﻿WEBVTT

00:11:55.950 --> 00:11:57.500
‫هویی‌جیه.
‫اگه حافظه باهام یاری کنه، گرچه هیچ اعتمادی بهش نبست، اسم اون
‫مرد پیر ایوان ایزیاسلاو بود. اسمی بسیار متداول.
‫او مثل هر کشاورز عامی بود که هر جا می‌تونستی پیدا کنی.
‫ولی او خودش رو فدا کرد. تحت شرایطی بسیار آشفته او تصمیم گرفت
‫تا خودش رو قربانی کنه.
‫گهگاهی بهش فکر می‌کنم. آیا واقعا ارزش اینو دارم که
‫کسی جونش رو برام فدا کنه؟

00:11:57.500 --> 00:11:58.950
‫آلینا منو همراهی می کرد. اون اکثر مواقع مهربون بود ، اما ناگهانی با زبانی
‫زهر آلود شروع می‌کرد به باد انتقاد گرفتن.
‫کوتاه اگه بخوام بگم منو معذب می‌کرد. برنامه داشت بدون مشکل پیش می‌رفت.
‫طبق ایده‌هایی که داشتم ، مبتلایان این سرزمین مسلما متحد می‌شدند.
‫فکر می‌کردم که بتونن سودی برای کسی داشته باشن.
‫و امید داشتم که به قدری مفید واقع شن تا اون پیرمرد بتونه آسوده بخوابه.
‫همچنین اون پیرزن. کسایی که برام خانواده‌ای صمیمی بودن.

00:00:03.880 --> 00:00:05.080
‫‏‫‏‫هویی‌جیه.‬‬

00:00:05.740 --> 00:00:06.960
‫‏‫‏‫چرا؟‬‬

00:00:07.370 --> 00:00:08.710
‫‏‫‏‫هویی‌جیه!‬‬

00:00:09.590 --> 00:00:09.960
‫‏‫‏‫هویی‌جیه!‬‬

00:00:09.960 --> 00:00:10.750
‫‏‫‏‫هویی‌جیه.‬‬

00:00:17.220 --> 00:00:19.220
‫بازگشتتون باعث آرامش خاطره.

00:00:19.570 --> 00:00:21.390
‫‏‫‏‫جناب پاتریوت.‬‬

00:00:21.390 --> 00:00:24.130
‫‏‫‏‫چه اتفاقی... افتاده؟‬‬

00:00:24.130 --> 00:00:26.310
‫‏‫‏‫دابلیو به ما خیانت کرد.‬‬

00:00:26.310 --> 00:00:30.530
‫پیش پای شما اقدام به حذفش کردم. نیازی نیست که نگران باشید.

00:00:30.530 --> 00:00:33.530
‫من مسئولیت جوخه‌ی سارکازی که تحت امرش بود رو در اختیار می‌گیرم.

00:00:34.050 --> 00:00:36.150
‫‏‫‏‫دابلیو...‬‬

00:00:36.150 --> 00:00:37.370
‫‏‫‏‫رهبر.‬‬

00:00:38.130 --> 00:00:44.230
‫به چه دلیل... بدون اطلاع من... هسته‌ی شهر رو به حرکت انداختین؟

00:00:44.230 --> 00:00:45.790
‫عذرخواهی می‌کنم.

00:00:46.140 --> 00:00:49.260
‫وضعیت فوری بود. هیچ فرصتی برای تعلل وجود نداشت.

00:00:49.260 --> 00:00:50.250
‫‏‫‏‫تالولا.‬‬

00:00:50.980 --> 00:00:55.250
‫بسیاری از چیز‌ها... وقتی که شروع شدند... از حرکت نخواهند ایستاد.

00:00:55.250 --> 00:00:59.260
‫به همین دلیله که کلید رو به شما سپردم.

00:00:59.260 --> 00:01:03.620
‫می‌خوام شما تصمیم بگیرین که بهتره متوقف شیم یا خیر.

00:01:04.700 --> 00:01:06.140
‫‏‫‏‫متوجه شدم.‬‬

00:01:06.140 --> 00:01:09.820
‫‏‫‏‫هیچکس... سد راه ما نخواهد شد.‬

00:01:09.820 --> 00:01:12.070
‫‏‫‏‫روی شما حساب کردم، جناب.

00:01:12.500 --> 00:01:16.100
بریم به دنبال ‫‏‫‏‫فراست‌نوا و دیگران که در لونگمن منتظر کمک هستن.

00:01:17.240 --> 00:01:19.210
‫‏‫‏‫تالولا.‬‬

00:01:19.210 --> 00:01:22.030
‫مهم‌ نیست که شر چقدر بیداد کنه؛

00:01:22.430 --> 00:01:26.310
‫تمام گناهان... عاقبت به پایان خواهند رسید.

00:01:26.310 --> 00:01:29.910
‫من... چنین اعتقادی دارم.

00:01:29.910 --> 00:01:31.750
‫منم همینطور.

00:01:32.370 --> 00:01:35.760
‫بدرود، رهبر.

00:01:37.720 --> 00:01:39.370
‫از جونم محافظت می‌کنه؟

00:01:39.370 --> 00:01:40.760
‫‏‫‏‫این سنگ؟‬‬

00:01:40.760 --> 00:01:44.290
‫‏‫‏‫این خرافات... فهمیدم، فهمیدم.

00:01:44.290 --> 00:01:45.730
‫اگه بگیرمش راضی میشی؟

00:01:46.210 --> 00:01:48.350
‫من یکی که قراره زیاد عمر کنم.

00:01:48.350 --> 00:01:51.610
‫تو هم سعی کن قدر زندگی خودتو بدونی.

00:01:52.080 --> 00:01:55.370
‫‏‫‏‫طلسم محافظتی من شکسته شد.

00:01:56.760 --> 00:01:59.160
نجات بدم... چه کسی رو؟

00:01:59.570 --> 00:02:02.570
‫پایان ببخشم... به چه چیزی؟

00:02:03.570 --> 00:02:09.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:09.030 --> 00:02:17.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:03.570 --> 00:02:11.420 line:20%
باشد برای تمام جانان، محلی برای آرامیدن و خوابی ابدی

00:02:19.910 --> 00:02:23.730
آن گل کوچکی که پایمال کردی

00:02:24.110 --> 00:02:28.690
آیا شکست قلب تو را؟

00:02:29.260 --> 00:02:35.090
آیا به راستی به درد آورد تو را؟

00:02:36.350 --> 00:02:39.450
نه محلی که شدیم زاده

00:02:40.450 --> 00:02:43.640
نه محلی که می‌شویم غبار

00:02:44.410 --> 00:02:48.800
پس چیست که می‌توانیم انتخاب کنیم؟

00:02:50.410 --> 00:02:52.580
هر چه می‌بینی

00:02:52.580 --> 00:02:54.670
آنچه هست که می‌بینم

00:02:54.670 --> 00:02:58.630
وجودم آتش گرفته

00:02:58.810 --> 00:03:02.980
نور دوره از ما

00:03:02.980 --> 00:03:04.850
آیا نمی‌بینی؟

00:03:04.850 --> 00:03:06.990
چه دردناکه

00:03:06.990 --> 00:03:09.050
رها کردیم

00:03:09.050 --> 00:03:11.190
خطا کردیم

00:03:11.190 --> 00:03:13.240
رنجیدیم

00:03:13.240 --> 00:03:15.330
و رنجاندیم

00:03:15.330 --> 00:03:17.590
پایان این روز‌ها

00:03:17.590 --> 00:03:21.460
خواهشا، خواهشا

00:03:21.460 --> 00:03:25.330
بده ندای پایان را

00:03:32.960 --> 00:03:33.960
Hatori :ترجمه

00:03:28.920 --> 00:03:32.940
آرکنایتز
برخاستن از اخگر

00:03:33.990 --> 00:03:37.470
‫‏‫‏‫«آخرین وندیگو به دست فرمانروای شیاطین کشته خواهد شد.»‬‬

00:03:37.470 --> 00:03:39.170
‫حتما این جمله رو شنیدی.

00:03:39.170 --> 00:03:42.880
‫‏‫‏‫یه پیشگویی؟ این مزخرفات رو باور می‌کنی؟

00:03:43.240 --> 00:03:46.550
‫داره به اون پیر سالخورده و اون دخترک اشاره می‌کنه.

00:03:46.550 --> 00:03:49.930
‫اون آخرین بازمانده‌ی یک نژاد باستانی تو کشور ماست.

00:03:49.930 --> 00:03:52.890
‫من اونو خوب به خاطر دارم. اما من-

00:03:52.890 --> 00:03:54.390
‫کلتسیت، خواهش می‌کنم.

00:03:56.320 --> 00:03:57.610
‫خیلی خب.

00:03:57.610 --> 00:03:58.010
‫ممنونم-

00:03:58.010 --> 00:03:59.000
‫وارفارین...

00:03:59.000 --> 00:04:01.110
‫انگار قانونمون رو فراموش کردی.

00:04:01.110 --> 00:04:04.900
‫درباره «فرمانروای شیاطین» نبینم دوباره چیزی به زبون بیاری.

00:04:06.160 --> 00:04:08.410
‫‏‫‏‫رد، مراقب اینجا باش.‬‬

00:04:08.410 --> 00:04:09.370
‫فهمیدم.

00:04:13.410 --> 00:04:16.300
‫بعد از دیدن کل چیز‌هایی که چن سان تحمل کردن؛

00:04:16.300 --> 00:04:20.260
‫و تمام چیز‌هایی که ازش محافظت کردن، متوجه شدم.

00:04:20.260 --> 00:04:23.260
‫احساسات چن سان و ما با هم یکی هستن.

00:04:23.740 --> 00:04:27.640
‫من به فومیزوکی سان قول دادم که هر طور شده برشون می‌گردونم.

00:04:27.640 --> 00:04:30.810
‫آره، منم قولی دادم.

00:04:31.290 --> 00:04:32.880
‫این که تالولا رو نجات میدم.

00:04:34.580 --> 00:04:38.730
‫اگه بشه برای جلوگیری از پیش اومدن حتی یک اندوه تازه در این سرزمین کاری کرد،

00:04:38.730 --> 00:04:40.930
‫هر چی که باشه انجامش میدم.

00:04:41.390 --> 00:04:43.130
‫بریم جلوی برخورد رو بگیریم.

00:04:43.130 --> 00:04:43.940
‫‏‫‏‫بله!‬‬

00:04:45.170 --> 00:04:47.880
‫همگی، صبحتون بخیر!

00:04:47.880 --> 00:04:49.660
‫رهبر رودس، آمیا هستم.

00:04:50.060 --> 00:04:52.870
‫با تمامی اپراتورها صحبت مهمی دارم.

00:04:52.870 --> 00:04:53.700
‫آمیا.

00:04:53.700 --> 00:04:57.220
‫همان طور که دیروز عصر اعلام شد، جوخه‌ای از اپراتور‌های منتخب،

00:04:57.220 --> 00:04:59.570
‫برای جلوگیری از نقشه‌ی ریونیون عازم خواهند شد.

00:05:00.040 --> 00:05:01.960
‫مسلما نبرد سختی خواهد بود.

00:05:01.960 --> 00:05:06.230
‫همچنین، در صورت شکست در ماموریت، جنگی آغاز خواهد شد.

00:05:06.600 --> 00:05:10.530
‫در این صورت، فارغ از هر توطئه‌ای که پشت ریونیون وجود داشته،

00:05:10.530 --> 00:05:13.410
‫تنها یک حقیقت به ما تحمیل خواهد شد.

00:05:13.730 --> 00:05:16.680
‫این که مبتلایان باعث و بانی جنگ بودند.

00:05:16.680 --> 00:05:21.800
‫جنگ؛ شاید برای یک شرکت داروسازی کلمه‌ای بی‌ارتباط به شمار بیاد.

00:05:22.120 --> 00:05:26.970
‫با این حال، رودس از قبل به درون گرداب جنگی نامرئی قدم گذاشته.

00:05:27.480 --> 00:05:32.200
‫ما از زمان تاسیس، توانمون رو برای درمان کامل اوریپاتی به کار گرفتیم.

00:05:32.200 --> 00:05:36.000
‫اما کسانی هستند که به خصومت بین مبتلایان و نامبتلایان دامن زده،

00:05:36.000 --> 00:05:39.020
‫و از این خصومت به نفع خود استفاده می‌کنند.

00:05:39.040 --> 00:05:42.920
‫دشمن ما دیگر تنها اوریپاتی نیست.

00:05:42.920 --> 00:05:45.690
‫پس از جنگ بین اورسوس و یان،

00:05:45.690 --> 00:05:49.290
‫تنها نفرتی ابدی نسبت به مبتلایان به جای خواهد ماند.

00:05:49.300 --> 00:05:52.700
‫در این شرایط، نه امکان درمان اوریپاتی و نه همزیستی وجود نخواهد داشت.

00:05:52.700 --> 00:05:56.000
‫در چنین آینده‌ای، دلیل وجود رودس ازش ربوده خواهد شد.

00:05:56.370 --> 00:05:59.990
‫ما باید هر طور که شده ماموریت رو با موفقیت به اتمام برسونیم.

00:05:59.990 --> 00:06:02.680
‫همچنین، از عزیزانی که اینجا باقی می‌مانند،

00:06:02.680 --> 00:06:06.120
‫تقاضا دارم که فعالیت‌های همیشگی رودس رو ادامه بدن.

00:06:06.420 --> 00:06:09.630
‫فارغ از این که از ماموریت برگردیم یا خیر،

00:06:08.330 --> 00:06:09.630 line:20%
‫آمیا سان...

00:06:09.630 --> 00:06:10.860
‫بر می‌گردین.

00:06:10.860 --> 00:06:15.380
‫مطمئن شین که رودس ‫در ادامه هم تا جای ممکن به نجات مردم ادامه خواهد داد.

00:06:14.230 --> 00:06:15.380 line:20%
‫آمیا.

00:06:15.700 --> 00:06:16.840
‫پایان.

00:06:18.650 --> 00:06:20.250
‫نباید بری.

00:06:20.250 --> 00:06:21.310
‫چرا؟

00:06:21.310 --> 00:06:23.090
‫ بلیز، رفتارت عجیب شده.

00:06:23.090 --> 00:06:25.930
‫مجبور نیستی که حتما بری.

00:06:25.930 --> 00:06:26.890
‫ این ماموریت با همیشه فرق-

00:06:26.890 --> 00:06:28.170
‫چون می‌میرم؟

00:06:29.090 --> 00:06:31.720
‫به همین راحتی این حرفو نزن!

00:06:31.720 --> 00:06:34.780
‫ایس و اسکاوت مردن، درسته؟

00:06:34.780 --> 00:06:38.180
‫می‌خوام برم و با چشمای خودم ببینم. این که چه اتفاقی براشون افتاد.

00:06:38.180 --> 00:06:41.860
‫می‌تونی این خاطرات رو رها کنی. به عقب نگاه نکنی-

00:06:41.860 --> 00:06:44.940
‫آه... نه، این حرف درست نیست.

00:06:45.220 --> 00:06:49.860
‫ببخشید. چیزای غمگین هم بخش مهمی از خاطراتن.

00:06:50.240 --> 00:06:53.570
‫اگه به عقب نگاه نکنم، فراموش میشن، درسته؟

00:06:53.930 --> 00:06:56.700
‫من می‌خوام همه رو به یاد داشته باشم.

00:06:56.700 --> 00:06:59.500
‫‏‫‏‫حتی اگه مرده باشن، هیچوقت فراموششون نمی‌کنم.‬‬

00:07:00.110 --> 00:07:01.930
‫درسته.

00:07:01.930 --> 00:07:04.960
‫‏‫‏‫ما اپراتورهای ویژه هستیم.‬‬

00:07:04.960 --> 00:07:08.690
‫‏‫‏‫روسمونتیس، سالم برگرد.‬‬

00:07:08.690 --> 00:07:09.670
‫فهمیدم.

00:07:10.570 --> 00:07:12.630
‫واقعا با خودمون می‌بریمش؟

00:07:12.630 --> 00:07:14.890
‫خودت دستاورد‌هاشو تو پرونده تایید کردی.

00:07:14.890 --> 00:07:18.680
‫می‌دونم که حرفم متناقضه، اما اون زیادی سنش پایینه.

00:07:18.990 --> 00:07:21.100
‫منم دلایل خودمو دارم.

00:07:21.650 --> 00:07:24.310
‫کی فکر می‌کرد روزی می‌رسه که تو اینقدر دلسوزی به خرج بدی؟

00:07:25.660 --> 00:07:27.890
‫‏‫‏‫تو در طبقه‌ی زیرین لونگمن پیروز شدی.

00:07:27.890 --> 00:07:29.530
‫من اسم اونو پیروزی نمی‌ذارم.

00:07:29.530 --> 00:07:31.400
‫و شخصا فرمانده‌ی دشمن رو به رودس آوردی.

00:07:31.400 --> 00:07:33.080
‫‏‫‏‫اون دشمن نبود.

00:07:33.080 --> 00:07:36.300
‫دکتر، بین دوست و دشمن تمایز قائل شو.

00:07:36.300 --> 00:07:38.780
‫نه، نمی‌خوام از قضاوتت انتقاد کنم.

00:07:39.330 --> 00:07:43.690
‫‏‫‏‫تو تلاش کردی انگیزه‌هاشو به عنوان دشمن درک کنی‬‬ و عواقبش رو پذیرفتی.

00:07:44.130 --> 00:07:47.990
‫‏‫‏‫تا زمانی که با صداقت با هر چه در این سرزمین رخ میده روبه‌رو بشی،‬‬

00:07:47.990 --> 00:07:50.430
‫‏‫‏‫من به قضاوتت احترام خواهم گذاشت.‬‬

00:07:51.020 --> 00:07:54.430
‫فارغ از نتیجه‌اش، به همراه هم مسئولیتش رو می‌پذیریم.

00:07:54.810 --> 00:07:59.540
‫مسئولیت و اختیارات افراد با هم رابطه‌ی متقابل و مکملی دارن و به تنهایی بی‌ارزشن.

00:07:59.540 --> 00:08:04.100
‫تمایز بین دوست و دشمن هم به تویی سپرده شده که بار فرماندهی رو بر دوش داری.

00:08:04.720 --> 00:08:06.470
این ‫ربطی به خاطراتت نداره.

00:08:06.470 --> 00:08:09.140
‫من به قضاوت تویی که الان هستی احترام می‌ذارم.

00:08:09.140 --> 00:08:10.480
‫ببخشید که منتظر موندین!

00:08:10.840 --> 00:08:12.730
‫‏‫‏‫سخنرانی خوبی بود.

00:08:12.730 --> 00:08:14.180
‫‏‫‏‫فوق‌العاده بود.‬‬

00:08:14.780 --> 00:08:16.530
‫خیلی ممنون.

00:08:18.190 --> 00:08:19.410
‫«متناقض»، هان؟

00:08:18.780 --> 00:08:20.460 line:20%
‫‏‫‏‫خیلی ممنون.

00:08:20.330 --> 00:08:22.860
پس باقی این دخترا فرقشون چیه؟

00:08:23.660 --> 00:08:25.330
‫‏‫‏‫خب، شروع کنیم.‬‬

00:08:25.930 --> 00:08:29.100
‫این ماموریت رو هر سه تای ما رهبری خواهیم کرد.

00:08:29.100 --> 00:08:31.330
‫با داده‌هایی که از کلینیک آزازل گرفتیم،

00:08:31.330 --> 00:08:33.730
‫تونستیم درک خوبی از ساختار شهر پیدا کنیم؛

00:08:33.730 --> 00:08:36.360
‫‏‫‏‫اما به دلیل فاجعه، ارتباطات مختل شدن.

00:08:36.360 --> 00:08:41.120
‫بنابراین، جوخه‌ی آرت و دیدبانی کاپیتان ریدیان کانون ارتباطات ما خواهد بود.

00:08:41.660 --> 00:08:44.610
‫با در نظر گرفتن جوخه‌ی عملیات ویژه کاپیتان مانترا،

00:08:44.610 --> 00:08:46.550
‫‏‫‏‫و سه جوخه‌ی رزمی ما،‬‬

00:08:46.550 --> 00:08:48.850
‫‏‫‏‫در مجموع، پنج جوخه‬‬ ‏‫‏‫در این ماموریت داریم.‬‬

00:08:48.850 --> 00:08:52.310
ما ‫‏‫‏‫از طریق دریچه‌های تعمیرات در کناره‌های شهر نفوذ می‌کنیم.‬

00:08:52.310 --> 00:08:53.720
‫در حین نزدیک شدن،

00:08:53.720 --> 00:08:56.330
‫یک اسکادران هوایی نقش طعمه‌ رو ایفا می‌کنه.

00:08:56.330 --> 00:08:58.570
‫استتار زمینی هم فعال میشه.

00:08:58.970 --> 00:09:00.950
‫استتار بدنه تکمیل شد.

00:09:01.450 --> 00:09:02.870
‫فن‌ها رو روشن کنید.

00:09:03.230 --> 00:09:06.630
‫هسته‌ی شهر به شکل سفینه جنگی طراحی شده.

00:09:06.630 --> 00:09:09.130
‫‏‫‏‫عملا تجسمی از خشونت ورزی اورسوسه.

00:09:09.130 --> 00:09:11.390
‫‏‫‏‫همه‌ی شهروندانش اینطور نیستن.‬‬

00:09:11.390 --> 00:09:13.750
‫‏‫‏‫تا زمانی که حامی جنگ باشن فرقی نداره.‬‬

00:09:14.320 --> 00:09:17.680
‫‏‫‏‫شرمنده. تصویر سوختن زادگاهم هنوز جلوی چشمامه.‬‬

00:09:18.010 --> 00:09:22.020
‫‏‫‏‫فایرواچ، این فرصت بهم داده نشد تا بتونم نجاتت بدم؛

00:09:22.020 --> 00:09:24.190
‫جوخه‌ی دیدبانی ریونیون دارن نزدیک میشن.

00:09:24.190 --> 00:09:25.980
‫تا گزارش ندادن وارد عمل شین.

00:09:26.570 --> 00:09:28.520
‫‏‫‏‫اما حالا در کنارت خواهم جنگید.‬‬

00:09:28.520 --> 00:09:31.990
‫تا زمانی که نفوذ با موفقیت انجام بشه، بیا از منطقه محافظت کنیم.

00:09:31.990 --> 00:09:32.610
‫‏‫‏‫آره.‬‬

00:09:33.280 --> 00:09:35.080
‫وارد غبار شن می‌شیم!

00:09:35.080 --> 00:09:36.190
‫دریافت شد.

00:09:38.490 --> 00:09:40.030
‫اوه، چه روشن!

00:09:40.030 --> 00:09:43.410
‫نمی‌دونستم شوالیه درخشان از این کارا هم می‌تونه انجام بده.

00:09:43.410 --> 00:09:45.240
‫‏‫‏‫درسته، کاپیتان مانترا؟‬‬

00:09:45.580 --> 00:09:49.170
‫شگفت انگیزه! حتی داخل غبار هم می‌تونیم راحت ببینیم!

00:09:49.170 --> 00:09:52.260
‫نهایتا یک دقیقه مخفی می‌مونید. عجله کنید!

00:09:52.260 --> 00:09:55.030
‫دریافت شد! نفرات، نفوذ رو شروع می‌کنیم!

00:10:01.840 --> 00:10:03.890
‫‏‫‏‫واقعا این شکلی قراره برم؟

00:10:03.890 --> 00:10:07.430
‫وقت نداریم کار کردن با اینو بهت یاد بدیم.

00:10:07.740 --> 00:10:11.100
‫تو تنها استعدادت اینه که بلدی داخل دهنت نودل فوری بپزی.

00:10:11.100 --> 00:10:12.110
‫منظورت چیه؟

00:10:12.110 --> 00:10:13.920
‫همینو تحمل کن. برو.

00:10:13.920 --> 00:10:15.230
‫‏‫‏‫وا- وایسا!‬‬

00:10:16.420 --> 00:10:17.230
‫‏‫‏‫شوخی بود.‬‬

00:10:17.230 --> 00:10:19.470
‫نظرتون چیه؟ خلبانیم خوبه، مگه نه؟

00:10:19.470 --> 00:10:20.070
‫‏‫‏‫هان؟‬‬

00:10:20.070 --> 00:10:21.930
‫از ارتفاع می‌ترسین؟

00:10:21.930 --> 00:10:25.420
‫گفتم توجهشون رو جلب کنی، نه که مانور آکروباتیک بدی.

00:10:25.420 --> 00:10:26.770
‫آمیا هستم!

00:10:26.770 --> 00:10:28.950
‫تمام جوخه‌ها با موفقیت نفوذ کردن!

00:10:29.330 --> 00:10:33.020
‫‏‫‏‫مفهوم شد. ما دیگه برمی‌گردیم.

00:10:33.020 --> 00:10:33.790
‫‏‫‏‫آمیا...

00:10:34.450 --> 00:10:36.570
‫رودس به وجودت نیاز داره.

00:10:37.540 --> 00:10:39.230
‫همگی به سلامت برگردین.

00:10:39.230 --> 00:10:40.540
‫‏‫‏‫برای موفقیتتون دعا می‌کنم.‬‬

00:10:40.540 --> 00:10:41.380
‫چشم!

00:10:42.240 --> 00:10:43.890
‫خوشحالم که سالم بازگشتین.

00:10:43.890 --> 00:10:44.890
‫سالم؟

00:10:44.890 --> 00:10:47.450
‫تعداد زیادی از یارانمون کشته شدن.

00:10:47.450 --> 00:10:50.490
‫‏‫‏‫فراست‌نوا، یتی‌ها و حتی فاوست.

00:10:50.490 --> 00:10:51.600
‫که اینطور.

00:10:51.600 --> 00:10:55.550
‫‏‫‏‫وضعیت لونگمن با چیزی که قبل از ماموریت گفته شد اصلا شباهتی نداشت.

00:10:55.550 --> 00:10:57.360
‫حتی داخل این هسته‌ی شهر هم...

00:10:57.360 --> 00:11:00.110
‫تماس بین افراد ریونیون قطع شده!

00:10:59.550 --> 00:11:00.550 line:20%
‫آهای، بسه!

00:11:00.110 --> 00:11:01.720
‫اینجا چه خبره؟

00:11:01.720 --> 00:11:03.580
‫‏‫‏‫پاتریوت کوش؟

00:11:03.580 --> 00:11:05.470
‫این اوضاع منطقی نیست!

00:11:04.510 --> 00:11:05.770 line:20%
‫‏‫‏‫مراقب حرف زدنت باش!‬‬

00:11:05.770 --> 00:11:09.860
‫‏‫‏‫ریونیون هرگز فاوست رو فراموش نخواهد کرد.‬‬

00:11:09.860 --> 00:11:12.750
‫‏‫‏‫ما حتما انتقام یارانمون رو خواهیم گرفت.

00:11:13.380 --> 00:11:15.840
‫می‌خوام به مفیستو استراحتی بدم.

00:11:15.840 --> 00:11:18.460
‫باقی شما هم به کمی آسایش نیاز دارین.

00:11:18.460 --> 00:11:19.990
‫به طرف اردوگاه راهنماییشون کنید.

00:11:19.990 --> 00:11:20.660
‫اطاعت.

00:11:24.180 --> 00:11:27.300
‫اونا رو از باقی جوخه‌ها جدا کنید.

00:11:27.580 --> 00:11:28.830
‫‏‫‏‫برای همیشه.‬‬

00:11:28.830 --> 00:11:30.680
‫تو کی هستی؟

00:11:31.820 --> 00:11:34.010
‫‏‫‏‫من... کی هستم؟‬‬

00:11:34.010 --> 00:11:36.760
‫تو... می‌خوای چه کار کنی؟

00:11:36.760 --> 00:11:38.270
‫‏‫‏‫ چه کار...

00:11:38.270 --> 00:11:41.050
‫برای خودم... بجنگم؟

00:11:41.700 --> 00:11:43.110
‫‏‫‏‫بجنگم؟‬‬

00:11:45.790 --> 00:11:48.030
‫‏‫‏‫اورسوس‌های پرغرور.

00:11:48.570 --> 00:11:52.960
‫انتظار داشتم در نهایت این شما دو تا باشین که جون سالم به در می‌برید.

00:11:59.840 --> 00:12:02.200
‫ما هم وضعیت رو تحت نظر گرفتیم.

00:12:02.200 --> 00:12:04.910
‫جوخه‌ی مانترا، راه‌های ارتباطی دشمن رو بررسی کنید.

00:12:04.910 --> 00:12:08.580
‫جوخه‌ی ریدیان، ارتباطات رو برقرار نگه دارین و به شناسایی ادامه بدین.

00:12:08.580 --> 00:12:10.920
‫پس جوخه‌های ذکر شده، شروع به کار کنید.

00:12:11.490 --> 00:12:16.550
‫‏‫‏‫ریدیان، مانترا و تمامی اپراتور‌‌های ویژه خانواده‌ی من به حساب میان.

00:12:16.950 --> 00:12:18.220
‫‏‫‏‫خانواده؟

00:12:18.220 --> 00:12:21.430
‫اما می‌دونم که نباید اینطور بهشون نگاه کنم.

00:12:21.860 --> 00:12:25.460
‫‏‫‏‫دکتر، ایس و اسکاوت رو می‌شناسی؟

00:12:25.460 --> 00:12:27.310
‫‏‫‏‫ایس رو می‌شناسم.

00:12:27.310 --> 00:12:30.510
‫جفتشون رو... چندین روزه که ندیدم.

00:12:31.530 --> 00:12:33.700
‫یعنی کجا ممکنه رفته باشن؟

00:12:33.700 --> 00:12:35.930
‫‏‫‏‫روسمونتیس، اونا دیگه-

00:12:35.930 --> 00:12:37.650
‫وضعیت طبق انتظاره.

00:12:38.130 --> 00:12:41.200
‫شبکه‌ی ارتباطی شهر به طور غیر عادی قطع شده.

00:12:41.200 --> 00:12:44.950
‫اما اوریجینیومی که باعث اختلال شده رو هم به حال خودش گذاشتن.

00:12:44.950 --> 00:12:47.870
‫تالولا قصد داره درون سازمان شکاف ایجاد کنه.

00:12:47.870 --> 00:12:50.260
‫عوضش خوندن حرکات مبارز‌انش سخت میشه.

00:12:50.260 --> 00:12:51.790
‫تعداد دیدبان‌ها رو افزایش بدیم.

00:12:51.790 --> 00:12:52.770
‫هوم.

00:12:52.770 --> 00:12:53.340
‫‏‫‏‫لاواکا.‬‬

00:12:53.340 --> 00:12:53.790
‫بله!

00:12:53.790 --> 00:12:54.720
‫‏‫‏‫بلوایش‌سیلور.‬‬

00:12:54.720 --> 00:12:55.170
‫‏‫‏‫بله.‬‬

00:12:55.170 --> 00:12:58.690
‫شما با تیم‌هاتون از مسیر فرعی حرکت کنید.

00:12:58.690 --> 00:12:59.550
‫دریافت شد.

00:13:01.390 --> 00:13:04.910
‫‏‫‏‫این چیه؟ حضور خفیفی رو دارم حس می‌کنم.‬‬

00:13:04.910 --> 00:13:09.640
‫درسته. کمی ضعیفه اما... بوی مرگ رو میشه ازش حس کرد.

00:13:09.640 --> 00:13:11.500
‫‏‫‏‫یک مراسم سارکاز باستانی؟‬‬

00:13:11.500 --> 00:13:13.980
‫‏‫‏‫بله، تنها کسایی که می‌تونن انجامش بدن...

00:13:13.980 --> 00:13:16.230
‫وندیگویی با خون خالص.

00:13:16.230 --> 00:13:19.530
‫پس اون واقعا اینجاست؟

00:13:19.810 --> 00:13:21.030
‫حرکت می‌کنیم.

00:13:21.030 --> 00:13:22.190
‫‏‫‏‫آرایش بگیرید.‬‬

00:13:28.160 --> 00:13:30.040
‫شکی نیست.

00:13:30.040 --> 00:13:32.120
‫این مال چن سانه.

00:13:32.460 --> 00:13:33.010
‫زودتر-

00:13:33.010 --> 00:13:35.710
‫از اورسوس گم شین، مبتلاها!

00:13:36.440 --> 00:13:37.780
‫‏‫‏‫لطفا آروم باشین.

00:13:37.780 --> 00:13:39.630
‫ما یک سازمان بی‌طرفیم.

00:13:40.010 --> 00:13:41.710
‫می‌تونیم از پیشروی علائمتون-

00:13:41.710 --> 00:13:44.990
‫نه! من مبتلا نیستم!

00:13:45.220 --> 00:13:47.100
‫‏‫‏‫من شهروند اورسوسم!‬

00:13:47.100 --> 00:13:49.260
‫‏‫‏‫من... چرا من...‬‬

00:13:49.260 --> 00:13:53.010 line:20%
‫مبتلاها همه باید بمیرن! همه بمیرین!

00:13:49.260 --> 00:13:52.100
‫احساس پریشونی دارن. بذارید خودشونو خالی کنن.

00:13:53.260 --> 00:13:55.230
‫شما رو دولت فرستاده؟‌ دیگه دیر-

00:13:55.230 --> 00:13:58.690
‫اگه اینطور بود، همون اول کار می‌کشتنت.

00:13:58.690 --> 00:13:59.860
‫این صدا...

00:14:00.270 --> 00:14:01.740
‫‏‫‏‫گارد سان؟!

00:14:01.740 --> 00:14:03.490
‫سالمین؟

00:14:03.490 --> 00:14:04.750
‫مدتی میشه.

00:14:05.390 --> 00:14:05.980
‫چه خوب...

00:14:05.980 --> 00:14:08.060
‫«اگه به زندگی ادامه بدی، روزی دوباره اونا رو می‌بینی.»

00:14:08.610 --> 00:14:09.910
‫واقعا همینطور شد.

00:14:09.910 --> 00:14:11.540
‫معنی اون لباس چیه؟

00:14:11.540 --> 00:14:14.380
‫توضیح میدم. اما یه لحظه صبر کنید.

00:14:14.380 --> 00:14:15.750
‫‏‫‏‫تاتیانا، برگردیم-

00:14:15.750 --> 00:14:17.640
‫‏‫‏‫خفه شو، ریونیون!‬‬

00:14:17.800 --> 00:14:18.950
‫آدم کش!

00:14:18.370 --> 00:14:20.920 line:20%
‫الان پاتریوت تو این منطقه حضور نداره.

00:14:21.060 --> 00:14:22.550 line:20%
‫بیرون خطرناکه.

00:14:21.750 --> 00:14:23.090
‫پاتریوت؟!

00:14:23.090 --> 00:14:24.750
‫‏‫‏‫اون فقط یه ریاکاره!

00:14:24.750 --> 00:14:25.610
‫اونا...

00:14:25.610 --> 00:14:28.290
‫اون که گذاشت بقیه بزنن شهر رو درب و داغون کنن!

00:14:28.290 --> 00:14:29.460
‫‏‫‏‫اشتباه می‌کنی!‬‬

00:14:30.460 --> 00:14:32.940
‫‏‫‏‫یک گشت سارکاز قراره به زودی از اینجا عبور کنه!

00:14:32.940 --> 00:14:34.190
‫همگی داخل سوله مخفی شین-

00:14:34.190 --> 00:14:36.070
‫چطور انتظار داری باورت کنم؟!

00:14:34.980 --> 00:14:36.070 line:20%
‫آروم باش!

00:14:36.070 --> 00:14:37.870
‫دروغگو! بمیر!

00:14:36.070 --> 00:14:37.870 line:20%
‫خواهش می‌کنم، آروم بگیر!

00:14:37.940 --> 00:14:38.950
‫بمیر-

00:14:40.610 --> 00:14:41.990
‫‏‫‏‫کلتسیت سنسی؟!‬‬

00:14:41.990 --> 00:14:45.360
‫اون به شهروندان آسیبی رسونده؟

00:14:45.360 --> 00:14:49.540
‫اون از سازمان ما فرار کرده. بسته به جوابت می‌تونم کارش رو تموم کنم.

00:14:49.540 --> 00:14:51.720
‫چـ- چرا... من...

00:14:50.740 --> 00:14:52.370 line:20%
‫دشمن داره نزدیک میشه.

00:14:52.370 --> 00:14:54.750
‫اون بهت آسیبی رسونده؟

00:14:54.750 --> 00:14:56.020
‫‏‫‏‫چـ - چنین کاری...

00:14:56.020 --> 00:14:57.320
‫‏‫‏‫سی و پنج متر.‬‬

00:14:57.320 --> 00:14:58.960
‫زودتر... مخفی شین...

00:14:58.960 --> 00:15:00.250
‫قبلش باید جواب بدی.

00:15:00.250 --> 00:15:01.440
‫‏‫‏‫بیست و هشت متر.‬‬

00:15:01.440 --> 00:15:02.440
‫‏‫‏‫خب...‬‬

00:15:02.440 --> 00:15:03.300
‫‏‫‏‫بیست و سه.‬‬

00:15:03.570 --> 00:15:04.470
‫‏‫‏‫مانـ3ـتر.‬‬

00:15:05.060 --> 00:15:06.010
‫‏‫‏‫بیست و دو.‬‬

00:15:07.440 --> 00:15:08.730
‫‏‫‏‫بیست و یک.‬‬

00:15:09.860 --> 00:15:11.460
‫‏‫‏‫نکرد...

00:15:11.460 --> 00:15:13.850
‫اون... هیچ کار اشتباهی نکرد...

00:15:16.730 --> 00:15:18.610
‫چه بازی متقاعد کننده‌ای.

00:15:18.610 --> 00:15:20.340
‫می‌تونم اینطور برداشت کنم؟

00:15:20.340 --> 00:15:22.360
‫یه جور روان درمانی حسابش کن.

00:15:22.360 --> 00:15:24.690
‫‏‫‏‫حالا دردتون آروم می‌گیره.

00:15:24.690 --> 00:15:26.030
‫‏‫‏‫ممنون.

00:15:26.360 --> 00:15:30.580
‫شک داشتم که شاید با بقیه افراد ریونیون کار می‌کنه.

00:15:30.850 --> 00:15:32.040
‫ببخشید.

00:15:32.040 --> 00:15:33.370
‫اشکالی نداره.

00:15:33.370 --> 00:15:37.000
‫‏‫‏‫مهمتر از اون، فکرشو نمی‌کردم که تو بیای تو خط مقدم.

00:15:37.000 --> 00:15:38.390
‫‏‫‏‫گارد سان، اون-

00:15:38.390 --> 00:15:40.000
‫چون ماموریته.

00:15:40.000 --> 00:15:44.130
‫بعدشم می‌خوام انتقام بگیرم. برای خانوادم که آسیب دیده.

00:15:44.480 --> 00:15:46.550
‫این دلیل وجودم اینجاست.

00:15:46.880 --> 00:15:48.390
‫که اینطور.

00:15:48.390 --> 00:15:50.260
‫ببخشید که سوال بیجایی پرسیدم.

00:15:50.620 --> 00:15:52.650
‫‏‫‏‫هر چیزی دلیلی داره.‬‬

00:15:52.650 --> 00:15:55.100
‫همونطور که تو برنگشتی پیشمون.

00:15:55.100 --> 00:15:56.020
‫‏‫‏‫درسته.‬‬

00:15:56.620 --> 00:15:59.430
‫‏‫‏‫تنها دلیل زنده موندن شهروندان در این شهر،

00:15:59.430 --> 00:16:02.370
‫‏‫‏‫به لطف تلاش پاتریوت و چریک‌هاش هست.‬

00:16:02.370 --> 00:16:03.860
‫‏‫‏‫منم دارم کمک می‌کنم.

00:16:04.620 --> 00:16:08.070
‫اون با این که می‌دونست با رودس هستم اجازه داد تا برم.

00:16:08.700 --> 00:16:13.750
‫‏‫‏‫اما من با اراده خودم تصمیم گرفتم تا بمونم. تا تمام ماجرا رو به چشم ببینم.

00:16:14.200 --> 00:16:19.540
‫‏‫‏‫اون به اراده‌ی اسکاوت سان که برای محافظت از من کشته شد احترام گذاشت.

00:16:19.540 --> 00:16:21.460
‫کشته شد؟

00:16:21.460 --> 00:16:26.420
‫‏‫‏‫«مردی مو سفید و سالخورده، شیئی سیاه و سوخته رو با خودش آورد.»

00:16:26.420 --> 00:16:28.560
‫«اون متعلق به اسکاوت بود.»

00:16:28.560 --> 00:16:30.190
‫«اسکاوت دیگه نیستش.»

00:16:30.190 --> 00:16:32.060 line:20%
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان!

00:16:30.190 --> 00:16:32.060
‫«اسکاوت...»

00:16:32.060 --> 00:16:35.600
‫من نوشته بودم... همه چی رو نوشته بودم... اما من...

00:16:35.600 --> 00:16:37.700
‫‏‫‏‫ایس... حتی ایس رو...

00:16:37.000 --> 00:16:39.630 line:20%
‫‏‫‏‫بیاین بریم کمی هوا بخوریم.

00:16:38.310 --> 00:16:40.150
‫چطور تونستم فراموش کنم؟

00:16:40.640 --> 00:16:41.780
‫‏‫‏‫چرا؟

00:16:41.780 --> 00:16:44.650
‫همگی، کمی مدت استراحت رو افزایش می‌دیم.

00:16:45.230 --> 00:16:48.240
‫‏‫‏‫آروم باشین. چشماتون رو ببندین.

00:16:48.620 --> 00:16:49.720
‫‏‫‏‫دکتر.‬‬

00:16:50.270 --> 00:16:53.030
‫‏‫‏‫اسکاوت سان به صورت زبانی پیامی براتون به جا گذاشت.

00:16:53.030 --> 00:16:55.080
‫‏‫‏‫پیام؟ برای من؟‬‬

00:16:55.510 --> 00:17:01.790
‫«حتی یک لحظه از روز‌هایی که در کنارمون جنگیدین رو فراموش نخواهم کرد.»

00:17:02.880 --> 00:17:03.630
‫‏‫‏‫اما...‬‬

00:17:04.370 --> 00:17:07.630
‫در کنارش گفت که بهتره دیگه از میدون نبرد دوری کنید.

00:17:08.260 --> 00:17:13.350
‫«اگه شعله‌ی جنگ و کشتار دکتر رو تغییر بدن...»

00:17:13.350 --> 00:17:14.550
‫نخیر.

00:17:14.550 --> 00:17:19.120
دست روی دست گذاشتن و تماشا کردن برای خود حال حاضرتون غیر ممکنه، درسته؟

00:17:19.120 --> 00:17:19.980
‫آره.

00:17:19.980 --> 00:17:23.610
‫‏‫‏‫هم اسکاوت سان و هم کاپیتان ایس اعتقادات قوی‌ای داشتن.

00:17:23.610 --> 00:17:28.280
‫من الان زنده‌ام و مسئولیت جون دو اپراتور ویژه رو روی شونه‌هام دارم.

00:17:28.780 --> 00:17:32.530
‫برای همین می‌خوام این بار برای به ثمر رسیدن اعتقادات پاتریوت تلاش کنم.

00:17:32.530 --> 00:17:36.370
‫گارد سان، شرایط ما کمی با قبل فرق داره؛

00:17:36.750 --> 00:17:39.600
‫اما اعتقادمون مثل سابق در راستای نجات مردمه.

00:17:39.600 --> 00:17:40.660
‫‏‫‏‫آمیا سان...

00:17:40.970 --> 00:17:43.700
‫‏‫‏‫پس تا زمانی که پاتریوت سرپا باشه سازمان متزلزل نخواهد شد؟

00:17:43.700 --> 00:17:47.250
‫‏‫‏‫بله، اون آخرین ستون باقی‌مانده از عقلانیت ریونیونه.‬‬

00:17:47.820 --> 00:17:50.520
‫‏‫‏‫حتی اگه تالولا بهش خیانت کرده باشه؟‬‬

00:17:51.630 --> 00:17:55.100
‫‏‫‏‫کد شناسایی؟ برخورد؟!

00:17:55.100 --> 00:17:57.170
‫این چیزا رو اولین باره که می‌شنوم!

00:17:57.170 --> 00:17:59.780
‫نکنه... دلیل این که نمیشه از ارتباطات استفاده کرد هم...

00:17:59.780 --> 00:18:01.190
‫‏‫‏‫همه‌اش نقشه‌ی تالولاست.

00:18:01.190 --> 00:18:04.860
‫رودس چی؟ پاتریوت رو هم دشمن خودتون می‌دونید؟

00:18:04.860 --> 00:18:07.360
‫حتما تلاش می‌کنیم که باهاشون صحبت کنیم.

00:18:07.890 --> 00:18:10.190
‫‏‫‏‫من میرم تا وضعیت رو بهش اطلاع بدم!

00:18:10.190 --> 00:18:12.080
‫‏‫‏‫نمی‌تونم بذارم با هم بجنگین!

00:18:12.080 --> 00:18:13.240
‫لطف می‌کنید!

00:18:14.120 --> 00:18:15.760
‫‏‫‏‫برژوکاستی.‬‬

00:18:15.760 --> 00:18:17.450
‫این اسم رو می‌شناختی؟

00:18:17.780 --> 00:18:20.620
‫‏‫‏‫فراست‌نوا می‌گفت که اسم پدرشه.

00:18:20.620 --> 00:18:22.320
‫‏‫‏‫اون اسم واقعیشه.

00:18:22.320 --> 00:18:26.750
‫از زمانی که با یارانش در دشت‌های سردسیر به عنوان «سپر مبتلایان» شناخته می‌شدن.

00:18:27.330 --> 00:18:30.420
‫‏‫‏‫چریک‌ها به نوعی، یک «رودس» دیگه به شمار میان.

00:18:30.420 --> 00:18:31.920
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان؟

00:18:31.920 --> 00:18:32.760
‫‏‫‏‫بریم.‬‬

00:18:33.130 --> 00:18:34.980
‫‏‫‏‫نمی‌خوام به یاد بیارم.‬‬

00:18:35.450 --> 00:18:39.810
‫‏‫‏‫نمی‌خوام از ریونیون چیزی به خاطرم بمونه.

00:18:40.270 --> 00:18:41.820
‫‏‫‏‫بله، درسته.‬‬

00:18:41.820 --> 00:18:46.230
‫چریک‌ها دارن از پیغام رسان‌های پیاده برای ارسال پیام‌های رمزی استفاده می‌کنن.

00:18:46.230 --> 00:18:48.520
‫شاید ابتدایی به نظر بیاد، اما مطمئنه.

00:18:48.520 --> 00:18:50.820
‫‏‫‏‫درسته، کاپیتان مانترا؟‬‬

00:18:51.820 --> 00:18:55.950
‫‏‫‏‫ریدیان، اگه هر گونه ناراحتی حس کردی فورا داروها رو مصرف کن.

00:18:56.240 --> 00:18:57.840
‫‏‫‏‫من همین جام.

00:18:57.840 --> 00:18:58.830
‫هوم.

00:18:59.130 --> 00:19:00.470
‫شروع می‌کنم.

00:19:04.430 --> 00:19:06.920
‫‏‫‏‫پیداشون کردم. سه تا.‬‬

00:19:06.920 --> 00:19:09.290
‫چهار تا. پنج تا.

00:19:10.440 --> 00:19:12.920
‫‏‫‏‫ریدیان، ارتباطت رو باهاش قطع کن!

00:19:12.920 --> 00:19:14.220
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان!

00:19:14.220 --> 00:19:15.970
‫‏‫‏‫ما همه اینجاییم.‬‬

00:19:15.970 --> 00:19:18.340
‫‏‫‏‫من پیشتونم.‬‬

00:19:19.050 --> 00:19:19.760
‫هوم...

00:19:20.550 --> 00:19:22.440
..‫‏‫‏‫ خوبم.‬‬

00:19:22.440 --> 00:19:24.350
‫‏‫‏‫ریدیان، وصل شو.‬‬

00:19:24.730 --> 00:19:26.150
‫‏‫‏‫نه تا...‬‬

00:19:26.150 --> 00:19:28.570
‫‏‫‏‫سیزده... چهارده...‬‬

00:19:28.570 --> 00:19:29.940
‫‏‫‏‫همه‌ رو پیدا کردم.‬‬

00:19:30.260 --> 00:19:31.810
‫آفرین.

00:19:31.810 --> 00:19:35.110
‫حالا پیغام رسان‌ها رو خنثی می‌کنیم و به سمت ناحیه مرکزی می‌ریم.

00:19:35.110 --> 00:19:36.140
‫‏‫‏‫روسمونتیس...‬‬

00:19:36.140 --> 00:19:37.530
‫‏‫‏‫خوبم.‬‬

00:19:37.870 --> 00:19:40.420
‫من برای محافظت از همه اومدم اینجا.

00:19:40.920 --> 00:19:43.250
‫به خاطر این قدرته که الان اینجام.

00:19:43.840 --> 00:19:46.440
‫این که بچه هستم مهم نیست.

00:19:46.440 --> 00:19:48.080
‫‏‫‏‫آمیا هم همینطوره، درست نمیگم؟

00:19:48.560 --> 00:19:50.750
‫‏‫‏‫ما هیولا هستیم، مگه نه؟‬

00:19:50.750 --> 00:19:52.160
‫‏‫‏‫دکتر.

00:19:54.550 --> 00:19:55.590
‫‏‫‏‫رودس.

00:19:55.590 --> 00:19:58.470
‫می‌ذاریم همینطور به پیشروی ادامه بدن.

00:19:59.860 --> 00:20:01.350
‫‏‫‏‫بذارید رد شم!‬‬

00:20:01.350 --> 00:20:04.100
‫تو... یه چیزایی می‌دونی، مگه نه؟

00:20:05.020 --> 00:20:07.140
‫چریک‌ها اون طرف پل دیده شدن!

00:20:07.140 --> 00:20:09.810
‫دریافت شد. آماده و هوشیار باشین.

00:20:10.140 --> 00:20:12.040
‫انگار به قدری نادون نیستن که هجوم بیارن.

00:20:12.040 --> 00:20:12.650
‫اوه؟

00:20:13.200 --> 00:20:15.400
‫‏‫‏‫یه بچه‌ی گربه‌سان؟

00:20:17.860 --> 00:20:20.770
‫از اونجا تا اونجا... می‌برم.

00:20:22.370 --> 00:20:23.540
‫‏‫‏‫با دستام می‌گیرم.

00:20:24.210 --> 00:20:25.070
‫می‌برم.

00:20:26.600 --> 00:20:28.870
‫مثل بریدن سیب زمینی.

00:20:28.870 --> 00:20:32.130
‫‏‫‏‫این... خیلی قدرتمند‌تر از چیزیه که پرونده‌اش گفته بود.

00:20:32.420 --> 00:20:35.760
‫‏‫‏‫این تجسم ذهن روسمونتیسه.‬‬

00:20:36.200 --> 00:20:38.300
‫روی این اطلاعات سرپوش گذاشته شده بود، اما...

00:20:38.300 --> 00:20:41.610
‫اون مبتلایی هست که به طور مصنوعی ایجاد شده.

00:20:42.190 --> 00:20:44.540
‫عامل بیماری در ساقه‌ی مغزش کاشته شده؛

00:20:44.540 --> 00:20:46.060
‫و اگه برداشته بشه منجر به مرگ میشه.

00:20:46.060 --> 00:20:47.850
‫برای این که به سلاح تبدیلش کنن؟

00:20:47.850 --> 00:20:49.450
‫احتمالا.

00:20:49.450 --> 00:20:53.900
‫اگه آرتی که از بدنش نشت می‌کنه به حال خودش رها بشه، جون بقیه رو به خطر می‌اندازه.

00:20:53.900 --> 00:20:59.100
‫بعد از این که تحت مراقبت رودس قرار گرفت، آموزش دید تا آرتش رو به طور ارادی کنترل کنه.

00:20:59.100 --> 00:21:00.740
‫‏‫‏‫البته، به خواست خودش بود.

00:21:01.340 --> 00:21:03.800
‫تو فکر می‌کنی اون یه سلاحه؟

00:21:03.800 --> 00:21:05.120
‫به هیچ وجه یه سلاح نیست.

00:21:05.120 --> 00:21:08.870
‫‏‫‏‫اما... قدرتش بیش از حد زیاده.

00:21:09.640 --> 00:21:13.340
‫اسکاوت هم حتما نسبت به تو همین عقیده رو داشت.

00:21:14.410 --> 00:21:17.260
‫بعضی مسائل رو تنها میشه با اعمال قدرتی کوبنده حل کرد.

00:21:17.600 --> 00:21:20.370
‫اون دخترک هم اینو می‌دونه.

00:21:20.370 --> 00:21:25.180
‫‏‫‏‫بنابراین، مهم‌ترین چیز ‫‏‫‏‫اینه که با چه هدفی از این قدرت استفاده میشه.

00:21:25.700 --> 00:21:28.160
‫این شامل تو هم میشه، دکتر.

00:21:29.390 --> 00:21:31.600
‫‏‫‏‫چریک‌ها در حال عقب‌نشینی هستن!‬

00:21:31.600 --> 00:21:33.100
‫پیشروی کنید.

00:21:33.700 --> 00:21:36.480
‫تمام نفرات، تجهیزات محافظتی رو آماده کنید.

00:21:37.300 --> 00:21:39.340
‫‏‫‏‫داریم به مراسم نزدیک می‌شیم.‬‬

00:21:42.920 --> 00:21:44.660
‫‏‫‏‫قدرتش رو حس می‌کنم.

00:21:45.400 --> 00:21:47.950
‫‏‫‏‫از پشت سرشون میاد.

00:21:47.950 --> 00:21:51.080
‫اما حضور ایشون... و حتی گارد سان رو...

00:21:51.080 --> 00:21:53.040
‫اونو... نابود می‌کنم.

00:21:53.040 --> 00:21:54.840
‫‏‫‏‫وایسا، روسمونتیس!‬‬

00:21:57.930 --> 00:21:59.430
‫‏‫‏‫حالتون خوبه؟!

00:22:00.590 --> 00:22:01.980
‫‏‫‏‫پاتریوت.‬‬

00:22:03.480 --> 00:22:06.160
‫‏‫‏‫سپر... مبتلایان.

00:22:06.970 --> 00:22:09.980 line:50%
سلاح

00:22:10.000 --> 00:22:15.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:22:15.030 --> 00:22:23.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:22:11.980 --> 00:22:20.670 line:20%
آن شب، همراه با نوری به رنگ امید

00:22:20.670 --> 00:22:27.290 line:20%
تابیدی تو در برابر تیرگی

00:22:29.410 --> 00:22:38.040
دیشب، چه برق روشنی بود در چشمانت

00:22:38.040 --> 00:22:46.510
حال ‌جویند به سوی آسمان آن‌ها

00:22:46.510 --> 00:22:55.440
چرا باید تقدیر نویسد دفتر را چنین

00:22:55.440 --> 00:23:03.030
منقش به دمی که ریختند ستارگان

00:23:03.030 --> 00:23:11.720
فردا که رسد، می‌کشم به دوش اندوه را

00:23:11.720 --> 00:23:21.550
اما من همچنان در آغوش گیرم حقیقت را

00:23:21.550 --> 00:23:25.000
Hatori :ترجمه