﻿WEBVTT

00:00:01.060 --> 00:00:03.604
میری عمارت سفیر و

00:00:03.604 --> 00:00:04.855
‫میشی محافظ دخترش
‫« آنچه گذشت... »

00:00:04.855 --> 00:00:07.024
کلارا بهترین شانس ما
‫برای رسیدن به نخ سرخـه

00:00:07.024 --> 00:00:09.402
‫اما در ازای دسته‌کلید آزاد شد

00:00:09.402 --> 00:00:10.653
‫ولی دسته‌کلید چی؟

00:00:10.653 --> 00:00:12.613
‫حضورت توی عمارت سفیر

00:00:12.613 --> 00:00:14.740
‫شانس‌مون رو بیشتر می‌کنه

00:00:14.740 --> 00:00:16.576
‫۱۴‏ ماه تموم طول کشید تا

00:00:16.576 --> 00:00:18.494
‫فرار کنم و اسمم رو بذارم مایکل وایلی

00:00:18.494 --> 00:00:21.497
‫از اونجایی که پدرم من رو پیدا نکرد،
‫خودم تصمیم گرفتم بیام سراغش

00:00:21.497 --> 00:00:25.126
‫پروفسور جیمز موریارتی
‫دیگه ریاضی درس نمیده

00:00:25.126 --> 00:00:27.753
‫بلکه شده سرکرده‌ی
‫یه امپراتوری جنایتکار گسترده‌ و

00:00:27.753 --> 00:00:28.838
‫افتاده گوشه‌ی زندان

00:00:28.838 --> 00:00:30.548
‫از همونجا اصرار داره ببینتت

00:00:30.548 --> 00:00:31.966
‫مردها خیال می‌کنن
‫کنترل دنیا دست اونهاست،

00:00:31.966 --> 00:00:34.510
‫ولی این ماییم که اونها رو کنترل می‌کنیم

00:00:34.510 --> 00:00:35.761
‫یک قدم جلو

00:00:35.761 --> 00:00:39.473
‫فکر اِما از سرم بیرون نمیره

00:00:39.473 --> 00:00:42.059
انگار اصلاً برای بانو وایولت اهمیتی نداره

00:00:42.059 --> 00:00:43.352
‫حواست رو جمع کن، دخترجون

00:00:43.352 --> 00:00:45.146
‫عین سلطان جنگل،

00:00:45.146 --> 00:00:47.273
‫با چنگال‌های تیزمون اینجا رو

00:00:47.273 --> 00:00:49.525
‫کردیم امپراتوری

00:00:50.401 --> 00:00:51.736
‫کمک!

00:00:58.839 --> 00:01:08.839
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:09.175 --> 00:01:11.949
‫« عمارت بانو وایولت »

00:01:12.465 --> 00:01:13.591
‫خیال کردی کی هستی؟

00:01:13.591 --> 00:01:15.384
‫تو ملک من امر و نهی می‌کنی؟

00:01:15.384 --> 00:01:18.679
‫اجازه نمیدم جلوی خروج کالسکه‌ی

00:01:18.679 --> 00:01:20.014
‫قشر سرشناس لندن رو بگیری

00:01:20.014 --> 00:01:22.016
‫عذر می‌خوام، بانو وایولت

00:01:22.016 --> 00:01:23.392
‫اما یه نفر تیر خورده و

00:01:23.392 --> 00:01:25.936
‫یک آدم‌ربایی هم اتفاق افتاده

00:01:25.936 --> 00:01:27.355
‫چقدر مضحک

00:01:27.355 --> 00:01:31.150
‫آخه کی حاضره
‫یه ندیمه‌ی اجنبی رو بدزده؟

00:01:32.276 --> 00:01:34.570
‫تا کِی باید شاهد دعوای
‫میون خدمتکارها باشیم و

00:01:34.570 --> 00:01:37.239
‫دم نزنیم؟

00:01:37.239 --> 00:01:38.616
‫جناب سربازرس

00:01:39.700 --> 00:01:41.744
‫عذر می‌خوام حرف‌تون رو قطع می‌کنم،
‫بانو وایولت

00:01:43.173 --> 00:01:44.841
‫یه لحظه، بانوی من

00:01:44.866 --> 00:01:45.701
‫جناب هولمز

00:01:48.648 --> 00:01:50.400
‫البته که شما مسئولید و

00:01:50.503 --> 00:01:52.338
‫بنده به چند توصیه بسنده می‌کنم

00:01:52.473 --> 00:01:53.724
‫اما تحت هیچ شرایطی

00:01:53.749 --> 00:01:56.252
‫نباید اجازه‌ی خروج هیچ یک از
‫این کالسکه‌ها رو بدید

00:01:56.277 --> 00:01:59.028
‫جناب هولمز، در نظر داشته باشید که
‫تموم مدعوین این مراسم نمی‌تونن...

00:01:59.053 --> 00:02:00.012
‫نه، نه، نه

00:02:00.012 --> 00:02:01.138
‫مهمون‌ها رو بیخیال

00:02:02.790 --> 00:02:05.954
‫یه درشکه‌چی مرحوم،

00:02:06.014 --> 00:02:08.183
‫دختر سفیر آمریکا رو دزدیده بود

00:02:08.215 --> 00:02:11.343
‫یه درشکه‌چی مرحوم دیگه
‫توی قتل و خودکشی داخل املاک ریچموند

00:02:11.368 --> 00:02:13.620
‫لرد ودرسی دست داشته و

00:02:13.872 --> 00:02:18.085
‫الان هم یه درشکه‌چی مُرده که
‫درست وسط ارتکاب

00:02:18.110 --> 00:02:20.321
‫یک جرم وحشتناک دیگه
‫با گلوله کشته شده

00:02:20.346 --> 00:02:22.014
‫مطمئناً که نمی‌خواید بگید
‫توطئه‌ای در کاره

00:02:22.039 --> 00:02:23.415
‫من اصلاً چیزی نمیگم

00:02:23.452 --> 00:02:25.037
‫دارم توضیح واضحات میدم

00:02:25.037 --> 00:02:28.040
‫دوتا درشکه‌چی شاید اتفاقی باشه

00:02:28.040 --> 00:02:29.708
‫ولی سه‌تا الگوئـه

00:02:29.708 --> 00:02:32.461
‫اجازه ندید هیچکدوم از این کالسکه‌چی‌ها

00:02:32.461 --> 00:02:33.838
‫بدون بازجویی از اینجا برن

00:02:33.838 --> 00:02:36.841
‫ای بابا، هولمز، کیـه که خودش رو

00:02:36.841 --> 00:02:38.467
‫برای دزدیدن یه خدمتکار
‫تو زحمت بندازه؟

00:02:38.467 --> 00:02:40.302
‫ایشون یه خدمتکار ساده نیست

00:02:40.302 --> 00:02:41.137
‫بلکه...

00:02:42.763 --> 00:02:45.891
‫محافظ دخترِ

00:02:45.891 --> 00:02:47.393
‫سفیر آمریکاست

00:02:47.393 --> 00:02:50.479
‫کسی که یه درشکه‌چی
‫جواهرات پنجاه هزار پوندی‌شون رو

00:02:50.479 --> 00:02:52.606
به سرقت برده

00:02:52.606 --> 00:02:55.067
‫درست حدس زدید،
‫ایشون هم مُرده

00:02:55.067 --> 00:02:56.402
‫بله

00:02:56.402 --> 00:02:57.236
‫ممنون، برتی

00:02:57.236 --> 00:02:58.696
‫حالا باید زودتر برم اگه...

00:02:58.696 --> 00:03:01.323
‫اگه اجازه بدی
‫یه پیشنهاد دیگه هم دارم

00:03:01.323 --> 00:03:03.743
‫مِن باب اینکه با قاتل چیکار کنیم

00:03:07.055 --> 00:03:11.963
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت ششم: شنود دقیق »

00:03:17.006 --> 00:03:18.591
‫نمی‌دونم به چه زبونی ازت تشکر کنم

00:03:19.425 --> 00:03:22.094
‫همه چی به لطف آقای هولمز
‫ختم به خیر شد

00:03:23.447 --> 00:03:25.741
‫خودش یه تنه جلوی درشکه رو گرفت

00:03:26.724 --> 00:03:28.058
‫خیلی جسورانه بود

00:03:28.058 --> 00:03:29.685
‫حالت خوبـه؟

00:03:29.685 --> 00:03:30.519
‫آره، گمونم

00:03:32.980 --> 00:03:35.691
‫حقیقتاً زیاد با اسلحه‌ام شلیک کردم،

00:03:35.691 --> 00:03:39.028
‫ولی تا حالا کسی رو نکشتم

00:03:39.028 --> 00:03:40.905
‫بیشتر از اون چیزی که
‫فکرش رو بکنی می‌فهمم

00:03:42.698 --> 00:03:44.742
‫خب، می‌خوام ازت تشکر کنم

00:03:44.742 --> 00:03:47.369
ولی با رسم و رسومات لندن آشنا نیستم

00:03:49.121 --> 00:03:52.041
‫با ترس و لرز می‌پرسم،
‫فردا وقت داری بریم شام؟

00:03:53.917 --> 00:03:57.796
‫اگه کارفرماهام اجازه بدن،
‫خوشحال میشم بیام

00:03:58.675 --> 00:03:59.592
‫ببخشید، جناب

00:03:59.949 --> 00:04:01.534
باید همراه این آقایون برید

00:04:01.559 --> 00:04:04.395
‫تا جزئیات تیراندازی روشن بشه

00:04:04.420 --> 00:04:06.756
‫با اجازه توصیه می‌کنم
‫این آقا رو تا درست و حسابی

00:04:06.781 --> 00:04:08.866
‫بازجویی نشده،
‫توی زندان نیوگیت نگه دارید

00:04:08.891 --> 00:04:10.309
‫فکر محشریـه

00:04:10.392 --> 00:04:13.729
‫خیلی‌خب، آقایون. ایشون رو
‫با رعایت احترام همراهی کنید

00:04:13.729 --> 00:04:17.358
‫ولی من آمیلیا رو نجات دادم،
‫بعد الان دارید میندازیدم زندون؟

00:04:17.358 --> 00:04:19.610
‫تا فردا بعد از ظهر آزاد میشی

00:04:19.610 --> 00:04:23.072
‫تو این فاصله،
‫تا دلت بخواد می‌تونی پدرت رو ببینی

00:04:25.799 --> 00:04:28.093
‫یه دکمه‌ی دیگه از جلیقه‌ی واتسون

00:04:28.577 --> 00:04:29.953
‫کف کالسکه‌ای که ‫می‌خواستن

00:04:29.978 --> 00:04:32.175
تو رو باهاش بدزدن ‫پیدا شده

00:04:32.200 --> 00:04:33.618
‫ولی کالسکه‌ی کی بود؟

00:04:33.643 --> 00:04:35.978
‫کسی گردن نگرفته،
‫نه کالسکه‌چیش رو می‌شناسن و

00:04:36.003 --> 00:04:38.172
‫نه کسی اون بابایی که
‫فرار کرده رو دیده

00:04:38.197 --> 00:04:40.202
‫واسه همین پلیس قبول کرده
‫کالسکه رو ببره پیش یکی از

00:04:40.227 --> 00:04:41.687
‫دوستان بنده که

00:04:41.712 --> 00:04:43.756
‫تخصصش همینجور مسائلـه

00:04:44.301 --> 00:04:45.302
‫حالت چطوره؟

00:04:45.327 --> 00:04:46.161
‫من؟

00:04:47.330 --> 00:04:48.582
‫بدجور عصبانیم

00:04:48.852 --> 00:04:50.687
‫بانو وایولت آدم فرستاده من رو بدزدن

00:04:50.712 --> 00:04:53.548
‫بله، مشخصاً توی این جریان دست داشته

00:04:53.586 --> 00:04:55.505
‫پیشخدمتش هیچوقت
‫بدون دستور اون نمی‌ذاشت

00:04:55.530 --> 00:04:56.781
‫وارد عمارت بشی و

00:04:56.869 --> 00:04:59.497
‫نیمکتی که بیرون روش نشسته بودی

00:04:59.522 --> 00:05:03.067
‫با اینکه روی سنگ‌ریزه بود،
‫گل و گیاه پیچک،

00:05:03.112 --> 00:05:05.573
‫اگه اشتباه نکنم، پاپیتال،

00:05:05.573 --> 00:05:08.075
‫بهش چسبیده بود که خودش
‫احتمالاً دال بر اینـه که

00:05:08.075 --> 00:05:10.369
‫تازگی‌ها از باغ آوردنش و
‫گذاشتنش اونجا

00:05:10.369 --> 00:05:12.997
‫نزدیک درب ورودی تا تو بتونی روش بشینی

00:05:12.997 --> 00:05:14.790
‫آره، دلم می‌خواد برم سراغ بانو وایولت و

00:05:14.790 --> 00:05:16.292
‫یه مشت بخوابونم توی اون صورتش، ابله

00:05:16.292 --> 00:05:17.626
‫خب، پس بهتره دیگه بریم

00:05:17.626 --> 00:05:19.837
‫اسکاتلندیارد تا چند ساعت دیگه
اینجا می‌مونه و

00:05:19.837 --> 00:05:21.213
‫همه چی رو جوری چیدم که برتی،

00:05:21.213 --> 00:05:24.842
‫منظورم همون آقای برتویسلـه،
‫تحقیقات ما رو به تحقیقات خودش اضافه کنه

00:05:24.842 --> 00:05:27.177
‫تا مشخص نشه که من هم
‫توی این قضایا دستی دارم

00:05:27.177 --> 00:05:29.138
‫فردا گزارش درشکه‌چی رو

00:05:29.138 --> 00:05:31.307
‫توی خونه‌ی سفیر بهت میده

00:05:31.307 --> 00:05:33.267
‫خودش ظهر قرار ملاقات گذاشته

00:05:33.267 --> 00:05:38.230
‫با این اوصاف، الان به‌قدری سرنخ داریم که
‫کار رو برامون پیچیده کرده

00:05:38.731 --> 00:05:41.191
‫یکی مونده که باید به
‫لیست‌مون اضافه‌اش کنم

00:05:45.029 --> 00:05:46.989
‫امای طفلی،

00:05:46.989 --> 00:05:49.909
‫دیگه نیازی به مراسم معارفه نیست

00:05:49.909 --> 00:05:53.787
‫ممکنـه بانو وایولت
‫مرگ این دخترک رو جوری ترتیب داده باشه که

00:05:53.787 --> 00:05:56.498
‫یه تاریخی برای مراسم کلارا اندرسون باز کنه؟

00:05:56.498 --> 00:05:58.167
‫آره، داستان همینـه

00:05:58.167 --> 00:06:01.253
‫مراسم کلارا جایگزین مراسم اِما میشه

00:06:01.253 --> 00:06:03.589
‫بیا فعلاً به بانو وایولت فکر نکنیم

00:06:03.589 --> 00:06:06.800
‫ویژگی خاصی توی این کالسکه‌چی‌ای که
‫خواست بدزدتت

00:06:06.800 --> 00:06:08.260
‫دیدی؟

00:06:08.260 --> 00:06:12.681
‫یه لهجه‌ای داشت،
‫نمی‌دونم کجایی بود

00:06:12.681 --> 00:06:14.516
‫می‌تونی اداش رو در بیاری؟

00:06:15.392 --> 00:06:16.560
‫کمک

00:06:16.560 --> 00:06:21.649
‫کمکم کنید، تو رو خدا

00:06:21.649 --> 00:06:24.151
‫عجله کنید، عجله... عجله کنید،

00:06:24.151 --> 00:06:26.695
‫- عجله
‫- آفریقای جنوبی؟

00:06:27.988 --> 00:06:29.823
‫همچین هم بدک نبود

00:06:29.823 --> 00:06:31.033
‫مرسی

00:06:31.033 --> 00:06:34.578
‫پس نه‌تنها سه درشکه‌چی مختلف داریم که
همگی مُردن

00:06:34.578 --> 00:06:36.956
‫بلکه هر سه نفر
‫اهل سه کشور مختلف‌ان

00:06:36.956 --> 00:06:38.832
‫اون یکی آدم‌ربائه چی که
‫از کالسکه پرید پایین و

00:06:38.832 --> 00:06:41.377
‫در رفت؟

00:06:41.377 --> 00:06:43.295
‫حسابی غافلگیرم کرد

00:06:43.295 --> 00:06:46.006
‫نه دیدمش و نه صداش رو شنیدم

00:06:46.006 --> 00:06:48.050
‫میشه لطفاً برگردیم خونه‌ی بانو وایولت؟

00:06:48.050 --> 00:06:51.553
‫این چاقوی دسته یشمیه که
‫توی بدن مامانم فرو شده بود

00:06:51.553 --> 00:06:53.639
‫از روی طاقچه‌ی وسایل دکوری
‫توی نشیمنِ خونه‌ی

00:06:53.639 --> 00:06:56.141
‫بانو وایولت برش داشتم

00:06:57.267 --> 00:06:58.936
‫توی مرگ اما دست داشته

00:06:58.936 --> 00:07:00.187
‫آدم فرستاد من رو بدزدن

00:07:00.187 --> 00:07:01.730
‫به همین هم ختم نمیشه

00:07:01.730 --> 00:07:06.193
‫انگیزه‌اش توی این پرونده
‫به شدت حائز اهمیتـه

00:07:08.126 --> 00:07:11.507
‫از بین اون همه طرح‌هایی که

00:07:11.532 --> 00:07:14.618
‫بعد قتل مادرت دزدیده شد،

00:07:15.661 --> 00:07:17.819
‫متوجه شدم که یکی‌شون

00:07:17.844 --> 00:07:19.679
‫نقشه‌ی ساخت یه سلاح جنگی ترسناک بوده

00:07:23.711 --> 00:07:24.878
‫از کجا می‌دونی؟

00:07:28.887 --> 00:07:30.555
‫تو که گفتی تا حالا ندیدیش

00:07:32.800 --> 00:07:35.469
‫خب، درستـه

00:07:38.226 --> 00:07:42.355
‫ولی تو که گفتی اسمش رو
‫تا حالا نشنیدی

00:07:42.380 --> 00:07:46.911
‫اولین بار که صحبت کردیم،
‫گفتی اسمش لوسیاست

00:07:47.387 --> 00:07:48.597
‫ولی توی لندن،

00:07:49.691 --> 00:07:52.402
‫خودش رو کبوتر کوچولو معرفی کرد

00:07:56.263 --> 00:07:57.097
‫ببین

00:08:01.922 --> 00:08:02.756
‫آمیلیا

00:08:04.930 --> 00:08:05.764
‫اینجا رو نگاه

00:08:09.201 --> 00:08:10.035
‫می‌بینی؟

00:08:10.888 --> 00:08:11.722
‫اون منم

00:08:13.087 --> 00:08:17.634
‫کنارم هم خانمیـه که
‫مسئولیت همراهیش رو به‌عهده داشتم

00:08:17.659 --> 00:08:18.910
‫بانو وایولت؟

00:08:18.935 --> 00:08:20.603
‫دختر دوک سامرست که

00:08:20.628 --> 00:08:23.339
‫لطف کوچیکی در حقش انجام دادم

00:08:23.812 --> 00:08:28.358
‫بله، نمایش غرب وحشی بوفالو بیل،

00:08:28.358 --> 00:08:30.903
‫الحق که رویداد تئاتری قرن بود

00:08:31.192 --> 00:08:34.195
‫بعد از این اجرای سفارشی،

00:08:34.220 --> 00:08:35.763
‫توی باغ یه مهمونی برگزار کرده بودن

00:08:37.409 --> 00:08:40.329
‫جایی که برگزاری تیراندازی دقیق،

00:08:40.329 --> 00:08:43.165
‫اسب‌سواری رومی، بستن خوک،

00:08:43.165 --> 00:08:45.626
‫همه و همه‌اش برای من کسل‌کننده بود

00:08:46.734 --> 00:08:48.736
‫برای همین هم در رفتم و

00:08:48.761 --> 00:08:51.555
‫سر از یه چادری در آوردم که

00:08:51.580 --> 00:08:54.249
‫شگفت‌انگیزترین بخش نمایش بود

00:08:54.274 --> 00:08:57.277
‫فکر کنم برای من،
‫هیچ چیز فراتر از

00:08:57.302 --> 00:08:59.395
‫نبوغ صحنه نرفته بود

00:08:59.420 --> 00:09:03.132
‫همه‌اش هم به دست کسی طراحی شده بود که
‫اصلاً توقعش رو نداشتم

00:09:03.685 --> 00:09:05.187
‫مامان

00:09:05.187 --> 00:09:06.605
‫آفرین

00:09:06.651 --> 00:09:16.466
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:09:16.490 --> 00:09:19.284
‫اینها صرفاً تجهیزات پس‌زمینه‌ی تئاتر نیستن

00:09:19.284 --> 00:09:21.078
‫بلکه شاهکارهای مهندسی مدرن به شمار میرن

00:09:21.078 --> 00:09:23.831
‫امکانش هست
‫خالق‌شون رو ملاقات کنم؟

00:09:25.124 --> 00:09:26.083
‫خودم هستم

00:09:26.727 --> 00:09:30.856
‫طرح‌های شمان؟

00:09:30.881 --> 00:09:32.883
‫خب، محشرن

00:09:32.937 --> 00:09:35.731
‫این فنون ساخت‌ رو
‫از کجا یاد گرفتید؟

00:09:35.756 --> 00:09:38.342
‫پدربزرگم مهندس نظامی بود

00:09:38.367 --> 00:09:39.243
‫آهان

00:09:39.268 --> 00:09:40.394
‫چون هیچ نواده‌ی پسری نداشت،

00:09:40.419 --> 00:09:42.258
‫مهارت‌هاش رو به من یاد داد

00:09:42.283 --> 00:09:46.579
‫ترکیب ماشین‌آلات و هنر
‫نوآوریِ شخص خودمـه،

00:09:46.604 --> 00:09:51.317
‫جناب هولمز، به واسطه‌ی مقیاس حماسی
‫نمایش‌مون جزو ضروریات امره

00:09:52.576 --> 00:09:54.537
‫واقعاً زبانم قاصره

00:09:54.562 --> 00:09:55.688
‫من رو می‌شناسید؟

00:09:55.713 --> 00:09:56.755
‫کیـه که توی لندن نشناسه؟

00:09:56.780 --> 00:09:58.262
‫کاملاً درستـه،

00:09:58.287 --> 00:10:02.291
‫ولی حقیقتاً اسم شما هم
‫باید به اندازه‌ی من سر زبون‌ها باشه

00:10:02.744 --> 00:10:05.497
‫من کبوتر کوچولوی قبیله‌ی آپاچی هستم،

00:10:05.497 --> 00:10:07.994
‫البته الان ساکن ایالتی
‫به اسم کالیفرنیا هستم

00:10:08.019 --> 00:10:09.271
‫علاوه بر نمایش،

00:10:09.296 --> 00:10:11.006
‫می‌خوای با سفرنامه هم
‫موجبات سرگرمی ما رو فراهم کنی؟

00:10:12.170 --> 00:10:13.672
‫اینجایید که، بانو وایولت

00:10:13.672 --> 00:10:15.132
‫داشتم هنر دستِ طراح صحنه رو

00:10:15.132 --> 00:10:18.302
‫تحسین می‌کردم، خانم کبوتر کوچولو

00:10:18.302 --> 00:10:20.679
‫وای، تصور صحنه‌هایی که

00:10:20.679 --> 00:10:23.432
‫یادآور شکست و نابودی قبایل بومی آمریکاست،

00:10:23.432 --> 00:10:25.601
‫مصیبت بزرگیـه

00:10:25.601 --> 00:10:27.853
‫حتماً بعد از بازسازی لیتل‌هورن

00:10:27.853 --> 00:10:29.187
‫اومدید اینجا

00:10:29.187 --> 00:10:31.982
‫اما ازتون ممنونم که مُهر تأیید می‌زنید به
‫سعی‌ و کوشش در مسیرِ

00:10:31.982 --> 00:10:33.358
‫نیست‌ونابودی مردم

00:10:33.358 --> 00:10:35.527
‫چه زبونی هم داره، نه؟

00:10:35.527 --> 00:10:38.488
‫الحق که پدیده‌ای توی دنیای وحشی غرب

00:10:38.488 --> 00:10:41.158
‫بی‌صبرانه منتظرم همه چی رو
‫برای دوست‌هام تعریف کنم

00:10:41.158 --> 00:10:42.659
‫اینجا نمون

00:10:42.659 --> 00:10:44.703
‫مراسمات دارن تموم میشن و

00:10:44.703 --> 00:10:47.998
‫باید قبل غروب آفتاب
‫در رکاب اعلیاحضرت باشیم

00:10:47.998 --> 00:10:50.250
‫یکم دیگه میام پیشت سر میز

00:10:50.250 --> 00:10:51.084
‫ممنون

00:10:52.433 --> 00:10:53.809
‫هر طور راحتید

00:10:58.900 --> 00:11:02.695
‫شرمنده بابت ضعفِ آداب و رسوم دربار

00:11:03.522 --> 00:11:05.148
‫اجازه هست؟

00:11:05.173 --> 00:11:06.508
‫البته

00:11:10.109 --> 00:11:13.946
‫واقعاً مبتکرانه‌ست

00:11:13.971 --> 00:11:15.670
‫باز هم از اینها دارید؟

00:11:15.695 --> 00:11:17.238
‫بله

00:11:17.688 --> 00:11:21.567
‫اسم این اختراع رو گذاشتم
‫محرک مکانیکی زمین

00:11:21.591 --> 00:11:24.135
‫مختص پاکسازی زمین برای کشت

00:11:24.159 --> 00:11:28.121
‫یا به حرکت درآوردن محرک‌های زمین
‫با استفاده از گاز مایع

00:11:28.121 --> 00:11:29.790
‫گاز مایع

00:11:30.624 --> 00:11:33.543
‫شک ندارم تناقضیـه در قالب یک اصطلاح

00:11:33.543 --> 00:11:34.336
‫اوه

00:11:35.796 --> 00:11:38.340
‫تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

00:11:38.340 --> 00:11:39.258
‫این یکی چیـه؟

00:11:42.594 --> 00:11:45.138
‫یه توپـه که روی وسیله‌ی نقلیه‌ی مسلح وصل میشه،

00:11:45.138 --> 00:11:47.683
‫کاملاً با فلز پوشیده شده و
‫از داخل هدایت میشه،

00:11:47.683 --> 00:11:50.060
‫می‌تونه از زمین‌های صعب‌العبور رد بشه و

00:11:50.060 --> 00:11:51.520
‫در عین حال، تهاجمی باقی بمونه

00:11:51.520 --> 00:11:55.857
‫ضربات مستقیم هر سلاحی رو هم تاب میاره

00:11:55.857 --> 00:11:57.567
‫دست بر قضا، وزیر جنگ وقت انگلیس

00:11:57.567 --> 00:11:59.319
‫پدر بانو وایولتـه

00:11:59.319 --> 00:12:00.946
‫همون خانم جوان و متکبری که

00:12:00.946 --> 00:12:02.114
‫حین اجرای نمایش

00:12:02.114 --> 00:12:04.324
‫خدمت‌تون معرفی کردم

00:12:04.324 --> 00:12:06.410
‫سلطنت می‌خواد همچین سلاحی رو

00:12:06.410 --> 00:12:08.453
‫تحت سلطه‌ی خودش در بیاره

00:12:09.063 --> 00:12:12.808
‫یعنی بانو وایولت می‌دونسته
‫همچین سلاحی وجود داره و

00:12:12.833 --> 00:12:15.085
‫مادرم طراحیش کرده؟

00:12:15.085 --> 00:12:15.919
‫صبر کن

00:12:17.572 --> 00:12:19.491
‫نه، تا توضیح ندادی

00:12:19.516 --> 00:12:23.520
‫چرا منکر شناختن مامانم شدی،
‫هیچ چیز دیگه‌ای نگو

00:12:23.545 --> 00:12:26.798
‫چه سند و مدرکی نشونم دادی؟

00:12:26.823 --> 00:12:29.325
‫یه نقاشی که شاید
‫از چهره‌ی یه رهگذر کشیدی،

00:12:29.540 --> 00:12:32.752
‫با یه نامه پشت یه عکس؟

00:12:32.777 --> 00:12:35.947
‫گفتی اسمش لوسیا روهاسـه

00:12:35.972 --> 00:12:38.516
‫من به اسم کبوتر کوچولو می‌شناختمش

00:12:38.541 --> 00:12:42.712
‫ببین، آمیلیا، تموم عمرم
‫دورم یه مُشت متظاهر بودن که

00:12:42.737 --> 00:12:45.656
‫خودشون رو جای بچه‌ی من، خواهر و برادرم یا

00:12:45.681 --> 00:12:46.709
‫فامیل‌های دورم زدن

00:12:46.734 --> 00:12:49.528
‫اصلاً سند و مدرک بعضی‌هاشون
‫از اینهایی که تو برام رو کردی،

00:12:49.553 --> 00:12:51.097
‫مستندتر بوده

00:12:51.122 --> 00:12:56.001
‫رک و پوست‌کنده می‌گم،
‫حتی نمی‌تونی ثابت کنی

00:12:56.026 --> 00:12:58.154
‫این آمیلیا روهاسی که
‫ازش دم می‌زنی واقعیـه یا

00:12:58.179 --> 00:12:59.764
‫صرفاً یه کلاهبردار زبر و زرنگـه

00:13:00.022 --> 00:13:02.858
‫پس واسه چی خودت رو انداختی تو زحمت؟

00:13:02.883 --> 00:13:04.259
‫چون تونستم داستان قتل لوسیا رو

00:13:04.259 --> 00:13:06.720
‫منطقی هضم کنم

00:13:07.786 --> 00:13:09.538
‫حالا هم با شناختنت،

00:13:10.736 --> 00:13:15.157
‫ترجیح میدم خوش‌بین باشم تا بدبین

00:13:15.363 --> 00:13:17.698
‫در خصوص هویتم چی؟

00:13:17.723 --> 00:13:19.976
‫من دنبال حقایقم، آمیلیا

00:13:21.711 --> 00:13:26.549
‫من از روی احساسات یا
‫امید و آرزو نتیجه‌گیری نمی‌کنم

00:13:26.574 --> 00:13:27.409
‫درستـه

00:13:28.675 --> 00:13:30.468
‫اهل حدس زدن نیستی

00:13:30.730 --> 00:13:32.637
‫پس این داستان رو بهم گفتی

00:13:32.662 --> 00:13:36.124
‫چون نقشه‌ی این سلاح‌ها

00:13:37.184 --> 00:13:40.661
‫می‌تونه برای بانو وایولت انگیزه باشه که
‫مادرم رو به قتل برسونه

00:13:41.062 --> 00:13:41.896
‫دقیقاً

00:13:44.759 --> 00:13:46.845
‫طی بیست سال اخیر،
‫این سلاح‌ها از روی کاغذ

00:13:46.870 --> 00:13:49.581
‫به ابزاری تبدیل شدن که ضروریـه

00:13:49.606 --> 00:13:52.775
‫می‌تونه تعیین‌کننده‌ی نتیجه‌ی
‫یه نبرد یا حتی جنگ باشه که

00:13:53.266 --> 00:13:56.478
‫البته می‌تونه به‌شدت ارزشمند واقع بشه

00:13:58.379 --> 00:14:00.381
‫اما ربط این جواهرات گمشده به

00:14:00.406 --> 00:14:02.575
‫سفیر و مرگ اِما یا

00:14:02.600 --> 00:14:05.061
‫ربوده شدن دوست‌هاتون

00:14:05.654 --> 00:14:08.323
‫چیـه؟

00:14:08.323 --> 00:14:10.242
‫نقطه‌ی اتصال این نخ سرخ

00:14:10.242 --> 00:14:12.869
‫با این جنایات من نیستم و

00:14:12.869 --> 00:14:15.831
‫حالا از ارتباطات پشت پرده‌ی این نخ با خبریم

00:14:15.831 --> 00:14:18.125
‫ولی چطوری کاری کنیم که
‫باهام ارتباط برقرار کنن؟

00:14:18.125 --> 00:14:21.503
‫شاید یه راه حل جزئی داشته باشم،

00:14:21.503 --> 00:14:24.131
‫اما قبلش باید برگردی اقامتگاه سفیر

00:14:24.131 --> 00:14:28.135
‫تا با برتی برتویسل ملاقات کنی و
‫من هم باید یه بار دیگه

00:14:28.135 --> 00:14:30.053
‫به دیدن پروفسور موریارتی برم
‫ببینم با پسرش

00:14:30.053 --> 00:14:32.973
‫چطور پیش میره و بعدش
‫برم به یه کالسکه‌سازی خاص

00:14:32.973 --> 00:14:36.017
‫تا فردا تموم نشده،

00:14:36.017 --> 00:14:38.895
‫باید دزدیده بشم

00:14:41.495 --> 00:14:43.895
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:14:49.197 --> 00:14:51.199
‫بدون شک باید کاملاً حرفه‌ای
‫(اقامتگاه سفیر آمریکا)

00:14:51.199 --> 00:14:53.201
‫به موهاش رسیدگی بشه

00:14:53.201 --> 00:14:55.078
‫البته، لباس مجلسی هم لازم داره

00:14:55.078 --> 00:14:56.538
‫اگه سفید نپوشه،

00:14:56.538 --> 00:14:58.707
‫ممکنـه فکر کنن جزو بانوانـه

00:14:58.707 --> 00:15:00.500
‫خیلی بعیده

00:15:00.500 --> 00:15:03.378
‫قراره کلارا لباسی داشته باشه که
‫بشه اندازه‌اش کرد

00:15:03.378 --> 00:15:05.797
‫خب، اگه می‌خوای آمیلیا
‫توی جشن دختر خودت شرکت کنه،

00:15:05.797 --> 00:15:07.048
‫حتماً این رسم و رسومات آمریکایی‌ها

00:15:07.048 --> 00:15:10.135
‫به چشم مهمون‌ها میاد که

00:15:10.135 --> 00:15:11.845
‫با وجود تفاوت‌های طبقاتی زیاد،

00:15:11.845 --> 00:15:14.139
‫باز هم هوای همدیگه رو دارن

00:15:14.139 --> 00:15:16.600
‫شاید نمایی از آینده باشه،

00:15:16.600 --> 00:15:20.103
‫آینده‌ای که مفهوم فاصله‌ی طبقاتی
‫توی شخصیت خلاصه میشه و

00:15:20.689 --> 00:15:25.110
‫اصالت تبدیل میشه به واژه‌ای
‫مختص چهارپاها

00:15:25.135 --> 00:15:27.561
‫اونوقت دیگه لازم نیست
‫برای پیدا کردن شوهری اشرافی

00:15:27.586 --> 00:15:29.796
‫تا اون سر اقیانوس رفت

00:15:29.821 --> 00:15:32.407
‫با این حال،
‫تا وقتی که اشرافیت مهمـه،

00:15:34.201 --> 00:15:37.746
‫مهمون ویژه‌ای رو برای جشن معارفه‌ی
‫کلارا دعوت کردم

00:15:37.746 --> 00:15:39.873
‫یعنی کی؟

00:15:39.873 --> 00:15:44.794
‫لرد رابرت آرتور تولبرت گاسکوین سسل،

00:15:44.794 --> 00:15:46.755
‫سومین مارکی سالزبری و

00:15:46.755 --> 00:15:50.778
‫نخست‌وزیر فعلی سلطنت

00:15:50.803 --> 00:15:52.486
‫وای، محشره!

00:15:52.511 --> 00:15:55.555
‫لرد سالزبری مشهورترین شخص دنیاست

00:15:55.555 --> 00:15:58.558
‫حالا دیگه همه توی مهمونیم شرکت می‌کنن

00:15:59.066 --> 00:16:01.652
‫مثل همیشه تمرکزت رو
‫گذاشتی روی چیزهای اشتباه

00:16:01.677 --> 00:16:03.512
‫کاری که سال‌ها
‫در نتیجه‌ی بی‌توجهی‌های تو،

00:16:03.537 --> 00:16:05.248
‫من رو غرق غم و اندوه کرد

00:16:05.273 --> 00:16:06.816
‫تو از من نافرمانی کردی!

00:16:06.841 --> 00:16:08.467
‫من که رفته بودم سفر کاری،

00:16:08.492 --> 00:16:11.454
‫از مدرسه‌ات فرار کردی و
‫اون زن جوانی که برای مراقبت از

00:16:11.479 --> 00:16:12.938
‫تو استخدام کرده بودم رو نادیده گرفتی

00:16:12.963 --> 00:16:14.809
‫اون زن دائم‌الخمری بیش نبود!

00:16:14.834 --> 00:16:16.377
‫شب تا صبح مست بود،

00:16:16.402 --> 00:16:17.946
‫نمی‌تونست از خودش مراقبت کنه،

00:16:17.971 --> 00:16:19.222
‫چه برسه به یه بچه‌ی ۹ ساله

00:16:19.247 --> 00:16:20.915
‫مرد باید کار کنه

00:16:21.225 --> 00:16:23.352
هم باید به حرفه‌ی ریاضیدانیم می‌پرداختم و

00:16:23.377 --> 00:16:25.838
هم آرمان بزرگ‌ترم رو سر پا نگه می‌داشتم

00:16:25.877 --> 00:16:27.671
آرمان بزرگ‌تر؟

00:16:27.671 --> 00:16:29.798
‫منظورت استثمار ضعف‌های انسانیـه

00:16:29.798 --> 00:16:33.885
‫اون هم از طریق مخفیگاه‌های تریاک، قمار،
‫فاحشه‌خونه‌هایی که

00:16:33.885 --> 00:16:37.305
‫به دست مردانی اداره میشه که
‫تعهد رو رذیلت می‌دونن و

00:16:37.305 --> 00:16:38.807
‫درمان دردشون طمعـه؟

00:16:38.807 --> 00:16:42.185
‫هدف از کسب و کار سوده و نه فضیلت اخلاقی

00:16:42.185 --> 00:16:44.813
‫عجب گفت‌وگوی لذت‌بخشی

00:16:44.813 --> 00:16:47.607
‫مطمئنم الان بازرس بولیوانت زنگ می‌زنه

00:16:47.607 --> 00:16:49.322
‫میگه دن رو برگردونیم سلولش

00:16:49.347 --> 00:16:50.181
‫ساکت!

00:16:53.497 --> 00:16:57.126
‫من ۱۵ سال آزگار صبر کردم تا
‫دوباره پسرم رو ببینم

00:16:57.151 --> 00:16:59.070
‫توی این مدت طولانی غیبتم،

00:16:59.095 --> 00:17:01.806
‫ظاهراً قربانی تهدیدهای ایده‌آلگرایی شدی

00:17:01.831 --> 00:17:04.250
‫ایده‌آلگرایی یا
‫امید به یه دنیای بهتر؟

00:17:04.275 --> 00:17:06.819
‫همون امیدی که باعث میشه
‫هر ماه مبلغی از حقوقم رو پس‌انداز کنم

00:17:06.844 --> 00:17:09.513
‫تا برای حکم تو درخواست تجدید نظر بدم

00:17:09.538 --> 00:17:10.414
‫چی؟

00:17:10.439 --> 00:17:12.066
‫جانم، گفتی درخواست تجدید نظر؟

00:17:12.399 --> 00:17:14.609
‫پس هم هالویی و هم ابله؟

00:17:14.634 --> 00:17:16.136
‫نه، نه، نه

00:17:16.136 --> 00:17:18.638
‫درخواست تجدید نظر
‫باعث میشه

00:17:18.638 --> 00:17:21.349
دسیسه‌های متعدد ‫پدرت بره زیر ذره‌بین

00:17:21.349 --> 00:17:22.892
‫درستـه، پدر جان

00:17:22.892 --> 00:17:25.437
ظاهراً هنوز اونقدری پول در نیاوردی که بتونی

00:17:25.437 --> 00:17:27.188
‫تا آخر عمرت آسایش داشته باشی

00:17:27.188 --> 00:17:29.065
‫مسئله پول نیست

00:17:29.065 --> 00:17:30.400
‫خب، یکمی چرا

00:17:30.400 --> 00:17:31.860
‫حقیقتاً خیلی هم پول مهمـه

00:17:31.860 --> 00:17:33.194
‫واقعاً خیال کردی

00:17:33.194 --> 00:17:34.975
‫می‌تونن بر خلاف میلم
‫من رو اینجا نگه دارن؟

00:17:35.000 --> 00:17:37.841
‫یک سال و دو ماه دیگه که تحمل کنم،

00:17:37.866 --> 00:17:39.618
‫بعدش مجوز آزادی مشروطم رو می‌گیرم و

00:17:39.618 --> 00:17:41.202
‫بدون هیچ مانعی به خاطر دستاوردهام

00:17:41.202 --> 00:17:42.662
‫آزاد میشم

00:17:42.662 --> 00:17:44.372
‫ولی با این حال،
‫انتخابت یه زندگی مجرمانه‌ست

00:17:44.372 --> 00:17:46.958
‫جرم و جنایت رو به خانواده‌ات ترجیح میدی

00:17:46.958 --> 00:17:47.917
‫این عادلانه نیست!

00:17:48.623 --> 00:17:52.603
‫آتیش زدم به مال و منالم
‫بلکه تو رو پیدا کنم!

00:17:52.857 --> 00:17:55.045
‫با این حال، باز هم ناکام موندی

00:17:57.427 --> 00:17:58.887
‫از اونجایی که من برات کافی نیستم که

00:17:58.887 --> 00:18:02.849
‫بخوای برای آزادیت بجنگی،
‫بهتره برم پی زندگیم

00:18:09.898 --> 00:18:13.610
‫می‌تونیم دوباره خانواده‌مون رو
‫دور هم جمع کنیم، پسر

00:18:15.528 --> 00:18:18.406
‫فقط کافیـه باز بیای ملاقاتم

00:18:21.368 --> 00:18:23.787
‫من برنمی‌گردم،

00:18:23.787 --> 00:18:28.083
‫مگر اینکه بیام و
‫تو رو از این خراب‌شده بیرون ببرم

00:18:28.083 --> 00:18:30.168
‫از اونجایی هم که ترجیحت موندنـه،

00:18:30.168 --> 00:18:33.880
‫اگه اجازه بدی،
‫از حضورت مرخص میشم

00:18:33.880 --> 00:18:36.841
‫باورم نمیشه تو پسر منی

00:18:36.841 --> 00:18:40.136
‫راحت باش و من رو نادیده بگیر

00:18:40.136 --> 00:18:42.472
‫من هم تلافی می‌کنم

00:18:42.567 --> 00:18:52.750
‫«ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک»
‫ <c.red>.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:18:52.774 --> 00:18:57.445
‫یعنی هیچکدوم از توانایی‌های من رو
‫به ارث نبرده؟

00:18:57.445 --> 00:18:59.364
‫شاید ترجیح میده از توانایی‌هاش

00:18:59.364 --> 00:19:01.783
‫برای بهتر کردن دنیا استفاده کنه

00:19:01.783 --> 00:19:03.034
‫بهتر کردن؟

00:19:03.034 --> 00:19:05.453
‫ما بزرگ‌ترین امپراتوی تاریخیم

00:19:05.453 --> 00:19:07.414
‫هر چیزی که وضع موجود رو
‫دستخوش تغییر کنه،

00:19:07.414 --> 00:19:09.040
‫همیشه به نسبت گذشته بدتره

00:19:09.040 --> 00:19:10.750
‫بنابراین، خیلی مهمـه حتی‌الامکان

00:19:10.750 --> 00:19:12.001
‫تغییری ایجاد نشه

00:19:12.001 --> 00:19:14.713
‫یه دلیل درست‌وحسابی دیگه
‫برای مبارزه با نخ سرخ که

00:19:14.713 --> 00:19:17.716
‫دنیا رو زیر و رو می‌کنه

00:19:17.716 --> 00:19:19.759
‫با دزدیدن خدمتکار سابقت؟

00:19:19.759 --> 00:19:21.928
‫این چه مسخره‌بازی‌ایـه،
‫چرا نزدن خودت رو نکشتن؟

00:19:24.514 --> 00:19:27.350
‫درگیری خودت با نخ چطور پیش میره؟

00:19:27.350 --> 00:19:30.520
‫پیشروی‌شون توی قلمرو من
‫کاهش پیدا کرده

00:19:30.520 --> 00:19:32.397
‫شاید یه روزی،
‫قرعه چرخید و جای من،

00:19:32.397 --> 00:19:34.315
‫اونها از من مخفی شدن

00:19:34.315 --> 00:19:37.569
‫وای، چه کیفی بده
‫خصومت دیرینه‌مون رو از سر بگیریم

00:19:37.569 --> 00:19:41.489
‫تا اون موقع،
‫باید یه لطف دیگه‌ای در حقم بکنی

00:19:41.489 --> 00:19:43.825
‫مجانی به کسی لطف نمی‌کنم

00:19:43.825 --> 00:19:45.243
‫هر چیزی که خدمتکار سابقت می‌دونه،

00:19:45.243 --> 00:19:47.287
‫دن برای نجاتش،
‫یکی از گماشته‌های نخ رو کشت

00:19:47.287 --> 00:19:49.414
‫می‌خوام نذاری بتونن ازش انتقام بگیرن

00:19:50.498 --> 00:19:52.250
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

00:19:52.250 --> 00:19:54.461
‫بهتره حرف‌های تندِ

00:19:54.461 --> 00:19:56.880
‫دن رو به دل نگیری

00:19:58.339 --> 00:20:01.676
‫دلداریت حتی توی اتحاد موقت‌مون هم رو مُخـه

00:20:01.676 --> 00:20:03.845
‫به جای ترحم نفرت‌انگیزت،

00:20:03.845 --> 00:20:06.681
‫هر چیزی که ازم می‌خوای رو بگو

00:20:15.106 --> 00:20:17.192
‫خیلی ازت ممنونم که کمکم می‌کنی
(اقامتگاه سفیر آمریکا)

00:20:17.192 --> 00:20:19.819
‫مرغ می‌خوای یا یه قالب پنیر؟

00:20:19.819 --> 00:20:21.946
‫جفت‌شون تا فردا فاسد میشن

00:20:21.946 --> 00:20:25.825
‫هر چی که نمی‌خوای رو بده من

00:20:25.825 --> 00:20:27.535
‫پس پنیر مال تو

00:20:27.535 --> 00:20:29.287
‫آره، نگران شومینه نباش

00:20:29.287 --> 00:20:33.458
مشکلی ندارم تا خدمتکار نگرفتن
توی کارها کمک‌شون کنم

00:20:33.458 --> 00:20:35.293
‫ولی از تمیزکاریِ دودکش متنفریم، قبول داری؟

00:20:46.346 --> 00:20:48.264
‫داری میای یا نه؟

00:20:49.390 --> 00:20:51.392
‫دیدی پنیرش خوبـه؟

00:20:51.392 --> 00:20:53.144
‫اصلاً کپک نزده

00:20:53.880 --> 00:20:56.633
‫امشب واسه تنوع یه وعده‌ی اصلی می‌خوریم

00:20:56.763 --> 00:20:58.822
‫امشب من بیرون باید برم

00:20:58.847 --> 00:21:02.170
‫تو چه فتنه‌ای هستی، دختر

00:21:02.195 --> 00:21:04.779
‫اومدی مراسم و دزدیدنت و
‫حالا هم می‌خوای شام رو بری بیرون؟

00:21:04.804 --> 00:21:06.101
‫حالا کجا دعوتی؟

00:21:06.132 --> 00:21:07.560
‫کی قراره حساب کنه؟

00:21:08.058 --> 00:21:09.352
‫یه لحظه

00:21:09.573 --> 00:21:12.021
‫اون بازرس بیمه‌ی اعصاب‌خردکن باز برگشته

00:21:12.046 --> 00:21:14.162
‫نمی‌خوام مزاحم کلارا بشه

00:21:14.702 --> 00:21:16.871
‫چه مرد بداخلاق و حقیری

00:21:20.380 --> 00:21:22.694
‫چه زود پیشرفت کردی

00:21:23.216 --> 00:21:25.843
‫فقط توی انگلیسـه که
‫خدمتکار یکی دیگه شدن

00:21:25.843 --> 00:21:27.694
‫ارتقای شغلی حساب میشه

00:21:27.719 --> 00:21:29.186
‫مهمل نگو

00:21:29.211 --> 00:21:31.915
‫وضع زندگیت از بچه‌های من هم بهتره

00:21:31.940 --> 00:21:33.316
‫برخلاف ظاهرش،

00:21:33.341 --> 00:21:35.886
‫جفت‌مون می‌دونیم که
‫همچنان برای هایرونز کار می‌کنی

00:21:41.296 --> 00:21:43.883
‫بعد از اینکه رفتیم
‫چیزی راجع‌به درشکه‌چی فهمیدی؟

00:21:43.908 --> 00:21:44.935
‫البته

00:21:45.039 --> 00:21:48.132
‫دوتا درشکه‌چی عبوس از نیوزلند بودن

00:21:48.157 --> 00:21:51.888
‫یکی‌شون برای خودِ شخص
‫دوک لستر کار می‌کنه

00:21:51.913 --> 00:21:53.715
‫صاحب بزرگ‌ترین
‫کارخونه‌ی کشتی‌سازی دنیا

00:21:53.740 --> 00:21:55.325
‫هر چند اخیراً کارخونه‌اش
‫دوران سختی رو پشت‌سر می‌ذاره

00:21:55.350 --> 00:21:58.303
‫اون یکی هم واسه
‫جناب نایجل پارکس کار می‌کنه

00:21:58.872 --> 00:22:02.803
‫دلالی که توی بحران مالی
‫ضرر سنگینی کرده

00:22:02.828 --> 00:22:06.901
‫پس آدم‌هایی مثل لرد ودرسی
‫که آه در بساط نداشتن و

00:22:06.926 --> 00:22:09.095
‫هر دوشون ممکن بود علاقمند به

00:22:09.095 --> 00:22:11.767
‫تقسیم جواهرات خانم اندرسون باشن

00:22:11.792 --> 00:22:13.929
‫واسه تقسیم پول جواهرات
‫اول باید اونا رو بفروشن

00:22:13.954 --> 00:22:17.052
‫یه دلال نهایتاً ۳۰ درصد
‫از ارزش جواهرات رو میده

00:22:17.077 --> 00:22:19.651
‫بنابراین پول زیادی بین این افراد تقسیم نمیشه

00:22:22.481 --> 00:22:26.481
‫« دیـجــی مــوویــز »

00:22:31.743 --> 00:22:35.199
‫شرکت بیمه مجبوره
‫پول سفیر رو تمام و کمال بده

00:22:35.224 --> 00:22:38.137
‫مگه اینکه تا فردا بعدازظهر
‫جواهرات رو پیدا کنم

00:22:38.162 --> 00:22:42.596
‫وگرنه سفیر ۵۰ هزار پوند
‫دریافت می‌کنه که

00:22:42.621 --> 00:22:46.542
‫معادل خسارتیـه که توی
‫سرقت از بانک راه‌آهن از دست داده

00:22:46.567 --> 00:22:48.687
‫ببخشید، آمیلیا

00:22:48.712 --> 00:22:52.530
‫برای چی جلوی آقای برتویسل رو گرفتی تا

00:22:52.555 --> 00:22:54.349
‫از قرارمون عقب بیفتن؟

00:22:54.349 --> 00:22:56.165
‫عذر می‌خوام، قربان

00:22:56.190 --> 00:22:57.994
‫فقط داشتم ایشون رو متقاعد می‌کردم تا

00:22:58.019 --> 00:22:59.260
‫از بازجویی دوباره‌ی کلارا صرف‌نظر کنن

00:22:59.285 --> 00:23:02.665
‫بله، جناب سفیر، اگه این دختر
‫بیشتر از این بخواد مراقب کلارا باشه،

00:23:02.690 --> 00:23:05.722
‫باید دیگه یکی از کارآگاه‌های پینکرتون دونستش

00:23:05.747 --> 00:23:09.505
‫تأخیر یکی از
‫تاکتیک‌های مرسوم شرکت‌های بیمه‌ست

00:23:09.530 --> 00:23:11.407
‫تا جایی که شنیدم

00:23:11.882 --> 00:23:14.831
‫لطفاً از این طرف، قربان

00:23:49.460 --> 00:23:52.298
‫با توجه به مبلغ بالای خسارت

00:23:52.702 --> 00:23:55.652
‫اونقدرها غیرمنطقی نیست،
‫جناب سفیر اندرسون که

00:23:55.684 --> 00:23:59.581
‫اجازه داشته باشم
‫هر کسی رو دو مرتبه بازجویی کنم

00:23:59.606 --> 00:24:02.448
‫با این حال اصرار دارم برای

00:24:02.473 --> 00:24:04.765
‫تمام بازجویی‌ها از خانواده‌ی من
‫قبلش با خودم هماهنگ کنید

00:24:05.602 --> 00:24:09.840
‫الان هم فکر می‌کنم
‫اگه نمی‌تونید جواهرات رو پیدا کنید،

00:24:10.278 --> 00:24:14.197
‫وقتشـه که به فکر جبران خسارت باشید

00:24:14.222 --> 00:24:17.016
‫یا نکنـه می‌خواید با
‫وکلای آمریکایی خودم تماس بگیرم؟

00:24:20.939 --> 00:24:23.105
‫نه، ببین چه افتضاحی شد

00:24:23.130 --> 00:24:24.984
‫ببخشید، اومدم ببینم نیازه دستی به

00:24:25.009 --> 00:24:26.344
‫سر و روی اتاق بکشم که...

00:24:26.369 --> 00:24:28.604
‫این دکمه‌ها واسه لباس جدیدم‌ان

00:24:28.629 --> 00:24:30.848
‫گم‌شون نکن

00:24:31.732 --> 00:24:33.611
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

00:24:33.636 --> 00:24:35.413
‫همه چی رو نمی‌تونم
‫براتون تعریف کنم، آقای هولمز

00:24:35.438 --> 00:24:38.636
‫ولی این کالسکه‌ای که
‫برای دزدیدن خدمتکارتون استفاده شد

00:24:38.661 --> 00:24:42.582
‫به تازگی ساخته شده

00:24:42.582 --> 00:24:45.063
‫ساختار بادوامی نداره

00:24:45.088 --> 00:24:47.161
‫فکر نکنم توی خیابون خیلی تو چشم باشه،

00:24:47.186 --> 00:24:48.987
‫ولی تا به حال مثلش رو ندیدم

00:24:49.012 --> 00:24:53.032
‫حتی اگه توی ساختش کم‌کاری شده باشه،

00:24:53.057 --> 00:24:55.132
‫لامپ‌ها و دستگیره‌های بیرونیش

00:24:55.157 --> 00:24:57.118
‫به خوبی حالت گرفتن و
‫شبیه به هم هستن

00:24:57.143 --> 00:25:00.455
‫به نظرتون قالبی نداشتن؟

00:25:00.480 --> 00:25:01.993
‫و این که کسی برای یکی یا

00:25:02.018 --> 00:25:03.765
‫دوتا کالسکه قالب درست نمی‌کنه

00:25:03.790 --> 00:25:05.621
‫باریکلا بهتون، قربان.
‫حق با شماست.

00:25:05.646 --> 00:25:09.757
‫ولی کی چنین کالسکه‌هایی می‌خواد که

00:25:09.788 --> 00:25:12.676
‫توش فضای بلااستفاده‌ایـه؟

00:25:12.701 --> 00:25:14.672
‫گمونم کاربرد اصلیش

00:25:14.697 --> 00:25:17.200
‫آمبولانسی بود برای بیماران

00:25:17.200 --> 00:25:19.962
‫آسایشگاه روانی «گرین» و «ریون‌کرست»
‫که ویژه‌ی مجرمین روانیـه!

00:25:19.987 --> 00:25:23.115
‫ولی میشه از این کالسکه‌ها
‫استفاده‌های دیگه‌ای هم کرد

00:25:23.140 --> 00:25:25.314
‫این جامخفیـه؟

00:25:27.203 --> 00:25:29.947
‫بعد از ساخت اضافه شده؟

00:25:29.972 --> 00:25:31.657
‫بخشی از طراحی اولیه‌ست

00:25:31.682 --> 00:25:33.545
‫این فوق‌العاده‌ست

00:25:33.782 --> 00:25:36.486
‫قطعاً نمی‌خواستن من این رو ببینم، مگه نه؟

00:25:36.511 --> 00:25:37.345
‫نمی‌خواستن؟

00:25:38.318 --> 00:25:39.326
‫کی‌ها؟

00:25:39.351 --> 00:25:41.851
‫گروه تبهکاری شرور و بی‌همتا

00:25:41.876 --> 00:25:42.956
‫باید جلوشون رو بگیرم، کلارنس

00:25:42.981 --> 00:25:44.299
‫تو هم باید کمکم کنی

00:25:44.324 --> 00:25:46.954
‫فردا شب، در واقع،
‫شاید همین صبح پیش رو

00:25:46.979 --> 00:25:48.218
‫با ۲۰ پوند موافقی؟

00:25:48.243 --> 00:25:49.864
‫ده پوند برای خودت
‫ده پوند هم برای نیروهات

00:25:49.889 --> 00:25:51.334
‫۲۰ پوند

00:25:51.359 --> 00:25:52.601
‫خطرناکـه؟

00:25:52.626 --> 00:25:54.336
‫مطمئن نیستم، آقای هولمز

00:25:54.361 --> 00:25:56.280
‫بخاطر مملکت و ملکه‌ات، کلارنس

00:26:00.520 --> 00:26:01.616
‫خوبـه، ممنون

00:26:01.641 --> 00:26:04.347
‫یکی از افرادم رو می‌فرستم
‫آدرس رو بهت بده

00:26:04.579 --> 00:26:06.591
‫راستی، کلارنس؟

00:26:06.616 --> 00:26:07.618
‫بله، آقای هولمز

00:26:07.643 --> 00:26:08.936
‫چهارچشمی حواست به اطراف باشه

00:26:08.961 --> 00:26:11.795
‫مخصوصاً اگه درشکه‌چی‌ای دیدی

00:26:44.537 --> 00:26:45.637
‫« رأی‌دهی برای زنان »
‫« گردهمایی حق رأی، یکشنبه، لندن »

00:26:45.662 --> 00:26:46.858
‫قبل از اینکه شام بخوریم،

00:26:46.883 --> 00:26:48.134
‫گفتم شاید علاقمند باشی

00:26:48.159 --> 00:26:49.837
‫ببینی روی چه پروژه‌ای دارم کار می‌کنم

00:26:49.862 --> 00:26:51.529
‫اما اول اجازه بده راجع‌به دیروز صحبت کنیم

00:26:51.554 --> 00:26:53.796
‫کسی فهمید چرا اون کالسکه‌چی
‫می‌خواست تو رو بدزده؟

00:26:53.821 --> 00:26:55.356
‫خودم هم نمی‌دونم

00:26:55.381 --> 00:26:57.842
‫تازه، یکی دیگه هم
‫توی ماجرا بود که فرار کرد

00:26:57.842 --> 00:27:00.011
‫که خیلی عجیبـه

00:27:00.525 --> 00:27:03.838
‫راستش، فکر می‌کنم مردها
‫فقط برای این بهم توجه می‌کنن

00:27:03.863 --> 00:27:05.711
‫چون من دستیار آقای هولمزم

00:27:05.736 --> 00:27:07.526
‫شاید این مسبب آشنایی‌مون باشه،

00:27:07.551 --> 00:27:09.886
‫ولی فکر کنم از اون مرحله
‫دیگه عبور کردیم. مگه نه؟

00:27:09.911 --> 00:27:13.763
‫خب، نجات دادن جون دختر مردم
‫یکم شرایط رو تغییر میده

00:27:15.546 --> 00:27:18.143
‫این محفل خصوصی‌ایـه که
‫تازگی عضوش شدم

00:27:18.168 --> 00:27:20.420
‫متشکل از مردها و زن‌هایی که

00:27:20.445 --> 00:27:23.426
‫تلاش دارن برای تمام افراد بالغِ
‫امپراتوری بریتانیا، من‌جمله زنانی که

00:27:23.624 --> 00:27:26.588
‫هرگز صدایی تو دولت نداشتن
‫حق رأی بگیرن

00:27:26.613 --> 00:27:27.938
‫حواست رو جمع کن، آقای وایلی

00:27:27.963 --> 00:27:29.339
‫جوری حرف می‌زنی که

00:27:29.364 --> 00:27:31.096
‫انگار می‌خوای با گیوتین یه شاخه گل بچینی

00:27:31.121 --> 00:27:34.770
‫بعلاوه، آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی و

00:27:34.795 --> 00:27:37.048
‫همدست‌های نجیب‌زاده‌شون رو سر ببُره

00:27:37.048 --> 00:27:38.215
‫این کارها قبلاً امتحان شده

00:27:38.240 --> 00:27:40.026
‫به آقای برن توجه نکن

00:27:40.051 --> 00:27:42.025
‫محفل ما دنبال یه راه‌حل صلح‌آمیز

00:27:42.050 --> 00:27:43.670
‫در جواب خشونت و انقلابـه

00:27:43.695 --> 00:27:45.113
‫من فقط دنبال حق رأی هستم

00:27:45.138 --> 00:27:47.074
‫وقتی رأی‌گیری همگانی برگزار بشه،

00:27:47.099 --> 00:27:49.827
‫می‌دونم که عدالت پیروز میدان میشه

00:27:49.852 --> 00:27:52.600
‫چقدر خوشحالم همه‌تون رو دوباره می‌بینم

00:27:52.625 --> 00:27:55.332
‫امشب رو با این خبر شروع می‌کنیم که

00:27:55.357 --> 00:27:58.110
‫درخواست‌نامه‌مون برای رأی‌گیری همگانی

00:27:58.110 --> 00:28:00.451
‫با نزدیک به ۵۰ هزار امضا

00:28:00.476 --> 00:28:03.613
‫به دست نخست‌وزیر رسیده

00:28:05.278 --> 00:28:10.735
‫جهت پایکوبی،
‫متن درخواست‌نامه رو بلند می‌خونم

00:28:10.760 --> 00:28:13.943
‫با توجه به بهبود عمده‌ای که
‫توی وضعیت رفاهی بیرمنگام حاصل شده،

00:28:13.968 --> 00:28:15.503
‫ما متواضعانه درخواست می‌کنیم که

00:28:15.528 --> 00:28:17.358
‫حاکمیت محلی در تمامی شهرها،

00:28:17.383 --> 00:28:20.053
‫شهرستان‌ها و
‫مستعمره‌های اعلیاحضرت برقرار بشه

00:28:20.078 --> 00:28:21.427
‫بگو ببینم، جرمی

00:28:21.452 --> 00:28:24.111
‫چه نظری راجع‌به این درخواست داری؟

00:28:24.136 --> 00:28:25.680
‫بنده، جناب نخست‌وزیر؟

00:28:26.073 --> 00:28:29.622
‫خب، می‌دونم تهیه‌ی شیش کپی
‫از اون دردسر بزرگیـه

00:28:29.647 --> 00:28:32.203
‫در مورد گسترش حاکمیت محلی چی میگی؟

00:28:32.228 --> 00:28:36.613
‫قربان، این که قطعاً مورد تأیید
‫مجلس بریتانیا قرار نمی‌گیره

00:28:37.557 --> 00:28:39.519
‫تبریک میگم، جرمی.

00:28:39.544 --> 00:28:41.804
‫دو بار از جواب دادن طفره رفتی

00:28:41.829 --> 00:28:42.908
‫این نشونه‌ی درک بالای سیاسیتـه

00:28:42.933 --> 00:28:44.180
‫ممنون، جناب نخست‌وزیر

00:28:44.205 --> 00:28:49.261
‫بذار ببینم کی این طومار کوفتی رو امضا کرده

00:28:49.452 --> 00:28:54.790
‫گمونم همون طرفداران
‫جنبش فابیان و آشوب‌طلب‌ها باشن

00:28:57.126 --> 00:28:58.461
‫لرد سالزبری

00:28:58.486 --> 00:29:00.697
‫قربان، ببخشید، ولی امشب منتظر بودید که

00:29:00.722 --> 00:29:02.833
‫اینجا یه فرش بزرگ بیارن؟

00:29:02.907 --> 00:29:05.292
‫امروز بعدازظهر یه پسربچه ازم خواست

00:29:05.317 --> 00:29:07.111
‫همچین چیزی رو به اینجا ارسال کنه

00:29:07.136 --> 00:29:08.189
‫از این طرف

00:29:17.941 --> 00:29:19.729
‫آقای شرلوک هولمز

00:29:19.754 --> 00:29:24.592
‫خوش اومدید، با منشی خصوصی من،
‫آقای جرمی استیونز، آشنا بشید

00:29:24.617 --> 00:29:27.537
‫غیر از ایشون،
‫طبق درخواست خودتون تنها هستیم

00:29:27.578 --> 00:29:29.195
‫خیلی ممنون، جناب نخست‌وزیر

00:29:29.220 --> 00:29:31.749
‫آشنایی باهاتون
‫باعث افتخاره، آقای استیونز

00:29:31.774 --> 00:29:34.043
‫فقط یه لحظه...

00:29:34.272 --> 00:29:37.834
‫به پروفسور برسونید
‫شدیداً از رفتار بی‌ادبانه‌ای که

00:29:37.859 --> 00:29:40.917
‫اسمش رو گذاشته لطف، دلخورم

00:29:40.942 --> 00:29:42.723
‫حالا گم شید بیرون!

00:29:42.748 --> 00:29:45.263
‫خدا رو شکر کنید که
‫وقت ندارم دنبال‌تون بیفتم

00:29:45.288 --> 00:29:46.676
‫یالا!

00:29:47.281 --> 00:29:49.638
‫ممنون، جناب نخست‌وزیر

00:29:49.663 --> 00:29:53.125
‫ممنون که با وجود وقت تنگ‌تون
‫زمان خالی کردید و

00:29:53.150 --> 00:29:56.022
‫بابت ورود نمایشی خودم
‫ازتون معذرت می‌خوام،

00:29:56.047 --> 00:29:59.426
‫ولی خیلی مهمـه که کسی من رو
‫در حال ملاقات با شما نبینه

00:29:59.451 --> 00:30:01.161
‫شما اونقدری به اعلیاحضرت و

00:30:01.186 --> 00:30:02.354
‫دولت‌های مختلفش کمک کردید که

00:30:02.379 --> 00:30:04.882
‫نمی‌تونم دست رد به سینه‌تون بزنم

00:30:05.554 --> 00:30:08.491
‫سمت چپ لباس‌تون رو فقط...

00:30:08.491 --> 00:30:09.158
‫ممنون

00:30:09.158 --> 00:30:09.867
‫این هم از این

00:30:09.867 --> 00:30:10.876
‫ممنون، مچکرم

00:30:10.901 --> 00:30:14.739
‫بدون اینکه بخوام نگران‌تون کنم،
‫یه مشکل بزرگی دارم که

00:30:14.764 --> 00:30:16.551
‫فقط شما می‌تونید حلش کنید

00:30:16.576 --> 00:30:18.059
‫چی می‌خوای؟

00:30:18.084 --> 00:30:20.490
‫فقط می‌خوام کمکم کنید و صادق باشید

00:30:20.515 --> 00:30:22.563
‫فقط کمک کنم و صادق باشم؟

00:30:22.688 --> 00:30:26.949
‫اینها برای یه سیاستمدار
‫درخواست کمی نیست

00:30:26.974 --> 00:30:28.892
‫بله، بله، متوجه‌ام

00:30:28.917 --> 00:30:32.139
‫خودم هم اول دو به شک بودم

00:30:32.164 --> 00:30:35.042
‫مسئله اینـه که
‫من وسط حل یه پرونده‌ی جنایت

00:30:35.067 --> 00:30:38.362
‫بسیار بزرگ هستم و
‫در کنارش هم دارم

00:30:38.387 --> 00:30:41.557
‫یه سازمان مخفی رو که
‫نماینده‌ی جرایم صنعتیـه

00:30:41.582 --> 00:30:44.280
‫از بین می‌برم

00:30:44.360 --> 00:30:46.946
‫هیچ اعتمادی به نخست‌وزیرمون نیست

00:30:46.946 --> 00:30:49.892
‫اما به محض اینکه خانم‌ها
‫حق رأی داشته باشن، شرایط تغییر می‌کنه

00:30:49.917 --> 00:30:52.225
‫امیدوارم همینطور بشه، خانم مورتن

00:30:54.988 --> 00:30:57.282
‫خب، نظرت چیـه؟

00:30:58.674 --> 00:31:00.688
‫من خیلی چیزی از سیاست سرم نمیشه

00:31:00.713 --> 00:31:03.271
‫ولی قطعاً می‌بینی که
‫حاکمیت محلی چقدر منصفانه‌ست

00:31:03.296 --> 00:31:04.804
‫به نظرت ایالات متحده حاضره

00:31:04.829 --> 00:31:06.901
‫به قبیله‌ی آپاچی حاکمیت محلی بده؟

00:31:07.299 --> 00:31:09.649
‫وقتی برای استرالیا
‫درخواست حاکمیت محلی می‌کنی،

00:31:09.674 --> 00:31:12.760
‫برای مردم بومی اونجاست
‫یا فقط برای استعمارگرهاش؟

00:31:15.251 --> 00:31:16.803
‫متوجه‌ منظورت شدم

00:31:16.874 --> 00:31:19.621
‫بی‌عدالتی ریشه‌دارتر از اونیـه که
‫بخوایم یک‌باره باهاش مقابله کنیم

00:31:19.646 --> 00:31:23.274
‫ولی باور دارم که یه جهان عادلانه‌تر
‫باعث تصمیم‌گیری‌های عادلانه‌تری هم میشه و

00:31:23.299 --> 00:31:25.548
‫من به ساختن جهان بهتر متعهدم و

00:31:26.068 --> 00:31:31.074
‫اخیراً تصورم از دنیای بهتر
‫شامل تو هم میشه

00:31:31.835 --> 00:31:33.157
‫نمی‌فهمم چطور

00:31:33.182 --> 00:31:34.440
‫واقعاً؟

00:31:41.763 --> 00:31:44.145
‫ببخشید، کنترل خودم رو از دست دادم

00:31:44.170 --> 00:31:45.970
‫مشکلی نیست

00:31:45.995 --> 00:31:50.317
‫خیلی جذاب‌تر از گوش دادن
‫به درخواست‌نامه‌ست

00:31:50.342 --> 00:31:51.556
‫واقعاً؟

00:31:55.943 --> 00:31:57.990
‫تابو ساختن هیچ فایده‌ای نداره

00:31:58.015 --> 00:31:59.588
‫جنایتکارها بهش پایبند نمی‌مونن و

00:31:59.613 --> 00:32:01.448
‫فقط جلوی پیگیری ما رو می‌گیرن و

00:32:01.473 --> 00:32:03.809
‫با توجه به وسعت جنایتی که

00:32:03.834 --> 00:32:05.252
‫دارم بررسی می‌کنم،

00:32:05.277 --> 00:32:07.478
‫یکی از اون جنایت‌های بزرگ بین‌المللیـه

00:32:07.503 --> 00:32:08.992
‫پیشنهاد می‌کنه مصالحه کنی

00:32:09.017 --> 00:32:11.326
‫مصالحه! انتظارش رو داشتم

00:32:11.361 --> 00:32:13.203
‫آقای هولمز،
‫شما باید از توانایی‌های خودتون و

00:32:13.228 --> 00:32:14.994
‫من باید از توانایی‌های خودم بهره ببرم

00:32:15.019 --> 00:32:21.534
‫اطلاعاتی که از این شنود دولتی به دست میاد

00:32:21.959 --> 00:32:24.712
‫باید تنها توسط مأمورین دادگاه بررسی بشه

00:32:24.737 --> 00:32:29.617
‫نباید حتی یک کلمه از
‫گفت‌وگوی ما توی دادگاه زده بشه

00:32:29.642 --> 00:32:30.810
‫منصفانه‌ست

00:32:30.841 --> 00:32:34.205
‫فکر کنم وضعیت من رو درک کردید

00:32:34.230 --> 00:32:36.399
‫الان بیشتر تمرکزم روی

00:32:36.424 --> 00:32:38.516
‫شناسایی مجرمینـه،

00:32:38.541 --> 00:32:40.543
‫نه اجرای عدالت

00:32:40.568 --> 00:32:43.799
‫جرمی، آماده شو یه حکم بنویسی برای...

00:32:43.824 --> 00:32:45.013
‫اسمش چیـه؟

00:32:45.038 --> 00:32:46.498
‫شنود تلفنی، قربان

00:32:46.523 --> 00:32:50.027
‫توی نیویورک اینجوری
‫مخفیانه خطابش می‌کنن، شنود!

00:32:50.052 --> 00:32:51.512
‫شنود

00:32:52.251 --> 00:32:53.839
‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

00:32:53.864 --> 00:32:56.575
‫جالبـه که چطور اصطلاحات فنی
‫تمام خشم و غضب ما رو

00:32:56.575 --> 00:32:58.827
‫به کارهای مشکوک از بین می‌برن

00:32:58.827 --> 00:33:01.357
‫درستـه، خب. سند رو
‫طبق معمول شروع کن، جرمی

00:33:01.382 --> 00:33:04.314
‫آقای هولمز مابقی متن رو کمکت می‌کنه

00:33:04.339 --> 00:33:06.672
‫بی‌زحمت لطف کنید
‫اسم و سِمَت کسی که

00:33:06.697 --> 00:33:08.532
‫می‌خواید ازش شنود کنید رو بگید

00:33:08.557 --> 00:33:10.758
‫البته، اینجا نوشتم. خودشـه

00:33:13.905 --> 00:33:15.414
‫خدای من

00:33:15.976 --> 00:33:17.548
‫آروم باش، جرمی

00:33:18.258 --> 00:33:21.388
‫درخواست از طرف شرلوک هولمزه

00:33:27.231 --> 00:33:29.216
‫می‌تونی تمام کارهایی که

00:33:29.241 --> 00:33:33.717
‫برای حل پرونده‌ی نخ سرخ مونده رو خلاصه کنی

00:33:33.742 --> 00:33:35.035
‫به نظر من،

00:33:35.656 --> 00:33:38.338
‫باید اول باید بفهمیم درشکه‌چی‌ها

00:33:38.363 --> 00:33:40.573
‫چطور از کشورهای مختلف

00:33:40.598 --> 00:33:42.305
‫با رئیس‌هاشون همدست شدن

00:33:42.330 --> 00:33:45.151
‫بعدش باید بفهمیم سفیر اندرسون
‫برای آزادی کلارا

00:33:45.176 --> 00:33:47.643
‫چه کلیدهایی رو واگذار کرده

00:33:47.668 --> 00:33:52.298
‫راز قتل لیام و مگت رو حل کنیم

00:33:52.298 --> 00:33:54.312
‫بفهمیم کی توی اسکاتلندیارد

00:33:54.337 --> 00:33:56.385
‫با تلفن سربازرس ویتلاک تماس گرفته

00:33:56.410 --> 00:33:59.601
‫جواهرات گمشده و گروگان‌ها رو پیدا کنیم

00:33:59.626 --> 00:34:02.904
‫بفهمیم آمبولانس‌های جدید

00:34:02.929 --> 00:34:03.982
‫توی آسایشگاه روانی مجرمین روانی

00:34:04.007 --> 00:34:06.540
‫مخفیانه چی داره حمل می‌کنه و

00:34:06.603 --> 00:34:09.273
‫همه‌ی اینها رو به قتل مامانم ربط بدیم و

00:34:09.273 --> 00:34:11.454
‫بانو وایولت رو به سزای اعمالش برسونیم

00:34:11.479 --> 00:34:12.847
‫بله بله، بله، بله

00:34:13.020 --> 00:34:15.361
‫سه‌تا سؤال رو بی‌جواب گذاشتی

00:34:15.386 --> 00:34:17.422
‫یک، چرا اونا اقدام به ربودن

00:34:17.447 --> 00:34:19.005
‫پسر سفیر ایتالیا کردن؟

00:34:19.030 --> 00:34:21.488
‫بعد از قتل خدمتکارتون اتفاق افتاد تا

00:34:21.513 --> 00:34:23.661
‫ببینن همچنان پیگیر کارهاشون می‌شید یا نه

00:34:23.686 --> 00:34:25.480
‫آفرین. عالی بود

00:34:25.505 --> 00:34:27.632
‫من هم دقیقاً به همین نتیجه‌گیری رسیدم که

00:34:27.657 --> 00:34:30.534
‫خواستن مطمئن شن
‫با جرم بعدی‌شون حواسم پرت نمیشه

00:34:30.601 --> 00:34:33.881
‫سؤال دو، وقتی که داشتن می‌دزدیدنت،

00:34:33.881 --> 00:34:35.632
‫یکی از کالسکه پرید و

00:34:35.632 --> 00:34:37.259
‫به سمت درشکه‌ای که
‫آماده‌ی فرار بود رفت

00:34:37.284 --> 00:34:40.078
‫در حالی که کالسکه‌چی که تو رو دزدیده بود
‫تصمیم گرفت بمونه و

00:34:40.103 --> 00:34:41.313
‫فرصت فرار رو از دست بده

00:34:41.338 --> 00:34:43.293
‫چرا همچین کاری کرد؟

00:34:43.990 --> 00:34:45.200
‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه

00:34:45.225 --> 00:34:46.810
‫نه، من هم همینطور

00:34:46.835 --> 00:34:50.630
‫حالا سؤال سوم، که یکم جدی‌تره

00:34:51.106 --> 00:34:53.328
‫قبل از اینکه لرد ودرسی خودش رو بکشه،

00:34:53.353 --> 00:34:54.938
‫تلویحاً اشاره کرد که

00:34:54.963 --> 00:34:56.558
‫نخ سرخ به دنبال برنامه‌ریزی جُرمیـه که

00:34:56.583 --> 00:34:58.380
‫از تصورات من هم خارجـه و

00:34:58.405 --> 00:35:00.032
‫حس می‌کنم داشت راستش رو می‌گفت

00:35:00.032 --> 00:35:01.909
‫شرمنده، سولفید هیدروژن

00:35:01.909 --> 00:35:03.676
‫متأسفانه مجبورم این کار رو بکنم

00:35:03.701 --> 00:35:05.453
‫هر چی شما بگی

00:35:05.478 --> 00:35:08.849
‫شاید اگه فقط یکی دوتا از
‫این سؤالات رو جواب بدیم،

00:35:08.874 --> 00:35:10.834
‫بتونیم سر از کار نخ سرخ در بیاریم

00:35:10.834 --> 00:35:12.419
‫درسته، ولی یادت نره که نخ سرخ

00:35:12.419 --> 00:35:14.166
‫می‌تونست مدت‌ها پیش من رو بکشه

00:35:14.191 --> 00:35:16.666
‫اگه مطمئن بود
‫نقش حیاتی‌ای توی موفقیت‌شون ندارم

00:35:16.691 --> 00:35:18.108
‫ولی چطور ممکنـه بهشون کمک کنم؟

00:35:18.133 --> 00:35:20.094
‫تا ازش سر درنیاریم
‫به کارمون ادامه میدیم، مگه نه؟

00:35:20.119 --> 00:35:21.422
‫نه، نه، نه، نه، نه

00:35:21.612 --> 00:35:23.288
‫به کارمون ادامه میدیم و

00:35:23.313 --> 00:35:25.679
‫وقتی واتسون و خانم هادسون رو نجات دادیم،

00:35:25.704 --> 00:35:29.124
‫اونوقت نوبت شکوفایی نبوغ واقعی منـه و

00:35:29.149 --> 00:35:30.400
‫اونوقت به حساب نخ سرخ می‌رسیم

00:35:30.425 --> 00:35:33.261
‫نظرت راجع‌به عملکردم
‫با تماس‌های تلفنی

00:35:33.286 --> 00:35:35.833
‫حین نجات کلارا اندرسون چیـه؟

00:35:37.207 --> 00:35:39.106
‫- خیلی خوبـه
‫- ممنون

00:35:39.279 --> 00:35:43.537
‫چند دقیقه بعد از اینکه
‫گزارش چارلی درشکه‌چی رو دادم

00:35:43.562 --> 00:35:45.678
‫یکی توی دفتر سربازرس ویتلاک

00:35:45.703 --> 00:35:47.509
‫به کارخونه‌ی تابوت‌سازی زنگ زد

00:35:47.534 --> 00:35:51.498
‫بعدش از دفتر ویتلاک
‫فوراً به لرد ودرسی زنگ زدن تا

00:35:51.523 --> 00:35:53.685
‫بهش هشدار بدن که
‫واتسون و

00:35:53.710 --> 00:35:56.863
‫خانم هادسون دارن میان،
‫اما خبری از جواهرات سفیر نیست

00:35:56.888 --> 00:35:59.274
‫خب، حالا که تمام اسامی و آدرس‌ها رو داریم،

00:35:59.299 --> 00:36:02.844
‫منطقیـه اگه فکر کنیم

00:36:02.869 --> 00:36:07.619
‫دکتر واتسون و خانم هادسون
‫توی یکی از این مکان‌ها باشن

00:36:07.644 --> 00:36:11.516
‫فکر نکنم بتونی توی اسکاتلندیارد
‫حکم بازرسی بگیری

00:36:11.541 --> 00:36:13.248
‫چون اونجا هم آدم دارن

00:36:13.273 --> 00:36:14.550
‫دقیقاً

00:36:15.075 --> 00:36:19.264
‫خب، شما شماره‌های تماس

00:36:19.289 --> 00:36:23.752
‫اعضای این شبکه رو
‫به شکل درخت در آوردی

00:36:23.777 --> 00:36:25.149
‫نظرت چیـه که یه تکونی بهش بدیم؟

00:36:25.174 --> 00:36:26.414
‫ببینیم چی گیرمون میاد

00:36:26.440 --> 00:36:27.918
‫پیشنهاد خیلی خوبیـه

00:36:27.943 --> 00:36:31.100
‫آره، توصیف دقیقی از نقشه‌ی من کردی

00:36:31.125 --> 00:36:32.359
‫باید درخت رو تکون بدیم

00:36:32.384 --> 00:36:34.052
‫اول باید از این مرحله عبور کنیم که

00:36:34.077 --> 00:36:36.140
‫چطور اعضای نخ سرخ
‫با هم در ارتباطن و

00:36:36.165 --> 00:36:38.035
‫کاری کنیم با ما صحبت کنن

00:36:38.060 --> 00:36:41.577
‫یه جایی توی خونه‌ی
‫سفیر اندرسون پیدا کردم که

00:36:41.602 --> 00:36:44.055
‫هر حرفی که توی اتاق مطالعه بزنه رو می‌شنوم

00:36:44.080 --> 00:36:45.692
‫آمیلیا

00:36:47.609 --> 00:36:49.402
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم

00:36:49.427 --> 00:36:51.262
‫گوش دادن به جنایتکارها
‫بدون اینکه بویی ببرن

00:36:51.287 --> 00:36:53.612
‫می‌تونه کلید حل این معما باشه

00:36:53.637 --> 00:36:58.253
‫پس، بعد از اینکه یه تکونی به درخت دادیم،
‫همونطور که صراحتاً اشاره کردی،

00:36:58.278 --> 00:37:01.815
‫آدم‌رباها باید با هم تماس بگیرین

00:37:01.862 --> 00:37:03.869
‫اونوقت واتسون و خانم هادسون

00:37:03.894 --> 00:37:05.646
‫یه بار دیگه جابه‌جا میشن

00:37:05.671 --> 00:37:08.883
‫متحدین و دوستان ما از همین الان
‫توی موقعیت‌های استراتژیک قرار گرفتن

00:37:08.908 --> 00:37:11.744
‫من هم با دو سیگنال
‫آسمون رو روشن می‌کنم

00:37:11.769 --> 00:37:14.657
‫نور اول جاییـه که واتسون و خانم هادسون

00:37:14.682 --> 00:37:17.255
‫نگه داشته شده بود و
‫رنگ دوم مربوط به

00:37:17.280 --> 00:37:18.956
‫جاییـه که قراره برده بشن

00:37:19.124 --> 00:37:22.527
‫پس قرمز میشه ارل دورچستر

00:37:22.552 --> 00:37:24.387
‫جایی که کلارنس منتظره

00:37:24.468 --> 00:37:27.097
‫سبز، دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر،

00:37:27.122 --> 00:37:29.958
‫جایی که بچه‌های خیابون‌گرد مراقبن

00:37:29.983 --> 00:37:32.033
‫نارنجی، دلال جناب نایجل پارکس

00:37:32.058 --> 00:37:34.756
‫که هالیگن کالسکه‌ی من رو پارک کرده

00:37:34.781 --> 00:37:36.498
‫زرد، دوک لستر

00:37:36.523 --> 00:37:39.051
‫که برتی مراقب کالسکه‌چیـه

00:37:39.513 --> 00:37:41.710
‫و بنفش هم... خب، بانو وایولت

00:37:41.735 --> 00:37:44.947
‫که اون رو به دست‌های توانمند خودت می‌سپرم

00:37:46.487 --> 00:37:48.500
‫در حالی که تو میری
‫اعصابش رو به هم بریزی،

00:37:48.525 --> 00:37:50.413
‫من به اسکاتلندیارد میرم تا

00:37:50.438 --> 00:37:54.224
‫اعضای نخ سرخ رو طعمه کنم
‫تا به نجات دوستانم کمک کنم

00:38:00.719 --> 00:38:03.666
‫« اسکاتلندیارد »

00:38:06.495 --> 00:38:09.321
‫سوان، امیدوارم زود نیومده باشم

00:38:09.346 --> 00:38:11.058
‫نه، قربان. درست به موقع اومدید تا

00:38:11.083 --> 00:38:12.418
‫شاهد پایان حرفه‌ی کاری من باشید

00:38:12.443 --> 00:38:14.611
‫چرند نگو، هنوز سنت به
‫داشتن حرفه‌ی کاری قد نمیده

00:38:14.636 --> 00:38:16.013
‫اسمی که روی حکم بود رو دیدی

00:38:16.038 --> 00:38:17.915
‫لرد سالزبری خودش امضا کرده؟

00:38:17.940 --> 00:38:19.341
‫بله، من هم اطاعت کردم

00:38:19.366 --> 00:38:20.910
‫حالا دیگه مطمئنم هیچ مرد شریفی

00:38:20.935 --> 00:38:22.766
‫- با من صحبت نمی‌کنه
‫- باز حرف مفت زدی

00:38:22.791 --> 00:38:23.833
‫لیاقت این شانس‌ها رو نداری

00:38:23.858 --> 00:38:26.223
‫بگو ببینم، این دستگاه کار می‌کنه؟

00:38:26.248 --> 00:38:27.416
‫بله قربان

00:38:27.441 --> 00:38:30.464
‫می‌تونم تمامی مکالمات سربازرس رو

00:38:30.489 --> 00:38:31.943
‫شنود و ضبط کنم

00:38:31.968 --> 00:38:34.231
‫عالی شد، عالی شد، عالی!

00:38:34.256 --> 00:38:36.039
‫حال تنها کاری که می‌مونه اینـه که

00:38:36.039 --> 00:38:38.769
‫برم یکی از بهترین اجراهای تاریخ رو

00:38:38.794 --> 00:38:39.864
‫به نمایش بذارم

00:38:39.889 --> 00:38:41.520
‫متأسفم که نیستی تماشا کنی

00:38:41.545 --> 00:38:44.353
‫چون تعداد تماشاچی‌های
‫این نمایش خیلی معدودن

00:38:44.378 --> 00:38:48.252
‫بعدش یکی با تلفن
‫دفتر سربازرس ویتلاک

00:38:48.277 --> 00:38:50.429
‫از تلفن‌چی می‌خواد اون رو
‫به شماره‌ای وصل کنه

00:38:50.454 --> 00:38:51.738
‫باید اون شماره رو برام بنویسی، مفهومـه؟

00:38:51.763 --> 00:38:52.935
‫- بله
‫- بعدش...

00:38:52.960 --> 00:38:54.766
‫در حالی که
‫داری مکالمه رو ضبط می‌کنی،

00:38:54.766 --> 00:38:56.639
‫باید این شماره رو
‫با تمام شماره‌های دیگه‌ای که

00:38:56.664 --> 00:38:58.052
‫توی لیستـه مقایسه کنی و
‫ببینی متعلق به کیـه

00:38:58.077 --> 00:38:59.309
‫متوجه شدی؟

00:38:59.334 --> 00:39:00.747
‫دوک لستر؟

00:39:01.127 --> 00:39:02.594
‫دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر؟

00:39:02.619 --> 00:39:04.695
‫- قربان، این...
‫- نگران نباش

00:39:04.852 --> 00:39:06.137
‫نگران نباش

00:39:06.162 --> 00:39:07.702
‫همه چی خیلی زود تموم میشه

00:39:07.727 --> 00:39:11.898
‫حالا باید برم بالا و
‫سر بالادستی‌هات خراب شم

00:39:12.807 --> 00:39:14.851
‫تو داری پیشرفت می‌کنی

00:39:15.601 --> 00:39:17.603
‫هفته‌ی پیش یه خدمتکار فرهیخته بودی

00:39:17.628 --> 00:39:21.715
‫ولی الان خیلی سرزده
‫میای سراغ دختر دوک رو می‌گیری

00:39:21.740 --> 00:39:23.936
‫بدون اینکه وقت قبلی‌ای گرفته باشی

00:39:23.961 --> 00:39:26.005
‫من که هرگز قصد مزاحمت نداشتم

00:39:26.449 --> 00:39:29.959
‫ولی حین جشنِ دختر سفیر ایتالیا

00:39:29.984 --> 00:39:31.653
‫کلارا بادبزنش رو جا گذاشت و

00:39:31.678 --> 00:39:34.586
‫یه دختر خنگ گفت شما اون رو برداشتید

00:39:35.105 --> 00:39:37.440
‫من که کلفت خونه نیستم

00:39:37.506 --> 00:39:39.674
‫تو از این کارها می‌کنی

00:39:40.384 --> 00:39:43.220
‫مهم نیست، بگو ببینم این بادبزن چه شکلیـه؟

00:39:45.606 --> 00:39:47.677
‫خب، خیلی منحصر به فرده

00:39:47.903 --> 00:39:51.948
‫وقتی که باز میشه،
‫تبدیل به طرح یه سلاح میشه،

00:39:52.849 --> 00:39:56.985
‫یه وسیله‌ی زرهی عجیب
‫با یه توپ جنگی که بالاشـه

00:39:57.638 --> 00:40:00.656
‫طرحی که روشـه خیلی با دقت کشیده شده

00:40:01.703 --> 00:40:03.789
‫تقریباً مثل یه نقاشی مهندسیـه

00:40:04.082 --> 00:40:06.715
‫کلارا مطمئن بود که اینجاست

00:40:07.839 --> 00:40:10.759
‫من هم همون‌قدر مطمئنم که اینجا نیست

00:40:11.855 --> 00:40:14.399
‫ولی به نظر بادبزن بخصوصیـه

00:40:14.424 --> 00:40:18.591
‫اگه پیداش کنیم،
‫خودم ازش مراقبت می‌کنم

00:40:18.725 --> 00:40:21.032
‫می‌تونید با یه نخ سرخ

00:40:21.057 --> 00:40:23.565
‫اون رو ببندید و خبرم کنید بیام ببرمش

00:40:23.590 --> 00:40:29.306
‫تمام تلاشم رو می‌کنم
‫اون رو به دستت برسونم

00:40:33.806 --> 00:40:36.359
‫اجازه بدید به آقای هاپر بگم
‫تا دم در بدرقه‌ات کنه

00:40:36.384 --> 00:40:37.471
‫نیازی نیست

00:40:37.496 --> 00:40:39.277
‫خودم راه رو بلدم

00:40:41.076 --> 00:40:45.789
‫هاپر، برو فوراً کالسکه‌ام رو بیار

00:40:47.214 --> 00:40:48.727
‫باید گزارش این آدم‌ربایی‌ها رو

00:40:48.752 --> 00:40:49.758
‫به پلیس می‌دادی

00:40:49.783 --> 00:40:52.099
‫خوشبختانه فقط یکی دو ساعت تا

00:40:52.124 --> 00:40:54.196
‫پیدا کردن واتسون و خانم هادسون و

00:40:54.221 --> 00:40:56.172
‫پایان دادن به این کابوس فاصله دارم

00:40:56.197 --> 00:40:57.323
‫خدا رو شکر

00:40:57.472 --> 00:40:58.638
‫چه کمکی از ما بر میاد؟

00:40:58.663 --> 00:41:00.123
‫یه بار دیگه زودتر فهمیدید

00:41:00.148 --> 00:41:02.747
‫چی تو سرم می‌گذره، سربازرس.
‫من باید برگردم به خیابون بیکر و

00:41:02.772 --> 00:41:04.287
‫منتظر تماس خبرچینم باشم

00:41:04.312 --> 00:41:05.387
‫در این فاصله،

00:41:05.412 --> 00:41:07.910
‫اگه چندتا از گروه‌های
‫شیش نفره‌تون رو آماده کنید ممنون میشم

00:41:07.935 --> 00:41:10.021
‫قطعاً باید با هم همکاری کنیم

00:41:10.059 --> 00:41:12.100
‫- می‌تونم تصـ...
‫- حرف مفت نزن، بولیوانت

00:41:12.125 --> 00:41:14.477
‫چرا باید کنترل تحقیقاتی رو
‫بدست بگیری که

00:41:14.502 --> 00:41:16.433
‫هیچی راجع‌بهش نمی‌دونی؟

00:41:16.458 --> 00:41:17.834
‫البته

00:41:17.859 --> 00:41:20.458
‫منِ احمق رو بگو!

00:41:20.579 --> 00:41:22.497
‫شما خیال‌تون راحت، آقای هولمز

00:41:22.497 --> 00:41:25.269
‫ما گروه‌های مأموران‌مون رو
‫توی سراسر شهر مستقر می‌کنیم

00:41:25.294 --> 00:41:27.465
‫تا به محض تماس، وارد عمل بشن

00:41:27.490 --> 00:41:29.058
‫از لطف بزرگ‌تون ممنونم

00:41:29.083 --> 00:41:31.536
‫حالا که حمایت شما رو دارم، سربازرس

00:41:31.561 --> 00:41:33.458
‫موفقیت‌مون تضمین‌شده‌ست

00:41:33.483 --> 00:41:35.319
‫منتظر تماسم باشید

00:41:36.012 --> 00:41:44.011
‫در تلگرام:
<c.red>‫t.me/iredsub
‫t.me/FarahSub</c>

00:41:44.652 --> 00:41:54.652
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
<c.red>‫.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:42:01.141 --> 00:42:11.141
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:42:11.262 --> 00:42:21.262
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]