41:47.170 line:20%
‫راستش...

00:41:48.500 --> 00:41:49.560 line:20%
‫یه‌بار این اشتباه رو کردم.

00:41:49.590 --> 00:41:50.880
‫این چه وضعیـه؟

00:41:51.000 --> 00:41:56.510 line:20%
‫می‌دونین کی برای
‫خانم ناکس مواد تهیه می‌کرد؟

00:41:56.630 --> 00:41:58.970 line:20%
‫رودی گیده بوده؟

00:41:59.100 --> 00:42:00.350 line:20%
‫جناب قاضی، اجازه بدید.

00:42:00.470 --> 00:42:04.390 line:20%
‫هیچ‌گونه ارتباطی بین آماندا

00:42:04.520 --> 00:42:08.100 line:20%
‫و آقای گیده تابه‌حال ثبت نشده.

00:42:08.230 --> 00:42:09.730 line:20%
‫سؤال مرتبط بپرسین، دکتر مینینی.

00:42:09.860 --> 00:42:15.300 line:20%
‫داشتین می‌گفتین که نسبت به
‫خانم ناکس حس عجیبی داشتین.

00:42:10.940 --> 00:42:11.920 line:20%
‫نگران نباش.

00:42:12.020 --> 00:42:13.280
‫- آخه اون دوستمـه.
‫- می‌دونم.

00:42:16.320 --> 00:42:17.990 line:20%
‫بله.

00:42:19.200 --> 00:42:22.950 line:20%
‫بهش حس عجیبی داشتم.
‫مخصوصاً بعداز ماجرای قتل.

00:42:23.080 --> 00:42:25.710 line:20%
‫بعداز قتل از من و لائورا خواست

00:42:25.830 --> 00:42:29.420 line:20%
‫که باز با هم هم‌خونه بشیم.

00:42:30.630 --> 00:42:34.670 line:20%
‫من هم گفتم «بذار ببینم چی می‌شه».

00:42:35.930 --> 00:42:38.060 line:20%
‫واقعاً نمی‌خواستم.

00:42:38.340 --> 00:42:39.840 line:20%
‫درست نبود.

00:42:42.050 --> 00:42:46.230 line:20%
‫و درباره‌ی خونه‌ی قبلی‌تون،
‫یعنی ویا دلا پرگولا ۷...

00:42:48.270 --> 00:42:51.270 line:20%
‫وقتی قبل‌از قتل از خونه خارج شدین

00:42:53.070 --> 00:42:55.030 line:20%
‫پنجره‌ی اتاق‌تون رو بستین؟

00:42:55.150 --> 00:42:56.240 line:20%
‫بله.

00:42:58.950 --> 00:43:02.910 line:20%
‫نه، درست یادم نیست.

00:43:03.030 --> 00:43:07.370 line:20%
‫نظرتون از همون اول
‫درباره‌ی قتل چی بود؟

00:43:07.500 --> 00:43:12.380 line:20%
‫گفتین «چیزی از اتاقم دزدیده نشده»...

00:43:12.500 --> 00:43:15.590 line:20%
‫- «گوشواره‌های طلایی‌م سر جاشـه».
‫- درستـه.

00:43:15.710 --> 00:43:16.840 line:20%
‫پس...

00:43:18.050 --> 00:43:21.180 line:20%
‫در واقع کسی از پنجره وارد خونه نشده.

00:43:22.140 --> 00:43:25.560 line:20%
‫قاتل از اون سمت نیومده.

00:43:25.770 --> 00:43:28.890 line:20%
‫پس بفرمایید موقع رفتن...

00:43:29.020 --> 00:43:31.220 line:20%
‫پنجره رو بستین؟

00:43:32.060 --> 00:43:34.020 line:20%
‫- تو دوستش داشتی.
‫- مطمئنـی؟

00:43:35.860 --> 00:43:37.030 line:20%
‫تکرار می‌کنم.

00:43:37.150 --> 00:43:39.740 line:20%
‫وقتی شب قتل از اونجا رفتین

00:43:40.570 --> 00:43:43.030 line:20%
‫پنجره بسته بود؟

00:43:43.160 --> 00:43:44.200 line:20%
‫ناکسی‌شیطونه...

00:43:44.330 --> 00:43:45.330 line:20%
‫ساحره‌ی آمریکایی.

00:43:47.660 --> 00:43:49.040 line:20%
‫بستم. پنجره رو بستم.

00:43:50.250 --> 00:43:52.420 line:20%
‫پس ورود اجباری صحنه‌سازی بوده.

00:43:52.540 --> 00:43:53.630 line:20%
‫ممنون.

00:43:58.210 --> 00:44:00.720 line:20%
‫اتاق پنجره‌ی شما.

00:44:02.220 --> 00:44:05.430 line:20%
‫وضعیت پنجره قبل‌از
‫ورود قاتل چطور بود؟

00:44:05.560 --> 00:44:07.930 line:20%
‫جناب قاضی، هنوز تأیید نشده
‫که ورودی در کار بوده.

00:44:08.060 --> 00:44:12.190 line:20%
‫ورود اجباری فرضی*

00:44:14.410 --> 00:44:15.680 line:20%
‫قدیمی بود.

00:44:16.480 --> 00:44:21.450 line:20%
‫و وقتی بسته می‌شد، بسته می‌موند؟

00:44:22.990 --> 00:44:24.780 line:20%
‫نه، امنیتی نداشت.

00:44:24.910 --> 00:44:26.660 line:20%
‫آها، امنیت نداشت.

00:44:26.780 --> 00:44:30.160 line:20%
‫پس اگه پنجره رو ببندین، ممکنـه...

00:44:30.290 --> 00:44:33.250 line:20%
‫توی یه شب طوفانی در ماه نوامبر...

00:44:33.370 --> 00:44:35.290 line:20%
‫خودبه‌خود باز بشه؟

00:44:35.420 --> 00:44:41.150 line:20%
‫و امکان بازشدن پنجره رو
‫مثلاً با یه سنگ، راحت‌تر کنه؟

00:44:41.590 --> 00:44:45.130 line:20%
‫ببخشین، این چه سؤالیـه؟
‫من کارآگاه که نیستم.

00:44:45.550 --> 00:44:49.520 line:20%
‫فقط چیزی که دیدم رو یادمـه
‫و احساس ترسی که داشتم.

00:44:56.040 --> 00:44:58.980 line:20%
‫جناب قاضی، موکلم می‌خواد صحبت کنه.

00:45:00.030 --> 00:45:01.530 line:20%
‫بفرمایید، خانم ناکس.

00:45:02.990 --> 00:45:05.110 line:20%
‫ممنون، جناب قاضی.

00:45:10.790 --> 00:45:13.210 line:20%
‫فقط می‌خواستم بگم...

00:45:14.540 --> 00:45:18.630 line:20%
‫این‌روزها که چنین
‫شهادت‌هایی رو می‌شنوم...

00:45:20.260 --> 00:45:27.510 line:20%
‫حقیقتاً متأسف می‌شم که
‫چنین اغراقی توی گفته‌ها صورت می‌گیره.

00:45:29.180 --> 00:45:31.310 line:20%
‫مثلاً همین ماجرای تمیزکاری خونه...

00:45:31.430 --> 00:45:33.880 line:20%
‫به‌شدت اغراق‌آمیز بیان شد.

00:45:34.440 --> 00:45:39.110 line:20%
‫درستـه که با دخترها جروبحث می‌کردم،
‫ولی با هم مشکلی نداشتیم.

00:45:42.740 --> 00:45:46.110 line:20%
‫همیشه رابطه‌م با این افراد خوب بوده.

00:45:53.750 --> 00:45:54.830 line:20%
‫عع...

00:45:56.080 --> 00:45:59.460 line:20%
‫می‌خواستم همین رو بگم،
‫چون حس خیلی بَدی دارم.

00:46:04.010 --> 00:46:05.800 line:20%
‫عذر می‌خوام، آخه...

00:46:07.640 --> 00:46:08.890 line:20%
‫واقعاً این‌طور نبود.

00:46:12.220 --> 00:46:14.640
‫فکر کردم دیانا هم می‌آد.

00:46:14.770 --> 00:46:16.520
‫بهش گفتم بیاد...

00:46:17.940 --> 00:46:20.940
‫ولی گفتم توی ماشین بمونه.
‫می‌خواستم تنهایی ازت چیزی بپرسم.

00:46:25.400 --> 00:46:27.880
‫ببین، می‌دونم از این
‫چیزها خوشت نمی‌آد.

00:46:28.660 --> 00:46:30.200
‫ولی می‌خوام...

00:46:30.320 --> 00:46:32.830
‫باید کاری کنیم مردم
‫تو رو جور دیگه‌ای ببینن.

00:46:32.950 --> 00:46:35.120
‫- این رو...
‫- من به خدا اعتقاد ندارم، مامان.

00:46:36.680 --> 00:46:38.020
‫اون‌وقت این می‌شه دروغ.

00:46:38.040 --> 00:46:40.250
‫به نظرت اگه بفهمن،
‫بابتش دهنم رو سرویس نمی‌کنن؟

00:46:42.430 --> 00:46:44.850
‫من.. همچین آدمی نیستم.

00:46:44.900 --> 00:46:47.170
‫من آدمی که اون‌ها می‌گن، نیستم.

00:46:47.300 --> 00:46:49.140
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

00:46:49.260 --> 00:46:50.550
‫نمی‌دونم ازم چی می‌خوای...

00:46:50.680 --> 00:46:52.810
‫می‌خوای چی باشم؟
‫می‌خوای چجوری باشم؟

00:46:53.240 --> 00:46:55.190
‫- عزیزم، من...
‫- رفیق خودم رفت اونجا...

00:46:55.220 --> 00:46:56.810
‫جلوی همه...
‫اگه درباره‌ی من

00:46:56.930 --> 00:47:01.610
‫این‌طوری فکر می‌کنه...
‫دیگه چه امیدی دارم؟

00:47:20.790 --> 00:47:22.880
‫- می‌خوام داستانش رو به گوش بقیه برسونم.
‫- آهای!

00:47:23.000 --> 00:47:25.550
‫مزاحمش نشو، آشغال!

00:47:25.670 --> 00:47:27.590
‫یه دخترم رو نابود کردین، بس نبود؟

00:47:27.720 --> 00:47:29.010
‫آره؟

00:47:29.130 --> 00:47:31.470
‫به‌اندازه‌ی کافی
‫از ما پول درنیاوردی؟

00:47:32.970 --> 00:47:35.010
‫خانم، دخترتون به قتل متهم شده.

00:47:35.240 --> 00:47:37.450
‫کار من اینـه که داستان
‫جذاب برای مردم تعریف کنم.

00:47:37.480 --> 00:47:39.060
‫نه، از نظر تو جذابـه.

00:47:39.190 --> 00:47:43.270
‫خودت تصمیم می‌گیری که
‫چی جذابـه و به خورد مردم می‌دی.

00:47:43.400 --> 00:47:45.400
‫دخترهای خوشگل... سکس... قتل...

00:47:45.520 --> 00:47:48.240
‫پس اون مرتیکه‌ای که
‫واقعاً مِردیت رو کُشته چی؟

00:47:49.450 --> 00:47:51.530
‫چرا درباره‌ی اون نمی‌نویسی، آشغال؟

00:47:53.700 --> 00:47:56.290
‫رودی گیده سابقه‌ی دزدی داشت.

00:47:56.410 --> 00:48:00.120
‫فقط دی‌ان‌ای اون روی بدن
‫مِردیت و توی اتاقش بود.

00:48:00.250 --> 00:48:03.500
‫چطوری مردم حتی به این فکر نکردن

00:48:03.630 --> 00:48:05.960
‫که شاید تنهایی
‫این کار رو انجام داده؟

00:48:08.180 --> 00:48:13.150 line:20%
‫[ ۱ نوامبر ۲۰۰۷ - شب قتل مِردیت ]

00:50:42.270 --> 00:50:45.000
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

00:50:45.030 --> 00:50:50.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:50:50.030 --> 00:50:58.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]