﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:04.900
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:05.000 --> 00:00:06.080
‫عصربخیر.

00:00:06.960 --> 00:00:09.670
‫امشب فرصت این رو دارم که به مردم آمریکا...

00:00:09.750 --> 00:00:12.970
‫و تمام دنیا گزارش بدم که ایالات متحده...

00:00:13.050 --> 00:00:15.340
‫عملیاتی را رهبری کرده که منجر
‫ به کشته شدن اسامه بن لادن...

00:00:15.640 --> 00:00:16.640
‫رهبر القاعده شده.

00:00:16.720 --> 00:00:18.970
‫واقعا سعی کرده بودم که ذهن انسان رو...

00:00:19.060 --> 00:00:20.310
‫خیلی جدی بگیرم.

00:00:20.560 --> 00:00:24.350
‫زندگی تمام افرادی که با هواپیما پرواز
‫ می‌کنن ممکنه به همین بستگی داشته باشه.

00:00:24.440 --> 00:00:26.150
‫نابودی و شکست شبکه‌اش...

00:00:26.230 --> 00:00:28.860
‫شاهدخت جدید مملکت می‌تونه با...

00:00:28.940 --> 00:00:31.030
‫ولی به طرز فزاینده‌ای نگران...

00:00:31.110 --> 00:00:34.950
‫آزمایش‌های تایید نشده روی خلبان‌ها بودم.

00:00:35.410 --> 00:00:39.330
‫واسه همین گفتم شاید منطقی‌تر باشه
‫که اول چند تا آزمایش‌های خطرناک‌ترم رو...

00:00:39.410 --> 00:00:40.910
‫روی حیوانات انجام بدم.

00:00:41.830 --> 00:00:44.500
‫هر چی باشه ما حاصل تکامل همون‌هاییم.

00:00:46.120 --> 00:00:47.130
‫بیا بریم.

00:00:48.250 --> 00:00:52.630
‫چند ماه پیش با زوجی آشنا شدم
‫ که اخیرا سگشون رو شبیه‌سازی کرده بودن.

00:00:53.090 --> 00:00:55.300
‫اسم سگ اصلی آشیل بود...

00:00:55.380 --> 00:00:58.220
‫و نمونه‌های شبیه‌سازی شده آپولو،
‫ زئوس و تسئوس هستن.

00:00:58.300 --> 00:00:59.430
‫سلام خوشگل‌ها.

00:01:00.220 --> 00:01:01.850
‫یعنی، ببین...

00:01:01.970 --> 00:01:05.190
‫ببینی می‌فهمی که همون سگه.

00:01:05.270 --> 00:01:07.650
‫ظاهرا این یه کار علمیه که...

00:01:07.730 --> 00:01:08.730
‫انجامش میسره.

00:01:08.810 --> 00:01:10.650
‫تا حالا یه نمونه شبیه‌سازی شده
‫رو ماچ نکرده بودم.

00:01:12.320 --> 00:01:14.150
‫آشیل مثل بچه‌مون بود، واقعا بود.

00:01:14.240 --> 00:01:16.910
‫همه چیزمون بود، و وقتی فوت کرد...

00:01:16.990 --> 00:01:19.820
‫- درجا گفتم بریم توی کارش.
‫- فورا آشیل رو شبیه‌سازی کردین.

00:01:19.910 --> 00:01:23.500
‫آره، و سه تا ازش بهمون داده شد.

00:01:23.580 --> 00:01:24.790
‫سه تا از یه سگ یکسان.

00:01:24.870 --> 00:01:26.750
‫ولی متوجه شدم که افرادی که سگ دارن...

00:01:26.830 --> 00:01:29.420
‫که بیش از پنجاه هزار دلار هزینه می‌کنن...

00:01:29.500 --> 00:01:32.090
‫که حیوان خانگی متوفیشون رو بازسازی کنن...

00:01:32.300 --> 00:01:34.510
‫اکثرا از نتیجه‌اش ناامید می‌شن.

00:01:34.800 --> 00:01:35.800
‫نه، نه، نه.

00:01:37.800 --> 00:01:39.090
‫نظر اولیه من این بود که...

00:01:39.180 --> 00:01:41.510
‫هیچ شباهتی بین رفتار...

00:01:42.010 --> 00:01:44.140
‫آشیل و این بچه‌ها نمی‌بینم.

00:01:44.270 --> 00:01:45.730
‫دقیق شبیه خودشن.

00:01:46.140 --> 00:01:48.270
‫ولی یه سری چیزها رو نمی‌شه
‫توی آزمایشگاه درست کرد دیگه.

00:01:48.350 --> 00:01:49.690
‫که منطقی هم هست.

00:01:49.770 --> 00:01:52.860
‫دی‌ان‌ای یا طبیعتشون شاید یکی باشه...

00:01:53.150 --> 00:01:54.440
‫ولی سگ اصلی...

00:01:54.530 --> 00:01:57.650
‫کاملا گذشته‌ی متفاوتی با
‫نمونه‌های شبیه‌سازی شده داشت.

00:01:57.860 --> 00:02:00.200
‫«پرورش» به کار رفته کاملا تفاوت داشت.

00:02:02.080 --> 00:02:05.830
‫در حال حاضر، مونیک و بوگدان دارن
‫سه تا نمونه‌شون رو...

00:02:06.120 --> 00:02:09.580
‫توی شهر ساکت و بزرگ لون‌تری
‫در کلورادو بزرگ می‌کنن.

00:02:09.670 --> 00:02:11.790
‫ولی حین بزرگ شدن آشیل...

00:02:11.880 --> 00:02:14.250
‫زوج توی یه آپارتمان دلگیر...

00:02:14.340 --> 00:02:16.920
‫در مکه‌ی پرهیاهوی تکنولوژی سن خوزه...

00:02:17.010 --> 00:02:21.010
‫جایی که بوگدان واسه اینتل کار می‌کرد
‫و مونیک اکثرا خونه بود زندگی می‌کردن.

00:02:21.090 --> 00:02:22.890
‫پس اون زمان اکثرا نقش مامان حیوانات
‫رو داشتم...

00:02:22.970 --> 00:02:25.560
‫و مراقب آشیل و گربه‌هام بودم، یعنی...

00:02:25.640 --> 00:02:27.390
‫دنیام بودن. همه‌چیزم بودن.

00:02:27.480 --> 00:02:30.730
‫اون زمان از پس هزینه شبیه‌‌سازیش
‫برنمی‌اومدیم.

00:02:30.810 --> 00:02:32.150
‫- یا اصلا چیزی رو شبیه سازی کنیم.
‫- هیچی رو.

00:02:32.230 --> 00:02:33.980
‫اون موقع یعنی. آره، اصلا.

00:02:34.570 --> 00:02:35.820
‫ببخشید، صرفا گفتم دیگه.

00:02:36.820 --> 00:02:37.940
‫خب آره، یعنی...

00:02:38.030 --> 00:02:39.530
‫- چی شد؟
‫- چیزه...

00:02:40.780 --> 00:02:41.910
‫- مالیدیش؟
‫- آره.

00:02:42.620 --> 00:02:45.790
‫الان دیگه از هشت شب تا دو صبح مشغولم.

00:02:45.870 --> 00:02:47.330
‫واقعا مثل خون‌آشام‌ها شدم.

00:02:47.410 --> 00:02:51.210
‫الان دی‌جی شده و بوگدان هم از
‫خونه کار می‌کنه.

00:02:51.250 --> 00:02:52.790
‫الان زندگیشون متفاوت شده.

00:02:52.880 --> 00:02:54.380
‫ببین. ببین بوگدان چقدر مو داشته.

00:02:54.460 --> 00:02:55.880
‫- آره.
‫- اون... اون چیه؟

00:02:55.960 --> 00:02:57.260
‫- صفحه‌ی دارته؟
‫- آره.

00:02:58.380 --> 00:02:59.380
‫هنوز دارت دارین؟

00:02:59.470 --> 00:03:01.010
‫- نه، دیگه نداریم.
‫- نه نداریم.

00:03:01.090 --> 00:03:02.090
‫پس دارت بازی می‌کردین؟

00:03:04.510 --> 00:03:05.560
‫هر از گاهی.

00:03:05.640 --> 00:03:10.350
‫و این موقعیت عالی‌ای بود که تئوری‌ای
‫ که داشتم رو آزمایش کنم.

00:03:10.640 --> 00:03:12.940
‫که می‌تونستی شبیه‌سازی سگی رو...

00:03:13.020 --> 00:03:16.270
‫وادار کنی که زندگی دقیق سگ اصلی
‫ رو داشته باشه...

00:03:16.360 --> 00:03:18.190
‫به صحنه‌ی ما خوش اومدین.

00:03:19.740 --> 00:03:22.240
‫وای. دقیق صندلی‌ خودمه.

00:03:22.530 --> 00:03:24.160
‫- خودشه.
‫- همون کنترله.

00:03:24.280 --> 00:03:25.490
‫همون کنترله.

00:03:25.580 --> 00:03:28.490
‫تجربه‌ی همون بزرگ شدن...

00:03:28.580 --> 00:03:31.710
‫باعث تطبیق رفتار سگ جدید هم می‌شد؟

00:03:32.120 --> 00:03:34.390
‫[تمرین]

00:03:34.420 --> 00:03:36.420
‫این صحنه‌ی آپارتمانشون...

00:03:36.540 --> 00:03:37.630
‫در اون دورانه.

00:03:37.710 --> 00:03:39.510
‫خیلی‌خب بچه‌ها، می‌خوام معرفیتون کنم.

00:03:39.590 --> 00:03:41.880
‫- این‌ها بازیگرهامونن...
‫- سلام.

00:03:41.970 --> 00:03:43.550
‫- که قراره نقش شما رو ایفا کنن.
‫- سلام.

00:03:43.640 --> 00:03:44.640
‫بفرمایید داخل.

00:03:44.720 --> 00:03:46.800
‫بوگدان همیشه ساعت هفت و نیم بیدار می‌شه.

00:03:46.890 --> 00:03:49.430
‫من و آشیل می‌ریم یه پیاده‌روی
‫خیلی طولانی...

00:03:49.520 --> 00:03:50.890
‫چون واقعا خوش می‌گذره.

00:03:51.020 --> 00:03:52.440
‫من قهوه درست کردم.

00:03:52.520 --> 00:03:54.480
‫یکی دو پیمانه. بلدید دیگه.

00:03:54.600 --> 00:03:56.610
‫خیلی وقت پیش راجع به بچه‌دار شدن
‫حرف زدیم...

00:03:56.690 --> 00:03:57.860
‫ولی اون آمادگیش رو نداشت...

00:03:57.940 --> 00:03:59.610
‫چون تازه وارد شرکت شده بود.

00:03:59.690 --> 00:04:02.610
‫و توپش دقیقا همین‌جا کنار غذاشه.

00:04:02.700 --> 00:04:04.950
‫گفتم که، «خب، آماده نیست دیگه.»

00:04:05.110 --> 00:04:07.580
‫و گفتم یا باید اصرار کنم...

00:04:07.910 --> 00:04:09.540
‫یعنی باید چیکار کنم؟

00:04:11.500 --> 00:04:14.620
‫نمونه‌ای که تصمیم گرفتیم روش آزمایش کنیم،
‫یعنی زئوس...

00:04:14.750 --> 00:04:16.830
‫همچنان یه توله سگ تاثیرپذیر بود.

00:04:17.090 --> 00:04:19.800
‫و چون بازیگرهامون داشتن به صورت
‫شبانه‌روزی نقش آفرینی می‌کردن...

00:04:19.880 --> 00:04:21.800
‫امیدمون این بود که با زمان کافی...

00:04:21.880 --> 00:04:24.510
‫واسه تجربه‌ کردن زندگی آشیل در اون سن...

00:04:24.590 --> 00:04:27.600
‫زئوس هم عملا تبدیل به همون سگ بشه.

00:04:29.510 --> 00:04:33.560
‫واسه آزمایش زئوس، برنامه‌ریزی این
‫ اتفاقات در لس‌آنجلس خوب بود...

00:04:33.640 --> 00:04:36.150
‫چون برعکس کلورادوی کوهستانی...

00:04:36.230 --> 00:04:39.150
‫ارتفاع اینجا تقریبا دقیق...

00:04:39.270 --> 00:04:41.730
‫مثل خانه‌ی اصلی آشیل در سن خوزه بود.

00:04:42.070 --> 00:04:43.070
‫آشیل!

00:04:44.110 --> 00:04:46.780
‫تنها تفاوت بوی شهر می‌بود...

00:04:46.910 --> 00:04:48.410
‫که ایجادش راحت می‌بود...

00:04:48.490 --> 00:04:52.910
‫اون هم توسط جمع آوری هوای
‫ سن خوزه با کمپرسور...

00:04:53.000 --> 00:04:57.830
‫و انتقال 560 کیلومتریش
‫با کامیون به لس‌آنجلس.

00:04:58.130 --> 00:05:00.710
‫به این روش پیاده‌روی‌های روزانه‌ی زئوس...

00:05:00.800 --> 00:05:04.470
‫دقیقا همون بویی رو می‌داد که پیاده‌روی
‫ آشیل در سال 2011 می‌داد.

00:05:04.550 --> 00:05:09.600
‫و با ماشین‌های اون دوره و بازیگرانی که نقش
‫بزرگان دنیای تکنولوژی رو ایفا می‌کردن...

00:05:09.680 --> 00:05:12.890
‫یه روز معمولی سن خوزه رو در
‫ لس‌آنجلس داشتیم.

00:05:12.970 --> 00:05:14.890
‫بابت استیو جابز خیلی ناراحت شدم.

00:05:14.980 --> 00:05:16.810
‫- افسانه‌ای بود واسه خودش، نه؟
‫- آره دیگه.

00:05:17.020 --> 00:05:19.560
‫نتونستم برم خاکسپاریش چون خواب موندم.

00:05:19.650 --> 00:05:22.230
‫آهان، عرضه اولیه سهامتون نیمه شب بود،
‫چطور پیش رفت؟

00:05:22.860 --> 00:05:25.700
‫برنامه ریخته بودم که مونیک
‫ هر هفته سر بزنه...

00:05:25.780 --> 00:05:28.740
‫که ببینه زئوس بیشتر شبیه آشیل می‌شه یا نه.

00:05:29.280 --> 00:05:33.200
‫روشش این بود که یه حمله‌ی دیابتی
‫ الکی داشته باشه...

00:05:33.290 --> 00:05:36.370
‫چون گفته بود که وقتی واقعا حمله دیابتی
‫ بهش دست داده بود..

00:05:36.460 --> 00:05:37.620
‫آشیل واکنش خاصی نشون داده بود.

00:05:37.710 --> 00:05:40.000
‫پشت هم واق واق کرد و لیسم زد...

00:05:40.080 --> 00:05:41.540
‫و سعی کرد من رو به هوش بیاره.

00:05:42.090 --> 00:05:43.670
‫بیا اینجا. بابایی رو صدا کن.

00:05:45.920 --> 00:05:49.090
‫ولی هر چند باری که تظاهر به مرگ کرد...

00:05:51.180 --> 00:05:53.140
‫زئوس اصلا اهمیتی نداد.

00:05:53.220 --> 00:05:54.680
‫اصلا حواست به مامانی نیست.

00:05:54.770 --> 00:05:57.600
‫و وقتی گفتم بازیگرها هم همین کار رو...

00:05:57.690 --> 00:06:00.900
‫حین شبیه‌سازی بکنن، باز هم اهمیتی نداد.

00:06:06.820 --> 00:06:09.490
‫چندین هفته گذشته بود و پیشرفتی
‫ حاصل نشده بود...

00:06:09.570 --> 00:06:12.490
‫و داشتم امیدم رو به این آزمایش
‫ از دست می‌دادم.

00:06:14.120 --> 00:06:17.080
‫از لحاظ نظری اگه همه‌چیز مشابه می‌بود...

00:06:17.160 --> 00:06:18.580
‫باید جواب می‌داد.

00:06:19.460 --> 00:06:22.540
‫- شاید چیزی رو از قلم انداخته بودم.
‫- خیلی‌خب، شب بخیر.

00:06:23.960 --> 00:06:26.590
‫اون وقت بود که متوجه ایجاد تنش...

00:06:26.670 --> 00:06:28.260
‫در روابط تقلبی شدم.

00:06:28.340 --> 00:06:30.680
‫گفتم که فنجون‌ها رو اینطوری ول نکنی.

00:06:31.340 --> 00:06:33.930
‫- چیزه... آره.
‫- که فرض کردم بر اساس...

00:06:34.010 --> 00:06:36.930
‫نقش آفرینی بازیگرها از زوج واقعی بود.

00:06:37.020 --> 00:06:38.230
‫کمک کنم؟

00:06:38.980 --> 00:06:40.560
‫نه، چیزی نیست. از پسش برمیام.

00:06:41.480 --> 00:06:43.610
‫همون فیلمت رو ببین.

00:06:44.270 --> 00:06:46.280
‫ظاهرا در جوانی آشیل...

00:06:46.400 --> 00:06:49.860
‫یه اختلافاتی بین مونیک و بوگدان
‫پیش اومده بود.

00:06:49.950 --> 00:06:53.410
‫اون زمان من آماده‌ی بچه‌دار شدن بودم،
‫ولی اون آمادگیش رو نداشت.

00:06:53.490 --> 00:06:55.620
‫واسه همین گفتم یه سگ بگیریم.

00:06:55.830 --> 00:06:58.830
‫می‌دونستم باید یکم صبر کنم که
‫ اون آمادگیش رو به دست بیاره...

00:06:58.910 --> 00:07:01.460
‫چون قرار نبود خودم تنهایی بچه‌دار بشم.

00:07:06.090 --> 00:07:08.550
‫خب اعتراف می‌کنم که...

00:07:10.130 --> 00:07:13.090
‫کاملا خودم رو وقف کارم کرده بودم.

00:07:13.180 --> 00:07:16.310
‫و چون می‌دونستم چقدر سگ‌ها
‫ نسبت به احساسات حساسن...

00:07:16.390 --> 00:07:19.600
‫بازیگرها رو تشویق کردم که سمت
‫غریزه‌شون برن...

00:07:19.680 --> 00:07:22.150
‫تا فضای داخل خونه رو بهتر بازسازی بکنن.

00:07:23.560 --> 00:07:24.980
‫قراره همیشه همین کار رو بکنی؟

00:07:26.020 --> 00:07:27.360
‫انقدر دیر بیای خونه؟

00:07:27.780 --> 00:07:30.490
‫- شروع نکن مونیک، خسته‌ام.
‫- خسته‌ای؟

00:07:31.820 --> 00:07:32.990
‫من تنهام.

00:07:33.070 --> 00:07:35.120
‫داریم روی یه ریزپردازنده‌ی
‫ جدید کار می‌کنیم.

00:07:35.200 --> 00:07:36.530
‫پروژه‌ی بزرگیه.

00:07:36.780 --> 00:07:38.830
‫دوست داشتم واست توضیح بدم،
‫ولی اصلا نمی‌فهمی.

00:07:41.540 --> 00:07:44.170
‫- من بچه می‌خوام.
‫- باز شروع کردی؟

00:07:48.590 --> 00:07:50.670
‫باید یه شغل پیدا کنی.

00:07:51.800 --> 00:07:54.590
‫هیچ ساختاری نداری. مغزت داره روانی می‌شه.

00:07:55.140 --> 00:07:56.760
‫من انسانم.

00:08:02.190 --> 00:08:03.480
‫نمی‌خوام دعوا کنم.

00:08:04.810 --> 00:08:05.860
‫من هم نمی‌خوام.

00:08:06.560 --> 00:08:12.000
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

00:08:18.330 --> 00:08:20.790
‫سخت بود که بفهمیم...

00:08:20.870 --> 00:08:22.830
‫اصلا این کارها روی آشیل تاثیری داشته یا نه.

00:08:22.910 --> 00:08:24.040
‫بیا.

00:08:24.210 --> 00:08:27.000
‫ولی زئوس ظاهرا داشت یه چیزهایی
‫ رو توی ذهنش ثبت می‌کرد.

00:08:27.080 --> 00:08:29.840
‫نه صبر کن. کاندوم نداریم.

00:08:30.340 --> 00:08:31.760
‫وای.

00:08:32.340 --> 00:08:35.470
‫من اصلا وقت این کارها رو ندارم.
‫با بچه‌های اینتل...

00:08:35.550 --> 00:08:37.850
‫بلیط گرفتیم که بریم امشب «خماری دو»
‫ رو ببینیم.

00:08:37.930 --> 00:08:38.930
‫حالا هر چی.

00:08:42.430 --> 00:08:44.270
‫هی، خیلی آب نریز.

00:08:44.350 --> 00:08:48.310
‫و سپس، بعد سه روز، یه چیز شگفت‌انگیز
‫ رو شاهد بودم.

00:08:48.940 --> 00:08:50.190
‫مونیک اشاره کرده بود...

00:08:50.270 --> 00:08:53.320
‫که چون آشیل با دو گربه بزرگ شده بود...

00:08:53.400 --> 00:08:55.400
‫گاهی اوقات رفتارشون رو تقلید می‌کرد.

00:08:55.490 --> 00:08:57.870
‫عملا تمام رفتارهاشون رو یاد گرفته بود.

00:08:58.200 --> 00:09:00.950
‫یعنی مثل گربه‌ها...

00:09:01.040 --> 00:09:02.040
‫روی لبه‌ی مبل می‌دوید.

00:09:02.410 --> 00:09:05.670
‫که زئوس هم شاهدش بود که گربه‌های
‫ بازیگرمون چنین کاری می‌کردن...

00:09:05.750 --> 00:09:07.500
‫ولی خودش انجامش نداده بود.

00:09:07.790 --> 00:09:11.590
‫- ولی سپس این اتفاق رخ داد.
‫- اگه کارم به موسیقی ربط می‌داشت چی؟

00:09:12.130 --> 00:09:13.420
‫همیشه عاشقش بودم.

00:09:14.510 --> 00:09:18.590
‫- بلد نیستی ساز بزنی.
‫- می‌دونم، می‌دونم، ولی مثلا دی‌جی بشم.

00:09:18.840 --> 00:09:20.300
‫بیا ببین، بیا ببین.

00:09:20.720 --> 00:09:22.850
‫خیلی‌خب، مثلا با این آهنگ شروع می‌کنم...

00:09:25.850 --> 00:09:29.400
‫از نظر خودم خیلی معنی خاصی نداشت،
‫ولی وقتی به مونیک نشونش دادم...

00:09:29.730 --> 00:09:31.940
‫- یه جورهایی احساساتی شد.
‫- وای.

00:09:33.230 --> 00:09:35.320
‫انگار دارم آشیل رو توی خونه می‌بینم.

00:09:35.860 --> 00:09:36.860
‫مرسی.

00:09:37.610 --> 00:09:39.280
‫- آره، محشره.
‫- مرسی.

00:09:40.490 --> 00:09:42.160
‫- خوبین؟
‫- آره، خوبم.

00:09:43.040 --> 00:09:46.500
‫اگه واقعا از لحاظ علمی چیزی
‫ اینجا رخ می‌داد...

00:09:46.580 --> 00:09:49.710
‫ممکن بود مهم باشه. چون من یه نظریه داشتم...

00:09:49.790 --> 00:09:53.170
‫که چطور می‌شه تمام این اتفاقات
‫رو در ذهن یه خلبان جای داد.

00:09:53.250 --> 00:09:57.430
‫از تیندر، هینج، بامبل اخراج شدم...

00:09:57.510 --> 00:09:59.720
‫از وقتی با جف وقت گذروندم...

00:09:59.800 --> 00:10:02.510
‫بیشتر به خلبان‌های شرکت‌های هواپیمایی
‫ فکر کردم...

00:10:02.600 --> 00:10:04.270
‫و این احتمال که ممکنه...

00:10:04.350 --> 00:10:06.640
‫در ایرادات ارتباطی در کابین نقش داشته باشن.

00:10:06.730 --> 00:10:08.520
‫گمونم یکی از دلایل این که اخراج شدم...

00:10:08.600 --> 00:10:12.980
‫این بود که توی بخش معرفیم نوشته بودم
‫«دخترهای ت نیان.»

00:10:13.270 --> 00:10:16.150
‫- کیا نیان؟
‫- دخترهای ت. یعنی تراجنسیتی.

00:10:16.740 --> 00:10:18.490
‫- کجا نوشته بودی؟
‫- چون... توی بخش معرفیم.

00:10:18.610 --> 00:10:20.030
‫یعنی خیلی پیش اومده بود که...

00:10:20.280 --> 00:10:22.620
‫دخترهایی که مرد زاده شده بودن گولم زدن.

00:10:22.700 --> 00:10:25.540
‫سخت بود که تشخیص بدم تجربه‌ای
‫که با جف داشتم...

00:10:25.620 --> 00:10:28.210
‫بین تمام خلبان‌های شرکت‌های
‫ هواپیمایی مشترکه یا نه.

00:10:28.290 --> 00:10:31.920
‫ولی در اکثر این سقوط‌ها ارتباط
‫ عاملی بود که...

00:10:32.080 --> 00:10:34.420
‫که خلبان فضایی رو خلق کرده بود...

00:10:34.500 --> 00:10:37.210
‫نظر کمک‌خلبان در اون اهمیتی نداشت.

00:10:37.300 --> 00:10:38.970
‫چرا اهرم پیشران رو گرفتی؟

00:10:39.050 --> 00:10:41.640
‫من خلبان پروازم احمق. من باید نگهش دارم.

00:10:42.930 --> 00:10:45.930
‫ولی یه خلبانی بود که می‌شناختم
‫ و به نظرم متفاوت بود.

00:10:46.220 --> 00:10:51.810
‫کاکتوس 1539 هستم. برخورد با پرنده.
‫موتورها از کار افتادن. برگشت به لاگواردیا.

00:10:51.840 --> 00:10:53.510
‫بسیارخب. کدوم باند فرود تیتربورو
‫رو خالی کنیم؟

00:10:53.530 --> 00:10:54.530
‫توی هادسون فرود میاییم.

00:10:55.900 --> 00:10:59.360
‫امروز بعد از ظهر پرواز 1549 هواپیمایی
‫ ایالات متحده...

00:10:59.490 --> 00:11:01.110
‫یه فرود اضطراری در رودخانه‌ی هادسون داشت...

00:11:01.240 --> 00:11:05.240
‫در سال 2009، خلبان هواپیمایی ایالات متحده
‫یعنی سالی سالنبرگر...

00:11:05.330 --> 00:11:08.410
‫یه هواپیما رو در کمال سلامت در رود هادسون
‫ فرود آورد...

00:11:08.500 --> 00:11:11.250
‫و جان تمام 150 مسافرش رو...

00:11:11.330 --> 00:11:14.170
‫بعد از برخورد با دسته‌ای پرنده نجات داد.

00:11:14.710 --> 00:11:15.710
‫پرنده.

00:11:15.800 --> 00:11:17.760
‫- وای.
‫- آره.

00:11:17.920 --> 00:11:21.180
‫ولی قبل از برخورد اتفاق دیگه‌ای
‫ توی کابین رخ داد...

00:11:21.260 --> 00:11:22.840
‫که خیلی ازش صحبت نمی‌شه...

00:11:22.930 --> 00:11:25.640
‫ولی شاید به علاقه من بیشتر مربوط باشه.

00:11:25.720 --> 00:11:27.260
‫جفتشون روشن شدن.

00:11:27.390 --> 00:11:29.270
‫- کنترل رو به دست می‌گیرم.
‫- بگیر.

00:11:29.350 --> 00:11:31.980
‫خلبان سالی از کمک خلبانش پرسید...

00:11:32.140 --> 00:11:35.270
‫که فکری به ذهنش می‌رسه که چطور
‫ مشکل رو حل بکنن یا نه.

00:11:35.360 --> 00:11:37.230
‫- فکری داری؟
‫- احتیاط. ارتفاع.

00:11:37.320 --> 00:11:39.490
‫- راستش، نه.
‫- ارتفاع.

00:11:39.780 --> 00:11:41.860
‫در اینجا نیازی نبود که کمک خلبان...

00:11:41.950 --> 00:11:43.360
‫- اقتدار خلبان رو زیر سوال ببره...
‫- ارتفاع بگیرید.

00:11:43.450 --> 00:11:46.910
‫چون سالی خودش در لحظه‌ی بحرانی
‫درخواست بازخورد داشت.

00:11:56.090 --> 00:11:59.170
‫اگر دیگر خلبان‌ها غریزه‌ی سالی رو داشتن...

00:11:59.260 --> 00:12:01.550
‫- همون‌جا خوبه.
‫- شخصیتش رو...

00:12:02.840 --> 00:12:03.930
‫امکانش بود...

00:12:04.010 --> 00:12:06.970
‫که این مشکلی که در زمینه هوانوردی
‫بهش علاقه‌مند شده بودم...

00:12:07.050 --> 00:12:08.600
‫یهویی از بین بره.

00:12:13.060 --> 00:12:14.060
‫می‌رم بالا.

00:12:20.650 --> 00:12:22.700
‫سالی در خاطراتش نوشته...

00:12:22.950 --> 00:12:26.030
‫«متوجه شدم که ماجراجوییم
‫به رودخانه‌ی هادسون...»

00:12:26.120 --> 00:12:28.580
‫«از فرودگاه لاگواردیا آغاز نشده بود.»

00:12:30.160 --> 00:12:34.000
‫«دهه‌ها پیش در منزل کودکیم آغاز شده بود.»

00:12:35.080 --> 00:12:38.250
‫«تمام زندگی کودکیم بود که گذاشت امن
‫ و امان در رودخانه فرود بیام.»

00:12:43.550 --> 00:12:47.550
‫چیزی که اون رو خلبان کرده بود
‫ تعلیمات خلبانیش نبود.

00:12:51.220 --> 00:12:53.640
‫تجربیاتی بود که در طول زندگیش
‫ به دست آورده بود.

00:13:00.900 --> 00:13:04.950
‫ببینید، چیزی که قراره ببینید شاید عجیب
‫ به نظر بیاد.

00:13:08.280 --> 00:13:10.370
‫واسه همینه که قبل از این که از خلبان
‫واقعی‌ای بخوام توش شرکت کنه...

00:13:10.450 --> 00:13:13.660
‫خودم اول اون رو تجربه می‌کنم.

00:13:14.710 --> 00:13:18.080
‫ولی اگه انتقال شخصیت روی یه سگ جواب بده...

00:13:19.460 --> 00:13:21.880
‫پس شاید، فقط شاید...

00:13:25.840 --> 00:13:28.090
‫روی یه انسان هم جواب بده.

00:13:37.440 --> 00:13:39.860
‫تجربه‌ی زندگی یه نفر...

00:13:42.530 --> 00:13:44.990
‫از کودکی تا زمان حال...

00:13:46.360 --> 00:13:50.200
‫حتی اگه کوچک‌ترین بخشی از سالی،
‫بتونه تبدیل به بخشی از من بشه...

00:13:51.200 --> 00:13:52.990
‫ممکنه ارزشش رو داشته باشه.

00:13:55.870 --> 00:14:00.750
‫سالی در سال 1951 در شهر کوچک
‫دنیسون در تگزاس به دنیا اومد.

00:14:00.880 --> 00:14:03.300
‫چسلی! آفرین پسرم.

00:14:03.590 --> 00:14:06.130
‫مادرش پالین معلم کلاس اول بود.

00:14:07.090 --> 00:14:09.340
‫با هم ارتباط شدت قوی‌ای داشتن...

00:14:09.430 --> 00:14:12.220
‫و یه سری از اولین خاطراتش با اون بود.

00:14:13.390 --> 00:14:15.640
‫به آرامی گفت «شارلوت؟»

00:14:15.930 --> 00:14:18.810
‫- «بله ویلبور؟»
‫- «من نمی‌خوام بمیرم.»

00:14:19.270 --> 00:14:20.730
‫شارلوت جواب داد: «معلومه نمی‌خوای.»

00:14:20.810 --> 00:14:23.900
‫تجربه‌ی خاستگاه این ارتباط ضروری بود...

00:14:24.150 --> 00:14:25.730
‫چون تاثیرش روی سالی...

00:14:25.860 --> 00:14:28.860
‫نقش مهمی در مردی که بعدا به اون تبدیل شد
‫ داشت.

00:14:30.700 --> 00:14:33.990
‫وقتی خلبانی رو شروع کرد اون اولین
‫ مسافرش می‌بود...

00:14:34.450 --> 00:14:37.160
‫و ستونی بر اساس اعتماد متقابل ساختن...

00:14:37.250 --> 00:14:38.960
‫که یک عمر به درازا انجامید.

00:14:40.790 --> 00:14:42.080
‫یه پی‌پی کوچولو.

00:14:42.880 --> 00:14:46.210
‫اوایلش سخت بود که وارد ذهن یه بچه بشی.

00:14:46.800 --> 00:14:49.220
‫من خیلی بیشتر از بچه‌ها می‌دونم...

00:14:49.300 --> 00:14:51.930
‫و فراموش کردنشون می‌تونه سخت باشه.

00:14:55.260 --> 00:14:57.390
‫پس سعی کردم این حقیقت رو فراموش کنم...

00:14:57.520 --> 00:14:59.520
‫که من یه مرد چهل و یک ساله هستم...

00:14:59.770 --> 00:15:02.730
‫و نهایت تلاشم رو کردم که در لحظه
‫حضور داشته باشم.

00:15:12.990 --> 00:15:17.240
‫مسیر کندی رو پیش گرفته بودم و
‫ باید به نتیجه اعتماد می‌کردم.

00:15:19.460 --> 00:15:22.540
‫هر چی باشه روی یه سگ جواب داده بود دیگه.

00:15:23.920 --> 00:15:25.130
‫کیر توش.

00:15:25.750 --> 00:15:29.670
‫مشخصا نمی‌تونستم زندگی سالی
‫رو کاملا تجربه کنم...

00:15:29.880 --> 00:15:31.260
‫پس روی نواحی‌ای تمرکز کردم که...

00:15:31.340 --> 00:15:33.760
‫در خاطراتش اون‌ها رو شکل‌دهنده
‫تلقی کرده بود.

00:15:34.550 --> 00:15:35.600
‫سالی نوشته بود...

00:15:35.720 --> 00:15:37.850
‫من همیشه برادر بزرگ خوبی نبودم.

00:15:38.390 --> 00:15:40.100
‫وقتی پنج سالم بود و ماری سه سالش بود...

00:15:40.180 --> 00:15:43.060
‫یه بار بردمش که توی هانا درایو
‫ شن‌بازی کنیم.

00:15:43.230 --> 00:15:45.360
‫یه سری از سنگ‌ها از نخودفرنگیم
‫ کوچیک‌تر بودن...

00:15:45.440 --> 00:15:48.400
‫و گفتم بامزه می‌شه که این سنگ‌ریزه‌ها
‫ رو به خورد خواهرم بدم.

00:15:53.610 --> 00:15:55.410
‫باید بهتر از این رفتار کنی چسلی.

00:15:55.530 --> 00:15:58.200
‫تو حامی اونی. بهت نیاز داره.

00:15:58.290 --> 00:16:00.960
‫باید توی زندگیت از مردم مراقبت کنی،
‫نه که بهشون آسیب بزنی.

00:16:02.960 --> 00:16:04.170
‫چی شد؟

00:16:04.500 --> 00:16:06.710
‫چسلی سنگ داد دهن خواهرش.

00:16:07.380 --> 00:16:09.170
‫چه مرگته پسرم؟

00:16:16.720 --> 00:16:19.180
‫- چرا باهاش حرف نمی‌زنی؟
‫- نمی‌دونم چی بگم.

00:16:19.310 --> 00:16:21.020
‫من و پدرم رابطه‌ی مهربانانه‌ای داشتیم...

00:16:21.140 --> 00:16:24.020
‫و به شیوه‌ی سرسختانه‌ی
‫خودمون با هم صمیمی بودیم.

00:16:28.360 --> 00:16:29.360
‫بیا.

00:16:30.530 --> 00:16:31.820
‫به جاش با این بازی کن.

00:16:33.200 --> 00:16:35.320
‫خیلی احساسات شخصیمون رو با
‫ هم به اشتراک نمی‌‌ذاشتیم.

00:16:38.240 --> 00:16:39.870
‫اکثرش رو مخفی نگه می‌داشتیم.

00:16:41.830 --> 00:16:43.210
‫پسر قشنگم.

00:16:53.130 --> 00:16:56.260
‫سالی در 16 سالگی پرواز رو یاد گرفت...

00:16:53.220 --> 00:16:56.970 line:20%
‫[سال‌های نوجوانی، از 1966 تا 1969]

00:16:57.680 --> 00:17:02.020
‫هزینه‌ی کلاس‌هاش رو با کار کردن
‫ به عنوان سرایدار کلیسا پرداخت کرد...

00:17:02.100 --> 00:17:05.230
‫و دختر موردعلاقه‌اش در دبیرستان یعنی
‫ کارول هم اونجا در گروه آواز بود.

00:17:05.940 --> 00:17:08.770
‫دختر ساکتی بود، در این مورد شباهت داشتیم.

00:17:09.690 --> 00:17:13.030
‫و واسه همین اکثرا شروع مکالمه
‫ باهاش سخت بود.

00:17:13.530 --> 00:17:14.700
‫سلام سالی.

00:17:15.490 --> 00:17:16.610
‫سلام کارول.

00:17:21.540 --> 00:17:22.830
‫لباست رو دوست دارم.

00:17:23.750 --> 00:17:24.870
‫مرسی.

00:17:31.840 --> 00:17:33.670
‫اخیرا فیلمی دیدی؟

00:17:34.470 --> 00:17:35.920
‫خیلی فیلم نمی‌بینم.

00:17:36.970 --> 00:17:39.550
‫سالی نوشته که یه بار با کارول پرواز کرده...

00:17:39.640 --> 00:17:42.850
‫که نقش مهمی در پیشرفتش داشته.

00:17:43.100 --> 00:17:44.480
‫این کمربندته.

00:17:45.560 --> 00:17:46.690
‫اول ایمنی.

00:17:46.980 --> 00:17:50.770
‫پس اهمیت زیادی داشت که من هم دقیقا
‫همون احساسات رو تجربه کنم.

00:17:51.190 --> 00:17:55.650
‫تصور کنید، هفده سالمه،
‫ یه دختر خوشگل کنارم نشسته...

00:17:55.940 --> 00:18:00.490
‫دو ساعت پاهامون هم رو لمس می‌کنن،
‫دستم به دستش می‌خوره.

00:18:00.620 --> 00:18:03.660
‫می‌تونستم عطرش یا شامپوش رو بو کنم.

00:18:04.330 --> 00:18:05.330
‫ببین.

00:18:05.410 --> 00:18:09.080
‫هر از گاهی به سمتم خم می‌شد،
‫موهاش روی دستم کشیده می‌شد.

00:18:09.500 --> 00:18:10.920
‫واسم تجربه‌ی جدیدی بود...

00:18:11.000 --> 00:18:14.550
‫که بفهمم پرواز کردن می‌تونه
‫ تجربه‌ای احساسی باشه.

00:18:15.130 --> 00:18:17.170
‫از نوشته‌های سالی در مورد
‫ این پرواز مشخصه...

00:18:17.510 --> 00:18:19.090
‫که کاملا تحریک شده بود.

00:18:19.430 --> 00:18:21.510
‫ولی نوشته که این تجربه بهش...

00:18:21.600 --> 00:18:23.850
‫مهارت ضروری‌ای رو در زمینه‌ی
‫ خلبانی یاد داده...

00:18:24.180 --> 00:18:26.060
‫که چطور بخش‌بندی بکنه.

00:18:26.350 --> 00:18:30.850
‫باید تعادل رو بین اشتیاقات جنسیش
‫ و امنیت پرواز برقرار می‌کرده.

00:18:31.150 --> 00:18:33.610
‫مشکل این بود که من وقتی
‫یه بازیگر حرفه‌ای...

00:18:33.690 --> 00:18:35.030
‫در کنارم بود...

00:18:35.110 --> 00:18:37.610
‫واسم دشوار بود که تحریک جنسی رو تجربه کنم.

00:18:38.400 --> 00:18:42.370
‫هر چی باشه این تجربه واسه شما،
‫یعنی بیننده نبود.

00:18:42.450 --> 00:18:43.870
‫تجربه‌ای بود که واسه من بود.

00:18:44.240 --> 00:18:47.750
‫خیلی‌خب. فکر کنم الان وقتشه که بری.
‫به همون دلیلی که حرف زدیم.

00:18:48.290 --> 00:18:52.420
‫پس در یه لحظه کلیدی در پرواز به
‫ بازیگر گفتم از هواپیما بره بیرون...

00:18:52.500 --> 00:18:55.420
‫و با رباتی در نقش کارول جایگزینش کردم.

00:18:56.130 --> 00:18:59.760
‫و بعد به تمام عوامل گفتم دوربین‌ها
‫رو روی سه‌پایه بذارن...

00:18:59.840 --> 00:19:01.550
‫و محل ضبط رو کاملا ترک کنن...

00:19:01.680 --> 00:19:04.600
‫که کاری که قراره بکنم...

00:19:04.680 --> 00:19:06.270
‫یه وقت مشکل قانونی‌ای پیش نیاره.

00:19:08.430 --> 00:19:10.390
‫قرار نیست همه‌چیز رو بهتون نشون بدم...

00:19:10.480 --> 00:19:14.480
‫ولی به زبان ساده در هواپیما حین
‫ پرواز خودارضایی کردم.

00:19:18.190 --> 00:19:20.200
‫چالش تمرکز روی یه ماموریت...

00:19:20.280 --> 00:19:23.280
‫درحالی که بدنت داره از بدوی‌ترین
‫ نیازهاش لذت می‌بره...

00:19:23.370 --> 00:19:24.660
‫خیلی سخته.

00:19:25.280 --> 00:19:26.950
‫ولی بالاخره موفق شدم...

00:19:27.040 --> 00:19:29.540
‫و گمونم همون‌طور که سالی تونسته...

00:19:29.620 --> 00:19:32.830
‫موفق شدم نعوظم رو واسه پرواز نادیده بگیرم.

00:19:33.750 --> 00:19:36.670
‫صاف وایستین! شکم رو بدین داخل!

00:19:37.420 --> 00:19:42.300
‫سینه رو بدین جلو! شانه‌ها عقب و پایین.

00:19:45.600 --> 00:19:48.100
‫خیال کردی کفشت رو درست برق انداختی؟

00:19:48.180 --> 00:19:50.020
‫- قربان، بله قربان.
‫- جفت کفشت رو؟

00:19:50.640 --> 00:19:53.310
‫- قربان، چپ و راستش قربان.
‫- چپش؟

00:19:53.850 --> 00:19:56.730
‫از لهجه این پسره مشخصا جنوبیه‌ها.

00:20:01.450 --> 00:20:04.160
‫دیرکس. چرا انگشتت توی جیبته؟

00:20:04.990 --> 00:20:08.910
‫متوجه شدم که افراد موفق در تلویزیون،
‫مخصوصا گوینده‌های اخبار...

00:20:08.990 --> 00:20:12.080
‫بیان بی‌نقصی داشتن و هیچ لهجه‌ای نداشتن.

00:20:12.160 --> 00:20:14.290
‫فیلد مارشال بریتانیایی لرد مانتگامری گفت...

00:20:14.370 --> 00:20:17.420
‫«خیلی تحت فشار هستم. می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:18.630 --> 00:20:20.670
‫«می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:22.260 --> 00:20:24.470
‫«می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:24.640 --> 00:20:26.390
‫سعی کردم مثل اون‌ها صحبت کنم...

00:20:26.510 --> 00:20:28.510
‫و مثل مردم شهرم...

00:20:28.600 --> 00:20:30.270
‫لهجه‌ی غلیظ تگزاسی نداشته باشم.

00:20:30.350 --> 00:20:31.480
‫تنها.

00:20:33.520 --> 00:20:34.600
‫تنها.

00:20:35.230 --> 00:20:38.020
‫ولی هر چی بیشتر زندگی سالی رو تجربه کردم...

00:20:38.150 --> 00:20:42.530
‫بیشتر واسم سوال بود که چرا اکثر این
‫ لحظات رو در کتابش لحاظ کرده...

00:20:42.690 --> 00:20:45.360
‫و چرا به یه سری چیزها اشاره‌ای نکرده.

00:20:46.410 --> 00:20:49.910
‫ازدواج اولش تقریبا به صورت کامل
‫حذف شده بود...

00:20:50.160 --> 00:20:53.370
‫و بنا به دلایلی مستقیم رفت
‫سراغ ازدواج دومش.

00:20:53.460 --> 00:20:55.580
‫- من لوری...
‫- تو چسلی را...

00:20:55.870 --> 00:20:58.040
‫- تو چسلی را...
‫- به عنوان شوهر می‌پذیرم...

00:20:58.130 --> 00:21:01.000
‫ولی چاره‌ای نداشتم جز این‌که
‫ با نوشته‌هاش پیش برم...

00:21:01.260 --> 00:21:05.220
‫چون این تنها سرنخی بود که از
‫زندگی واقعیش داشتم.

00:21:05.300 --> 00:21:06.550
‫و روح‌القدس...

00:21:06.760 --> 00:21:09.810
‫خیلی خوب می‌شد که برنامه‌ات
‫ رو چند ماه جلوتر بهت بدن.

00:21:09.890 --> 00:21:12.890
‫باورت می‌شه؟ می‌تونستیم یه مسافرت بچینیم.

00:21:12.980 --> 00:21:18.270
‫گاهی اوقات احساس می‌کردم درگیر
‫سناریویی‌هایی شدم که از عمد ناتمام هستن.

00:21:18.480 --> 00:21:19.820
‫پیش تو همیشه خوش می‌گذره.

00:21:21.650 --> 00:21:23.740
‫لوری، اگه چیزی مشکل محسوب نمی‌شه...

00:21:23.820 --> 00:21:25.860
‫چرا باید انقدر دربارش حرف بزنیم؟

00:21:27.030 --> 00:21:28.160
‫درسته.

00:21:29.240 --> 00:21:30.830
‫صرفا دارم افکارم رو باهات
‫به اشتراک می‌ذارم.

00:21:30.910 --> 00:21:34.120
‫ظاهرا داشت خودش رو به عنوان شخصی
‫نشون می‌داد که...

00:21:34.200 --> 00:21:38.420
‫چالش‌های قابل ارتباطی داشت،
‫ولی هیچ‌وقت از حد توانش فراتر نبودن.

00:21:38.500 --> 00:21:41.960
‫فقط یادت باشه، زندگی مثل یه چک‌لیست نیست.

00:21:42.960 --> 00:21:44.460
‫صرفا سعی می‌کنم کارآمد باشم.

00:21:45.340 --> 00:21:46.720
‫ولی ادامه دادم.

00:21:46.800 --> 00:21:49.850
‫و با تجربه‌ کردن لحظات سنگین‌تر زندگیش...

00:21:50.100 --> 00:21:52.350
‫احساس کردم چیزی درونم داره رخ می‌ده.

00:21:52.430 --> 00:21:55.020
‫کی تصمیم گرفتی که یادبود بگیری؟

00:21:56.060 --> 00:21:58.440
‫یه سری چیزها هست که می‌خوام
‫راجع به بابا بگم.

00:22:00.400 --> 00:22:03.780
‫من فرصتش پیش اومد که وقتی زنده بود...

00:22:03.860 --> 00:22:05.190
‫هر چیزی که دوست داشتم رو بهش بگم.

00:22:07.530 --> 00:22:08.910
‫نیازی به یادبود نیست.

00:22:17.210 --> 00:22:20.830
‫به عنوان سالی می‌خواستم از
‫احساساتم حرف بزنم.

00:22:26.300 --> 00:22:29.550
‫ولی تمام دانشی که داشتم بهم می‌گفت
‫ که نمی‌تونم.

00:22:32.350 --> 00:22:35.520
‫سالی در نوشته‌هایش احتیاط می‌کرد...

00:22:35.600 --> 00:22:38.810
‫که هیچ‌وقت نگوید احساساتش
‫ بر او غلبه می‌‌کردند.

00:22:38.980 --> 00:22:41.060
‫می‌گفت که هرگز گریه نمی‌کنه...

00:22:41.150 --> 00:22:43.910
‫حتی در احساساتی‌ترین لحظات زندگیش.

00:22:42.610 --> 00:22:45.400 line:20%
‫[مرگ پدر]

00:22:44.400 --> 00:22:46.190
‫دائما از جملاتی نظیر...

00:22:46.570 --> 00:22:50.490
‫«راهی برای کنار اومدن پیدا کردم.»
‫بدون ورود به جزئیات استفاده می‌کنه.

00:22:50.990 --> 00:22:54.160
‫عبارات «کنار اومدن» و «سر و کله زدن»...

00:22:54.240 --> 00:22:58.870
‫درواقع بیش از 15 بار بدون ذکر کردن روشی
‫ در کتابش تکرار شدن.

00:22:59.710 --> 00:23:02.040
‫و دلیلش برام شک برانگیز بود.

00:23:03.420 --> 00:23:06.130
‫یکی از شب‌هایی که خلبان‌ها توی
‫ بار من بودن...

00:23:06.250 --> 00:23:07.880
‫یه خلبان بهم گفت که...

00:23:07.960 --> 00:23:10.470
‫وقتی یه خلبان از احساساتش حرف می‌زنه...

00:23:10.550 --> 00:23:12.390
‫باید خیلی احتیاط کنه...

00:23:12.510 --> 00:23:16.850
‫خلبان‌ها واقعا ترس دارن که...

00:23:17.220 --> 00:23:20.140
‫با کسی حرف بزنن،
‫مثلا متخصصین سلامتی...

00:23:20.230 --> 00:23:22.480
‫اون هم به شیوه‌ای که اداره هوانوردی فدرال
‫ با خبر بشه...

00:23:22.560 --> 00:23:24.060
‫که مثلا «هی، من اخیرا چنین احساسی داشتم...»

00:23:24.150 --> 00:23:25.570
‫یا مخصوصا موضوعات سلامت روحی...

00:23:25.650 --> 00:23:28.610
‫که مثلا بگی چنین مشکلی داشتی،
‫چون از لحاظ تاریخی...

00:23:28.690 --> 00:23:30.570
‫اگه سابقه پزشکی‌ای ازت ثبت بشه...

00:23:30.650 --> 00:23:33.530
‫یا با دکتری حرف بزنی و یا اداره هوانوردی
‫ فدرال از چیزی باخبر بشه...

00:23:33.620 --> 00:23:35.160
‫خیلی راحت می‌تونن مجوز سلامتیت رو لغو کنن.

00:23:35.280 --> 00:23:36.700
‫و به محض این‌ که مجوز سلامتیت لغو بشه...

00:23:36.790 --> 00:23:37.950
‫نمی‌تونی پرواز کنی.

00:23:38.750 --> 00:23:40.120
‫ممکنه این علتش باشه که...

00:23:40.210 --> 00:23:42.710
‫سالی از حرف زدن راجع به احساساتش
‫خودداری می‌کرد؟

00:23:43.380 --> 00:23:44.960
‫نمی‌خواست چیزی رو منتشر کنه که...

00:23:45.040 --> 00:23:47.590
‫براش با اداره هوانوردی فدرال
‫ مشکلی پیش بیاره.

00:23:48.340 --> 00:23:51.170
‫مجبور بود خودش رو طوری جلوه بده که انگار...

00:23:51.260 --> 00:23:53.550
‫انسانی بود که می‌تونست به صورت جادویی
‫با همه چیز کنار بیاد.

00:23:54.550 --> 00:23:57.140
‫و متوجه شدم که دارم نوشته‌هاش رو...

00:23:57.430 --> 00:23:59.220
‫به صورتی رمزی می‌خونم.

00:23:59.980 --> 00:24:04.350
‫پس برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت،
‫موقعیت‌هایی رو خلق کردم...

00:24:04.440 --> 00:24:08.110
‫که احتمالا تجربه کرده،
‫ولی ازشون حرفی نزده.

00:24:08.190 --> 00:24:11.240
‫سلام. مرسی دکتر. الان حالم خیلی بهتره.

00:24:11.860 --> 00:24:13.070
‫هفته‌ی دیگه می‌بینمت.

00:24:16.280 --> 00:24:17.280
‫آقا؟

00:24:17.530 --> 00:24:19.700
‫اگه دوست داری امتحان کنی
‫ الان یه نوبت خالی دارم.

00:24:20.830 --> 00:24:21.910
‫نه ممنون.

00:24:22.750 --> 00:24:25.330
‫آدمی مثل سالی واسه کنار اومدن
‫ با مشکلات چیکار می‌کنه؟

00:24:25.420 --> 00:24:26.420
‫بزن بریم.

00:24:28.500 --> 00:24:29.500
‫ایول.

00:24:29.630 --> 00:24:31.670
‫بیا رفیق. ایول. بزن رفیق.

00:24:35.300 --> 00:24:37.760
‫هی سالی. گور بابای هواپیما بابا.

00:24:38.050 --> 00:24:40.220
‫می‌خوای پرواز واقعی رو تجربه کنی؟

00:24:47.360 --> 00:24:48.520
‫نمی‌تونم.

00:24:49.400 --> 00:24:50.690
‫و مجبورم شماها رو...

00:24:50.780 --> 00:24:54.450
‫بخاطر شکستن قانون 91.17 قوانین هوانوردی
‫ فدرالی در زمینه الکل و مواد گزارش بدم.

00:24:55.110 --> 00:24:57.490
‫می‌خوای بری چاپلوسی کنی؟
‫پس مرام خلبانی چی می‌شه؟

00:24:58.450 --> 00:24:59.830
‫تنها مرام من امنیته.

00:25:00.950 --> 00:25:02.450
‫کیرم رو بخور سالی.

00:25:04.080 --> 00:25:05.460
‫من بیشتر می‌خوام.

00:25:05.580 --> 00:25:08.630
‫ولی به یکی از نوشته‌های سالی فکر می‌کردم.

00:25:09.290 --> 00:25:11.000
‫بعد از مرگ پدرش...

00:25:11.090 --> 00:25:14.010
‫برای اولین بار به گروه‌های موسیقی...

00:25:14.170 --> 00:25:15.430
‫و آهنگ‌هایی که دوست داشت اشاره می‌کرد.

00:25:15.510 --> 00:25:17.890
‫وقتی «نور خورشید را جذب کن» شلی کرو
‫رو می‌شنوم...

00:25:17.970 --> 00:25:21.060
‫- یاد پدرم می‌افتم.
‫- ارتباط عجیبی بود...

00:25:21.430 --> 00:25:25.270
‫چون مرگ پدر شلی درواقع قبل از
‫انتشار اون آهنگ بود.

00:25:26.270 --> 00:25:27.940
‫ولی متوجه شکل گرفتم یه الگو شدم.

00:25:28.980 --> 00:25:32.150
‫سالی تا سال 2002 اصلا...

00:25:32.230 --> 00:25:33.990
‫در کتابش به موسیقی عامه‌پسند اشاره نکرد...

00:25:34.280 --> 00:25:37.740
‫که اون موقع هم
‫ 51 سالش بوده و به صورت تصادفی...

00:25:38.870 --> 00:25:41.740
‫تازه چند ماه از اختراع آیپاد می‌گذشته.

00:25:54.210 --> 00:25:56.090
‫هزار تا آهنگ توش جا می‌شه؟

00:25:56.800 --> 00:25:58.550
‫فکر نکنم حتی اسم پنج تا آهنگ به ذهنم بیاد.

00:25:59.010 --> 00:26:01.680
‫خب پس شاید وقتشه مصرفت رو بیشتر کنی.

00:26:01.760 --> 00:26:03.600
‫هیچ دارویی قوی‌تر از موسیقی نیست.

00:26:04.640 --> 00:26:06.600
‫این روزها خیلی‌ها به موسیقی علاقه دارن، نه؟

00:26:07.060 --> 00:26:08.270
‫آره، عالیه رفیق.

00:26:10.690 --> 00:26:12.480
‫خیلی‌خب بابا. یکی می‌خرم.

00:26:24.580 --> 00:26:26.250
‫بعد از مرگ پدرش...

00:26:26.540 --> 00:26:30.580
‫کلمه‌ی «آیپاد» به صورت مکرر در
‫کتابش ذکر شده بود.

00:26:31.210 --> 00:26:33.380
‫با دسترسی نامحدود به موسیقی...

00:26:33.670 --> 00:26:36.050
‫به نظرم رسید که برای اولین بار...

00:26:36.170 --> 00:26:39.630
‫راهی داشت که احساساتش رو
‫ از طریق متن آهنگ‌ها درک کنه.

00:26:39.840 --> 00:26:42.260
‫خورشید را در آغوش می‌گیرم

00:26:42.350 --> 00:26:44.760
‫زندگی پدرم در یه جمله از اون
‫آهنگ شلی کرو خلاصه می‌شد.

00:26:45.180 --> 00:26:48.140
‫«مهم این نیست که آنچه می‌خواهی داشته
‫باشی، بلکه این است که آنچه داری بخواهی.»

00:26:49.850 --> 00:26:54.440
‫ولی گروهی که بیشتر از همه بهش
‫ اشاره می‌کنه اونسنس هستش.

00:26:54.900 --> 00:26:57.940
‫و چون در نقش اون زندگی می‌کردم،
‫علتش رو درک می‌کردم.

00:26:58.400 --> 00:27:04.030
‫♪ چگونه درون چشمانم خیره می‌شو‌ی ♪

00:27:04.160 --> 00:27:07.080
‫متن آهنگ معروفشون یعنی
‫ «مرا به زندگی بازگردان»...

00:27:07.160 --> 00:27:10.500
‫توسط نویسنده‌اش به عنوان درخواست
‫ کمکی توصیف شده.

00:27:11.250 --> 00:27:14.170
‫موضوعش این بود که دیگه
‫خود واقعیت رو مخفی نکنی...

00:27:14.250 --> 00:27:18.420
‫- و فرقی نمی‌کنه که چقدر نقص داشته باشی.
‫ - ♪ خیلی بی‌حس شدم ♪

00:27:18.510 --> 00:27:19.550
‫♪ بیدارم کن ♪

00:27:19.630 --> 00:27:22.090
‫♪ از درون بیدارم کن. ♪
‫♪ - نمی‌تونم بیدار بشم... ♪

00:27:22.180 --> 00:27:24.600
‫♪ - از درون بیدارم کن. ♪
‫♪ - نجاتم بده. ♪

00:27:24.680 --> 00:27:28.930
‫♪ اسمم رو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده. ♪

00:27:29.020 --> 00:27:31.140
‫♪ - بیدارم کن. ♪
‫♪ - فرمان بده که خونم به حرکت در بیاد. ♪

00:27:31.230 --> 00:27:33.560
‫♪ - نمی‌تونم بیدار بشم. ♪
‫♪ - قبل این‌که از هم بپاشم. ♪

00:27:33.650 --> 00:27:34.810
‫♪ نجاتم بده. ♪

00:27:34.900 --> 00:27:39.530
‫♪ من رو از پوچی‌ای که بهش بدل ♪
‫♪ شدم نجات بده. ♪

00:27:39.610 --> 00:27:42.320
‫- پرنده.
‫- وای.

00:27:42.990 --> 00:27:45.780
‫امکانش بود که اونسنس به سالی
‫ یاد داده باشه...

00:27:45.870 --> 00:27:48.950
‫که نقص داشتن عیبی نداره و این که...

00:27:49.040 --> 00:27:51.410
‫در زمان پرواز سرنوشت‌سازش کمک بخواد؟

00:27:51.500 --> 00:27:53.630
‫کاکتوس 1539 هستم. برخورد با پرنده.

00:27:53.710 --> 00:27:57.090
‫جفت موتور از کار افتادن.
‫برمی‌گردیم سمت لاگواردیا.

00:27:57.170 --> 00:28:00.470
‫وقتی به صدای صوت کابین سقوط
‫ سالی گوش می‌دی...

00:28:00.590 --> 00:28:04.680
‫یه سکوت طولانی هست که واسم جالبه.

00:28:04.760 --> 00:28:06.930
‫بسیارخب، کدوم باند فرود تیتربورو
‫ رو خالی کنم؟

00:28:08.430 --> 00:28:09.520
‫توی رودخانه هادسون فرود میاییم.

00:28:09.890 --> 00:28:13.400
‫در ثانیه‌ی 28 ساعت 03:29 دقیقه‌ی
‫ بعد از ظهر...

00:28:13.690 --> 00:28:15.480
‫سالی تصمیمش مبنی بر...

00:28:15.610 --> 00:28:17.900
‫فرود روی رودخانه‌ی هادسون رو اعلام می‌کنه.

00:28:17.980 --> 00:28:19.610
‫خب بیا فلاپ‌ها رو باز کنیم.
‫فلاپ‌ها باز.

00:28:20.070 --> 00:28:21.190
‫فلاپ باز؟

00:28:21.490 --> 00:28:24.360
‫ولی وقتی کمک خلبان می‌خواد که...

00:28:24.450 --> 00:28:27.490
‫دستور باز کردن فلاپ‌ها تایید بشه،
‫سالی جواب نمی‌ده.

00:28:28.450 --> 00:28:29.870
‫کمک خلبان در هر صورت...

00:28:29.950 --> 00:28:31.710
‫- فلاپ‌ها رو باز می‌کنه.
‫- ارتفاع.

00:28:31.790 --> 00:28:32.870
‫که اصطکاک ایجاد می‌کنه...

00:28:32.960 --> 00:28:34.370
‫- و باعث کند شدن هواپیما می‌شه.
‫- ارتفاع بگیرید.

00:28:35.420 --> 00:28:36.580
‫این آغاز...

00:28:36.670 --> 00:28:41.210
‫سکوت 23 ثانیه‌ای هستش که
‫سالی یه کلمه هم حرف نمی‌زنه.

00:28:41.300 --> 00:28:42.970
‫فرودگاه نیوآرک هم هست...

00:28:43.050 --> 00:28:46.010
‫با این‌ که برج مراقبت و کمک خلبانش...

00:28:46.090 --> 00:28:47.640
‫هر دو دارن سعی می‌کنن باهاش حرف بزنن.

00:28:47.720 --> 00:28:50.430
‫- صد و هفتاد گره.
‫- سرعت کم. ارتفاع.

00:28:50.560 --> 00:28:53.730
‫- موتورها روشن نشدن.
‫- بدون تصویری از کابین...

00:28:53.980 --> 00:28:58.770
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم که سالی
‫ در اون 23 ثانیه‌ی...

00:28:58.860 --> 00:29:01.480
‫قبل از کمک خواستن از کمک خلبانش
‫داشت چیکار می‌کرد.

00:29:01.610 --> 00:29:02.900
‫فکری داری؟

00:29:03.030 --> 00:29:05.360
‫- احتیاط. ارتفاع.
‫- راستش، نه.

00:29:05.450 --> 00:29:08.490
‫- ارتفاع، ارتفاع...
‫- ولی بعد از سقوط...

00:29:08.580 --> 00:29:12.790
‫آیپاد سالی توی کابین پر از آب پیدا شد...

00:29:12.870 --> 00:29:14.710
‫و توی کتابش هم این رو تایید کرد.

00:29:21.090 --> 00:29:22.800
‫خیلی‌خب، کدوم باند فرود تیتربورو
‫ رو خالی کنیم؟

00:29:22.880 --> 00:29:24.170
‫می‌خوایم توی رودخانه
‫هادسون فرود بیاییم.

00:29:24.260 --> 00:29:27.470
‫ممکنه چیز خاصی نباشه،
‫یا صرفا غریزه‌ای که...

00:29:27.550 --> 00:29:29.430
‫بخاطر زیادی ایفا کردن نقشش
‫ سراغم اومده باشه...

00:29:29.510 --> 00:29:32.180
‫- خیلی‌خب، فلاپ‌ها باز. فلاپ‌ها رو باز کن.
‫- فلاپ‌ها رو باز کنم؟

00:29:32.270 --> 00:29:35.390
‫ولی بخش تکرارشونده‌ی آهنگ
‫ «مرا به زندگی بازگردان» اونسنس...

00:29:35.480 --> 00:29:39.940
‫هم دقیقا 23 ثانیه هستش.

00:29:41.940 --> 00:29:43.360
‫- ارتفاع بگیرید...
‫- بیدارم کن...

00:29:43.440 --> 00:29:45.860
‫- از درون بیدارم کن.
‫- نمی‌تونم بیدار بشم.

00:29:45.950 --> 00:29:47.160
‫- از درون بیدارم کن.
‫- ارتفاع کمه...

00:29:47.240 --> 00:29:48.700
‫نجاتم بده.

00:29:48.780 --> 00:29:50.120
‫ارتفاع 250 پایی.

00:29:50.200 --> 00:29:52.580
‫اسمم رو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده.

00:29:52.660 --> 00:29:54.410
‫- بیدارم کن.
‫- فرمان بده که خونم به حرکت در بیاد.

00:29:54.490 --> 00:29:55.820
‫هیچ‌ کدوم از موتورها روشن نشدن.

00:29:55.910 --> 00:29:57.460
‫- ارتفاع کمه.
‫- قبل این که از هم بپاشم.

00:29:57.500 --> 00:29:58.750
‫نجاتم بده.

00:29:58.900 --> 00:30:03.440
‫♪ من رو از پوچی‌ای که بهش بدل ♪
‫♪ شدم نجات بده... ♪

00:30:03.510 --> 00:30:06.670
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:06.970 --> 00:30:09.660
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:09.680 --> 00:30:10.600
‫فکری داری؟

00:30:10.760 --> 00:30:12.010
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:12.310 --> 00:30:14.520
‫- راستش نه.
‫- ارتفاع، ارتفاع.

00:30:15.390 --> 00:30:16.770
‫ارتفاع بگیرید.

00:30:17.190 --> 00:30:22.000
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

00:30:27.990 --> 00:30:29.410
‫فرود خوبی بود خلبان.

00:30:32.330 --> 00:30:35.370
‫هی. وقتی ازمون پرسیدن چی شد...

00:30:35.500 --> 00:30:37.160
‫نگو که من...

00:30:41.500 --> 00:30:42.750
‫مرام خلبانیه دیگه.

00:30:45.300 --> 00:30:47.510
‫- مرام خلبانی.
‫- امنه!

00:30:47.880 --> 00:30:49.550
‫- فشار خون؟
‫- 122 روی 78.

00:30:49.720 --> 00:30:52.050
‫همه می‌خوایم که خلبان‌ها بی‌نقص باشن...

00:30:52.600 --> 00:30:54.640
‫ولی در برخی مواقع...

00:30:54.720 --> 00:30:57.520
‫در واقع می‌خوایم که بدونن که بی‌نقص نیستن.

00:31:03.860 --> 00:31:05.730
‫این که نتونی کاری کنی یه سگ...

00:31:05.820 --> 00:31:09.610
‫بعد از چهار ماه تلاش مداوم...

00:31:09.740 --> 00:31:12.280
‫به یه حمله‌ی دیابتی واکنش نشون بده،
‫به معنی شکست نیست.

00:31:14.950 --> 00:31:18.080
‫اشکالی نداره که قبول کنی که یه
‫ سری کارها رو نمی‌شه کرد.

00:31:22.580 --> 00:31:26.170
‫شاید هر خلبانی باید اونسنس
‫ خودش رو پیدا کنه...

00:31:26.630 --> 00:31:28.550
‫حالا در قالب هر شکلی.

00:31:29.510 --> 00:31:32.550
‫وقتی اداره هوانوردی فدرال این همه
‫گزینه رو حذف کرده...

00:31:32.640 --> 00:31:34.510
‫راه راحتی جلوت نیست.

00:31:35.760 --> 00:31:38.520
‫از تمام گروه‌های افراد واقعی که...

00:31:38.600 --> 00:31:40.350
‫ازشون خواستیم در برنامه‌های من شرکت کنن...

00:31:40.850 --> 00:31:44.060
‫برخلاف انتظارم بیشترین پاسخ مثبت رو...

00:31:44.230 --> 00:31:45.650
‫از خلبان‌های حرفه‌ای دریافت کردیم.

00:31:45.730 --> 00:31:49.530
‫- توی مسیر تنهایی زندگی می‌کنی دیگه.
‫- و خیلی پیش می‌اومد که...

00:31:49.610 --> 00:31:52.200
‫علاقه‌ای به حرف زدن درمورد هوانوردی
‫ نداشته باشن...

00:31:52.570 --> 00:31:54.070
‫و بیشتر در مورد خودشون حرف می‌زدن.

00:31:54.280 --> 00:31:56.740
‫امسال کلی زمان صرف این کردم که...

00:31:57.990 --> 00:32:01.920
‫مثلا بفهمم چرا انقدر دائما استرس دارم.

00:32:02.040 --> 00:32:04.500
‫آره، اون...
‫من کلی مطالعه کردم...

00:32:04.580 --> 00:32:06.380
‫از همون مادرهای خودخواه بود که...

00:32:06.500 --> 00:32:07.550
‫راستش همیشه یه جورهایی می‌دونستم که...

00:32:07.630 --> 00:32:09.260
‫من یه مشکلی دارم، حتی وقتی که بچه بودم.

00:32:09.380 --> 00:32:12.380
‫طلاق واقعا سخت بود و همه چیزم
‫رو از دست دادم.

00:32:12.510 --> 00:32:14.550
‫یعنی خیلی کله شق بودم؟

00:32:14.640 --> 00:32:17.930
‫خیلی سخت تلاش می‌کردم که
‫ بهشون امر و نهی کنم؟

00:32:18.010 --> 00:32:20.730
‫توی بخش‌بندی خیلی خوب شدم.

00:32:20.810 --> 00:32:23.770
‫- و خب می‌دونی...
‫- بعد پایان مصاحبه‌ها...

00:32:24.150 --> 00:32:27.820
‫خیلی‌ها دنبالم کردن و خواستن
‫ باز هم حرف بزنیم.

00:32:27.900 --> 00:32:29.400
‫الان دیگه مثل روانکاوم شدی.

00:32:29.530 --> 00:32:32.360
‫حتی حرف زدن در مورد این چیزهام
‫حس خوبی داره‌ها، می‌دونی؟

00:32:32.450 --> 00:32:35.660
‫دقیقا متوجه معنیش نمی‌شم، ولی جالبه.

00:32:35.720 --> 00:32:41.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:32:41.030 --> 00:32:49.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]