﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:15.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:20.880 --> 00:00:22.440
‫میشه توصیه کنم یکم خویشتن‌داری کنی؟

00:00:22.520 --> 00:00:25.440
‫خویشتن‌داری؟ یعنی میگی
‫از پله‌ها پرتش نکنم پایین؟

00:00:25.520 --> 00:00:29.240
‫همین روزاست که ببرم مستت کنم تا
‫از شغلت برام تعریف کنی

00:00:29.320 --> 00:00:30.640
‫من الکل نمی‌خورم

00:00:34.800 --> 00:00:36.520
‫سم هیگ

00:00:36.600 --> 00:00:38.360
‫برای روزنامه‌ی تلگراف اسکاتلند کار می‌کنه.

00:00:38.361 --> 00:00:40.121
‫توی دادگاه فینچ هم حضور داشت.

00:00:41.040 --> 00:00:43.720
‫- هر روز
‫- نه، نمی‌شناسمش

00:00:44.560 --> 00:00:47.880
‫اون و مریت عصرهای پنج‌شنبه رو
‫توی هتل می‌گذروندن

00:00:49.040 --> 00:00:51.040
‫ما رو با هم آشنا نکرده

00:00:51.120 --> 00:00:52.960
‫علی‌رغم اون صمیمیتی که گفتی؟

00:00:53.040 --> 00:00:56.520
‫ما در مورد زندگی خصوصیش
‫حرف نمی‌زدیم، یادت نیست؟

00:00:56.600 --> 00:00:59.760
‫فکر می‌کنیم که اونا با هم روی
‫یه پرونده‌ی فساد کار می‌کردن

00:01:00.280 --> 00:01:02.040
‫چجور فسادی؟ کجا؟

00:01:02.120 --> 00:01:04.880
‫یه چیزی که گراهام فینچ و
‫کرستی اتکینز رو به‌هم مرتبط می‌کرده

00:01:04.960 --> 00:01:07.080
‫- کرستی اتکینز؟
‫- شاهد احتمالی

00:01:07.160 --> 00:01:09.560
‫بهش اجازه نمی‌دادی
‫توی این پرونده شهادت بده

00:01:09.640 --> 00:01:11.500
‫اون‌وقت چرا اجازه نمی‌دادم؟

00:01:11.520 --> 00:01:13.080
‫امیدوار بودیم از خودت بشنویم

00:01:13.960 --> 00:01:16.800
‫هیچ خاطره‌ای از این کریستی اتکینز

00:01:16.880 --> 00:01:19.400
‫یا چیزی که ممکنه درباره‌ی پرونده بگه ندارم

00:01:19.960 --> 00:01:21.720
‫پیشنهاد می‌کنم از لیام تیلور بپرسید

00:01:21.800 --> 00:01:24.520
‫پرسیدیم. اون گفت از شما بپرسیم

00:01:26.120 --> 00:01:30.400
‫می‌دونیم که کرستی به مریت گفته بود
‫شهادت میده که

00:01:30.480 --> 00:01:33.680
‫یک سال پیش، توی یه مرکز پناهگاه زنان،
‫همسر فینچ رو دیده

00:01:33.760 --> 00:01:37.000
‫زن اونجا بود چون فینچ حسابی کتکش زده بود

00:01:37.080 --> 00:01:41.520
‫پس این اطلاعات خیلی
‫به درد فینچ نمی‌خوره

00:01:41.600 --> 00:01:43.200
‫پس چرا نیاوردنش دادگاه؟

00:01:43.280 --> 00:01:45.440
‫کریستی یه مجرم سابقه‌دار بود و

00:01:45.441 --> 00:01:47.601
‫مدت زیادی رو توی زندان ساگتون گذرونده بود.

00:01:47.680 --> 00:01:49.280
‫پس لزوماً قابل‌اعتماد نبوده

00:01:49.360 --> 00:01:51.480
‫تا جایی که ما فهمیدیم
‫مریت نظر دیگه‌ای داشته

00:01:51.560 --> 00:01:53.160
‫بعد از صحبت‌شون،

00:01:53.840 --> 00:01:55.080
‫به کرستی حمله شد

00:01:55.560 --> 00:01:57.800
‫پس یه نفر فکر کرده که اون به قدر کافی
‫قابل‌اعتماد بوده

00:01:57.880 --> 00:02:00.320
‫پس دوباره، سؤال ما اینـه:

00:02:01.280 --> 00:02:02.400
‫چرا کرستی فراخونده نشده؟

00:02:02.480 --> 00:02:05.760
‫هیچ خاطره‌ای از این فرد ندارم.
‫فقط می‌تونم کلی نظر بدم.

00:02:05.840 --> 00:02:07.520
‫و معمولاً وقتی پای
‫همچین شخصی وسط باشه،

00:02:07.600 --> 00:02:10.080
‫به چشم هیئت‌منصفه فقط
‫آدمیـه که می‌خواد از زندان بیاد بیرون

00:02:10.160 --> 00:02:13.000
‫چند هفته دیگه، تازه از زندان آزاد میشه،
‫یه چشمش رو از دست داده

00:02:13.080 --> 00:02:16.840
‫با چندین جای زخم از ضربات چاقو که
‫توی بازداشت حفاظتی خورده

00:02:16.920 --> 00:02:20.040
‫- ایشون اصلاً حرف می‌زنه؟
‫- اگه دستِ من باشه، نه

00:02:20.120 --> 00:02:22.520
‫این حمله تقریباً همون موقعی اتفاق افتاده که

00:02:22.521 --> 00:02:24.921
‫به مریت گفتی نمی‌تونه از
‫کرستی توی دادگاه استفاده کنه

00:02:25.000 --> 00:02:26.720
‫مجبورم حرف‌تون رو قبول کنم،

00:02:26.800 --> 00:02:29.640
‫چون بازم میگم، هیچ خاطره‌ای
‫از این موضوع ندارم

00:02:29.720 --> 00:02:32.240
‫ولی قبول داری که برای عملی شدنش،

00:02:32.320 --> 00:02:34.400
‫فینچ به دوستانی نیاز داشته اون داخل

00:02:36.760 --> 00:02:41.640
‫مورک، الحق که درست میگن دیوونه‌ای

00:02:41.720 --> 00:02:44.920
‫آخه چرا من باید به آدمی
‫مثل گراهام فینچ کمک کنم؟

00:02:45.000 --> 00:02:46.360
‫اون یه شوهر معمولی نبود که

00:02:46.440 --> 00:02:49.280
‫زنش رو وقتی نیمه‌مست بود،
‫از پله‌های بتنی پرت کرده پایین

00:02:49.360 --> 00:02:51.800
‫اون پول داشت. قدرت داشت

00:02:51.880 --> 00:02:55.120
‫فینچ مدت‌ها خلافکار بوده که
‫ارتباطات خودش رو داشته

00:02:55.200 --> 00:02:57.440
‫هیچ نیازی به کمک من نداشت

00:02:57.520 --> 00:03:00.480
‫اگه مریت می‌خواست با کرستی تماس بگیره،
‫پیش تو می‌اومد

00:03:00.560 --> 00:03:03.160
‫مدرکی هست که مریت خواسته باشه
‫با کرستی تماس بگیره؟

00:03:03.680 --> 00:03:06.520
‫- چرا اینقدر اطمینان داری؟
‫- حرفای کرستی رو باور می‌کنم

00:03:06.600 --> 00:03:08.920
‫همون مجرم سریالی مواد مخدر که
‫می‌خواد از زندان خلاص بشه

00:03:09.440 --> 00:03:13.040
‫اون روزنامه‌نگاری مریت ظاهراً
‫باهاش کار می‌کرد چی؟

00:03:13.120 --> 00:03:14.320
‫مُرده

00:03:14.840 --> 00:03:17.320
‫یه روز قبل از ناپدید شدن مریت،
‫یه سقوط ناجور داشت،

00:03:17.400 --> 00:03:18.960
‫که اگه حساب کنی،

00:03:19.040 --> 00:03:21.520
‫یعنی یه نفر مُرده، یه نفر زنده،
‫یه نفر ناپدید شده

00:03:21.600 --> 00:03:24.100
‫همه اینا توی یه هفته
‫بعد از اینکه مریت با یه شاهد

00:03:24.101 --> 00:03:26.601
‫اومد سراغت که می‌تونست
‫فینچ رو بندازه زندان

00:03:29.360 --> 00:03:30.840
‫خیلی‌خب، مورک

00:03:31.840 --> 00:03:32.840
‫گیرم انداختی

00:03:33.720 --> 00:03:36.200
‫افسارم دستِ گراهام فینچـه

00:03:36.280 --> 00:03:40.280
‫لابد با سکه‌های طلا
‫زحماتم رو جبران می‌کنه

00:03:40.960 --> 00:03:41.960
‫نه، جناب

00:03:42.960 --> 00:03:46.080
‫ما فکر می‌کنیم اون شما رو
‫غیر مستقیم تهدید کرده

00:03:47.600 --> 00:03:49.480
‫دختر جولیا،

00:03:49.560 --> 00:03:52.000
‫حین دادگاه از جاده منحرف شده

00:03:54.560 --> 00:03:58.440
‫اونم زد به یه مرد دیگه و به شدت زخمیش کرد.
‫همه‌چی خیلی بهم ریخته بود.

00:04:00.960 --> 00:04:03.960
‫یه پدر فکر و ذکرش اینـه که

00:04:04.040 --> 00:04:07.400
‫عزیزانش ممکنه از چه طریقی صدمه ببینن

00:04:08.920 --> 00:04:11.000
‫این واسه هر مردی یه نقطه‌ضعفـه

00:04:12.400 --> 00:04:16.440
‫جناب میشه بپرسم که از کجا می‌دونید
‫کرستی اتکینز مجرم مواد مخدره؟

00:04:18.320 --> 00:04:19.800
‫خودتون گفتید

00:04:19.880 --> 00:04:23.000
‫نه. سربازرس مورک گفت اون
‫سابقه‌دار بوده. فقط همین.

00:04:30.280 --> 00:04:33.880
‫انگار تنها کسی که کمکمون می‌کنه
‫این قضایا رو اثبات کنیم

00:04:34.800 --> 00:04:36.000
‫مُرده

00:04:36.760 --> 00:04:39.560
‫خب، ما مطمئن نیستیم که مریت مُرده باشه

00:04:42.720 --> 00:04:44.280
‫خدا خدا کن که مُرده باشه

00:04:46.360 --> 00:04:47.800
‫ممنون بابت وقت‌تون

00:04:56.000 --> 00:05:06.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:05:21.000 --> 00:05:26.000
‫« بخش کیو »

00:05:26.001 --> 00:05:36.001
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

00:06:24.000 --> 00:06:26.000
‫« دوستان؟ »

00:06:27.840 --> 00:06:29.800
‫تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم

00:06:30.400 --> 00:06:34.160
‫آلیسون چی؟ میا، جنا؟

00:06:34.240 --> 00:06:36.120
‫اونا انگار از دماغ فیل افتادن

00:06:36.200 --> 00:06:38.960
‫«از دماغ فیل افتادن»
‫عین مامانم حرف می‌زنی

00:06:39.040 --> 00:06:40.320
‫بس کن

00:06:41.280 --> 00:06:44.200
‫خب توصیف درست‌شون همینـه دیگه

00:06:45.520 --> 00:06:48.960
‫آره، با ویلیام حرف می‌زنن،
‫ولی من زیادی ترسناکم

00:06:49.040 --> 00:06:52.200
‫تو... خیلی ترسناکی لامصب
‫[دوست؟ من دوستای زیادی ندارم]

00:06:52.280 --> 00:06:54.880
‫آره، خیلی ترسناکم
‫[دوست؟ من دوستای زیادی ندارم]

00:06:56.760 --> 00:06:58.400
‫ولی من حال می‌کنم باهات حرف بزنم

00:06:59.120 --> 00:07:01.880
‫- می‌تونم تقریباً هر حرفی رو بهت بگم
‫- تقریباً؟

00:07:01.960 --> 00:07:03.800
‫چی رو نمی‌تونی بگی؟
‫یه مثال بگو

00:07:03.880 --> 00:07:05.840
‫- نمی‌تونم مثال بزنم
‫- چرا؟

00:07:05.920 --> 00:07:08.800
‫چون اگه بتونم بهت بگم که میگم خب

00:07:08.880 --> 00:07:09.880
‫حق گفتی

00:07:14.800 --> 00:07:15.680
‫به چی می‌خندید؟

00:07:15.760 --> 00:07:17.320
‫لایل. چه غلطا؟

00:07:17.400 --> 00:07:19.560
‫مامان گفت بهت بگم که
‫توی خونه لازمت داره

00:07:19.640 --> 00:07:22.480
‫خیلی‌خب، بهم گفتی.
‫حالا گورت رو گم کن.

00:07:22.560 --> 00:07:24.800
‫بهم گفت از اینجا بکِشمت بیرون

00:07:25.440 --> 00:07:27.400
‫صد سال سیاه

00:07:32.400 --> 00:07:33.600
‫بوی زِنا میاد

00:07:37.520 --> 00:07:38.800
‫حالا نه تو خیلی تجربه داری

00:07:39.800 --> 00:07:41.840
‫گمونم بابات اومده

00:07:44.680 --> 00:07:46.840
‫- کیر توش
‫- طوری نیست. بیخیال

00:07:53.080 --> 00:07:54.840
‫- سلام هری
‫- بردی؟

00:07:54.920 --> 00:07:57.960
‫امروز نه. ولی به کارمون می‌اومدی

00:07:58.040 --> 00:07:59.240
‫من بازنشسته شدم

00:08:06.400 --> 00:08:09.280
‫- تو لایل جنینگز هستی
‫- آقای لینگارد

00:08:09.360 --> 00:08:11.240
‫نیومدی اینجا رو بسوزونی خاکستر کنی که؟

00:08:11.320 --> 00:08:12.320
‫پدر

00:08:12.360 --> 00:08:16.920
‫نه جناب. فقط اومدم دنبال هری.
‫مامان‌مون دنبالش می‌گرده.

00:08:17.000 --> 00:08:19.400
‫- پس به‌هوش اومده؟
‫- ما دیگه می‌ریم

00:08:19.480 --> 00:08:20.600
‫آره

00:08:24.720 --> 00:08:25.720
‫لایل

00:08:31.880 --> 00:08:33.080
‫فردا می‌بینمت

00:08:43.000 --> 00:08:47.360
‫مگه نگفته بودم وقتی من خونه نیستم
‫هری جنینگز رو نیاری؟

00:08:47.880 --> 00:08:51.120
‫- اونقدرها هم آدم بدی نیست
‫- دارم با خواهرت حرف می‌زنم

00:08:51.200 --> 00:08:52.400
‫منو و هری
‫[غلط گفت]

00:08:53.320 --> 00:08:54.480
‫از همدیگه خوشمون میاد

00:08:54.560 --> 00:08:56.680
‫- من و هری
‫- راستش

00:08:59.440 --> 00:09:00.560
‫همدیگه رو دوست داریم

00:09:00.640 --> 00:09:03.200
‫- مثل رومئو و ژولیت؟
‫- هر چی

00:09:03.280 --> 00:09:06.600
‫- به این زودی‌ها دیگه برنمی‌گرده اینجا
‫- مسابقه‌ی داداشت رو نیومدی

00:09:07.200 --> 00:09:09.880
‫برای ویلیام مهم نیست که مسابقه‌ی
‫مسخره‌اش رو بیام یا نه. مگه نه؟

00:09:09.960 --> 00:09:11.800
‫- مجبور نیستی، اگه خودت بخوای
‫- دیدی؟ براش مهم نیست

00:09:11.880 --> 00:09:15.520
‫- نکته این نیست
‫- نکته چیه پس؟ خانواده؟

00:09:17.680 --> 00:09:20.400
‫آره، می‌دونستم

00:09:22.880 --> 00:09:24.160
‫میشه؟

00:09:42.000 --> 00:09:44.000
‫« دوستان؟ »

00:09:44.001 --> 00:09:46.001
‫« من دوستی ندارم »

00:10:39.960 --> 00:10:41.440
‫کارآگاه مورک

00:10:42.360 --> 00:10:43.800
‫نشناختمت

00:10:43.880 --> 00:10:46.240
‫تو توی اون ماشین داغونت
‫بیرون دفترم نیستی

00:10:46.320 --> 00:10:48.800
‫خوشحال باش که توی دفترت ننشستم

00:10:48.880 --> 00:10:49.880
‫هنوز

00:10:50.400 --> 00:10:51.760
‫تو چطوری، رابی؟

00:10:51.840 --> 00:10:53.240
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

00:10:53.320 --> 00:10:55.920
‫اون‌قدر توی تلویزیون دیدمت که
‫حس می‌کنم همدیگه رو می‌شناسیم

00:10:56.440 --> 00:10:58.160
‫کاش می‌شد من هم همینو بگم

00:10:58.240 --> 00:11:00.680
‫مثل همه‌ی وکلای خوب،
‫گمون کنم وقتی موکلت

00:11:00.760 --> 00:11:02.880
‫کار غیرقانونی می‌کنه،
‫روت رو می‌کنی اون‌طرف

00:11:03.480 --> 00:11:06.240
‫اومدید اینجا که آقای فینچ رو
‫آزار بدید، کارآگاه؟

00:11:06.320 --> 00:11:08.280
‫اگه آره، میشه اقلاً قبلش ناهار بخوریم؟

00:11:08.360 --> 00:11:09.680
‫مشکلی نیست، رابی

00:11:10.320 --> 00:11:13.920
‫کارآگاه مورک اومده واسه
‫یه سوءتفاهم عذرخواهی کنه

00:11:14.000 --> 00:11:16.040
‫لابد تصادفی بوده که

00:11:16.120 --> 00:11:19.640
‫نوچه‌ی تعلیم‌دیده‌ات
‫زده به یه بچه‌ی 17 ساله؟

00:11:19.720 --> 00:11:23.040
‫آره. قرار بود بزنه به تو

00:11:23.640 --> 00:11:24.640
‫خیلی متأسفم

00:11:24.680 --> 00:11:27.120
‫باید بگم فریتز رو
‫بدجور کتک زدی

00:11:27.200 --> 00:11:29.160
‫حس می‌کنم فریتز حسابی حال کرده

00:11:29.240 --> 00:11:31.080
‫آره. روزش رو ساختی

00:11:32.480 --> 00:11:34.640
‫عذرخواهی‌مو شنیدی.
‫امر دیگه‌ای نداری؟

00:11:34.720 --> 00:11:36.200
‫خب، آره

00:11:39.120 --> 00:11:42.520
‫میشه بذاریدش سر جاش، کارآگاه؟
‫اون چوب گلف خیلی گرون‌قیمتـه

00:11:42.600 --> 00:11:43.520
‫قضیه از این قراره، گراهام

00:11:43.600 --> 00:11:46.080
‫نمی‌تونن دوباره به جرم
‫قتل همسرت محاکمه‌ات کنن

00:11:46.160 --> 00:11:47.800
‫پس از این بابت دست‌مریزاد، وکیل‌باشی

00:11:48.000 --> 00:11:49.720
‫ولی چیزی که می‌تونم
‫به خاطرش گیرت بندازم،

00:11:50.640 --> 00:11:54.480
‫تأمین هزینه‌ی سوءقصد
‫ناموفق به کرستی اتکینزه

00:11:55.080 --> 00:11:56.360
‫سوءقصد ناموفق به کی؟

00:11:58.560 --> 00:11:59.560
‫بیخیال

00:12:00.320 --> 00:12:01.320
‫نظرت چیه؟

00:12:01.400 --> 00:12:04.520
‫نظر تو چیه، کارآگاه؟
‫آقای فینچ رو تنها بذارید تا ناهارش رو بخوره

00:12:05.560 --> 00:12:06.800
‫مدرک داری؟

00:12:06.880 --> 00:12:09.400
‫اون یکی نوچه‌ی نون‌خورت رو
‫گرفتم، اد سالامن،

00:12:09.480 --> 00:12:12.400
‫همونی که فریتز رو از روی زمین
‫جمع کرد و رسوندش بیمارستان

00:12:12.480 --> 00:12:15.240
‫- که شنیدم انگار الان خودش هم توی بیمارستانـه
‫- آره

00:12:15.320 --> 00:12:17.360
‫آره، پاش شکسته

00:12:17.440 --> 00:12:20.480
‫خدا رو شکر واسه حرف زدن
‫لنگِ پاش نیست

00:12:20.560 --> 00:12:22.200
‫واقعاً خوش‌صحبتـه این اد

00:12:22.280 --> 00:12:25.240
‫ظاهراً کلی پیام و ویس ازت داره که

00:12:25.320 --> 00:12:26.680
‫واقعاً خنده‌دارن

00:12:26.760 --> 00:12:28.840
‫البته خنده‌دار واسه هر کسی جز تو

00:12:28.920 --> 00:12:31.280
‫- یا وکیلت
‫- مثلاً؟

00:12:31.360 --> 00:12:35.520
‫«گبی میگه می‌تونه وصلت کنه
‫به دو تا لزبین توی زندان ساتون

00:12:35.600 --> 00:12:39.760
‫و اونا می‌تونن یکی از چشماش رو
‫در بیارن و به خوردش بدن.»

00:12:39.840 --> 00:12:41.880
‫از اونجایی که تهدید کرده بود
‫علیه‌ات شهادت میده،

00:12:41.960 --> 00:12:44.560
‫این کار هم استعاری و هم نمادینـه

00:12:44.640 --> 00:12:48.160
‫کارآگاه، به نظرم دیگه باید
‫این گفتگو رو تمومش کنیم

00:12:48.240 --> 00:12:50.160
‫حالا، فرض کنیم این گبی

00:12:50.240 --> 00:12:53.520
‫یه همسفر توی دنیای
‫کثافت‌کاری‌هاتـه،

00:12:53.600 --> 00:12:55.200
‫ولی چیزی که نمی‌دونیم

00:12:55.280 --> 00:12:57.560
‫اینـه که اصلاً کی
‫ماجرای کرستی رو بهت گفته

00:12:57.640 --> 00:12:58.880
‫کارآگاه مورک

00:12:58.960 --> 00:13:00.920
‫احیاناً استیون برنز نبود؟

00:13:01.000 --> 00:13:02.800
‫شاید درست بعد از اینکه اد یا فریتز

00:13:02.880 --> 00:13:04.680
‫ماشین دخترش رو از جاده منحرف کردن

00:13:04.760 --> 00:13:07.240
‫اگه می‌خوای اینطوری
‫با آقای فینچ صحبت کنی،

00:13:07.320 --> 00:13:10.840
‫یا رسماً اتهام وارد کنید یا برید

00:13:11.360 --> 00:13:13.280
‫- اینجا یه باشگاه گلف خصوصی...
‫- ضربه!

00:13:16.640 --> 00:13:18.400
‫چطوره بری برش داری

00:13:18.480 --> 00:13:20.560
‫ببخشید، آقای نامحترم؟

00:13:20.640 --> 00:13:22.120
‫هر چقدر می‌خوای ببخشید بگو

00:13:23.280 --> 00:13:24.360
‫برو، رابی

00:13:26.240 --> 00:13:28.680
‫قول بده تا برگردی
‫به چیزی اعتراف نکن

00:13:32.880 --> 00:13:34.600
‫کرستی ماه بعد آزاد میشه

00:13:35.120 --> 00:13:36.560
‫یه جعبه شیرینی براش می‌فرستم

00:13:36.640 --> 00:13:38.280
‫کلاً از ذهنت پاکش می‌کنی

00:13:38.360 --> 00:13:39.560
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

00:13:40.320 --> 00:13:42.200
‫چون اگه یه مو از سرش کم بشه،

00:13:42.720 --> 00:13:45.440
‫حتی اگه انگشت پاش به چیزی گیر کنه،

00:13:45.520 --> 00:13:48.280
‫فرض می‌گیرم کار تو بوده و
‫یه راست میام سراغت

00:13:48.360 --> 00:13:49.200
‫تموم شد؟

00:13:49.280 --> 00:13:51.280
‫گمونم همون دو تا کله‌پوکی که رفته بودن

00:13:51.360 --> 00:13:54.120
‫سراغ جاسپر و کرستی،
‫سراغ فرگوس دانبار هم رفتن،

00:13:54.200 --> 00:13:57.280
‫همون پلیسی که باز اول
‫مسئول پرونده‌ی لینگارد بود

00:13:57.360 --> 00:14:00.440
‫شاید. اونا کلی وقت آزاد دارن

00:14:00.520 --> 00:14:02.840
‫ناپدید شدن مریت لینگارد
‫زیر سر تو بوده؟

00:14:04.280 --> 00:14:05.840
‫- به نظرت بامزه‌ست؟
‫- خیلی خنده‌داره

00:14:05.920 --> 00:14:08.880
‫چرا باید بعد از تبرئه شدن،
‫برم سراغ دادستان؟

00:14:08.960 --> 00:14:11.880
‫تو از اتهام قتل تبرئه شدی. اون داشت
‫فساد در دفتر سلطنتی رو بررسی می‌کرد.

00:14:11.960 --> 00:14:14.400
‫همراه یه خبرنگار به اسم سم هیگ که از قضا

00:14:14.480 --> 00:14:16.280
‫اون هم فردای ناپدید شدنِ مریت، مُرد

00:14:16.360 --> 00:14:18.120
‫پس شاید می‌تونسته
‫یجور دیگه گیرت بندازه

00:14:18.200 --> 00:14:19.960
‫خیلی مشکوکـه

00:14:20.040 --> 00:14:22.200
‫احیاناً چیزی از این قضیه که نمی‌دونی؟

00:14:22.280 --> 00:14:26.160
‫نه. در ضمن من عادت ندارم
‫خبرنگارها رو بکُشم

00:14:26.240 --> 00:14:27.240
‫فقط همسرت رو می‌کُشی پس؟

00:14:29.440 --> 00:14:31.280
‫فریتز گفت یه تخته‌ات کمـه ها

00:14:31.360 --> 00:14:34.080
‫اگه فریتز گفته باشه
‫یعنی حسابی تعریف کرده. ببین

00:14:34.160 --> 00:14:37.280
‫- هیگ توی جلسه‌ی دادگاهت بود
‫- اگه تو میگی باشه

00:14:38.000 --> 00:14:40.080
‫آره، بود

00:14:41.160 --> 00:14:44.640
‫در ضمن اون بود که ماجرای
‫کرستی اتکینز رو بهم گفت

00:14:44.720 --> 00:14:45.720
‫کِی؟

00:14:46.880 --> 00:14:49.200
‫یه روز حین محاکمه

00:14:49.280 --> 00:14:52.840
‫حین وقفه‌ی دادگاه اومد سراغم و
‫گفت اون قراره شهادت بده و

00:14:52.920 --> 00:14:55.880
‫شهادتش خیلی محکوم‌کننده‌ست

00:14:55.960 --> 00:14:58.320
‫- همینطوری بی‌چشم‌داشت گفت؟
‫- آره

00:14:58.400 --> 00:15:00.640
‫که باعث شد به این اطلاعات شک کنیم

00:15:01.360 --> 00:15:03.400
‫به گراهام خبر دادم که اگه درست باشه،

00:15:03.480 --> 00:15:06.000
‫فوراً یه درخواست قانونی
‫علیه‌اش ثبت می‌کنم

00:15:06.080 --> 00:15:08.760
‫احساس می‌کردم با توجه به سابقه‌ی اون زن،

00:15:08.840 --> 00:15:11.400
‫احتمالاً حکم به نفع ما باشه

00:15:12.200 --> 00:15:14.680
‫در نهایت هم... هیچ کاری نکردم

00:15:16.040 --> 00:15:17.360
‫لازم نبود

00:15:17.880 --> 00:15:20.520
‫گراهام هم مشکلی نداشت که
‫صبر کنه تا درخواست علیه‌اش ثبت کنی؟

00:15:20.600 --> 00:15:24.240
‫من دیگه تو هیچ گفتگویی
‫درباره‌ی این موضوع دخیل نبودم

00:15:24.320 --> 00:15:28.600
‫اگه گراهام هم می‌خواست
‫رویکرد تهاجمی‌تری رو پیش بگیره،

00:15:28.680 --> 00:15:30.560
‫قطعاً بهش یادآوری می‌کردم که

00:15:30.640 --> 00:15:34.920
‫پرونده و عدله‌ی ما خیلی محکمـه و
‫نیازی به تهدید نیست

00:15:35.000 --> 00:15:38.320
‫می‌دونی چرا هیگ
‫همچین هدیه‌ای بهتون داد؟

00:15:38.400 --> 00:15:40.600
‫- نه
‫- هیچ بده‌بستونی نبوده؟

00:15:40.680 --> 00:15:41.560
‫اصلاً

00:15:41.640 --> 00:15:44.360
‫و صد درصد هیچ‌کدوم‌تون
‫هیچ ایده‌ای ندارید که

00:15:44.440 --> 00:15:46.320
‫بعد از دادن اون اطلاعات شانسی،

00:15:46.400 --> 00:15:48.440
‫چه بلایی سر هیگ اومده، نه؟

00:15:49.040 --> 00:15:50.800
‫طبق تجربه‌ی من، کارآگاه،

00:15:51.320 --> 00:15:53.760
‫اگه بخوای یه خبرنگار رو
‫از سر خودت باز کنی،

00:15:54.280 --> 00:15:57.720
‫بدترین کاری که می‌تونی انجام بدی
‫اینه که بهش آسیب بزنی

00:15:59.560 --> 00:16:00.840
‫پلیس‌ها همینطور

00:16:02.240 --> 00:16:04.120
‫همینکه بری سراغ یکی‌شون،

00:16:04.200 --> 00:16:05.960
‫دیگه دست از سرت برنمی‌دارن

00:16:07.000 --> 00:16:08.080
‫ارزشش رو نداره

00:16:09.400 --> 00:16:11.400
‫کلی جای ابهام هست، آقای فینچ

00:16:12.400 --> 00:16:15.080
‫پرت کردن چوب گلف حرکت خیلی تمیزی بود

00:16:15.600 --> 00:16:16.600
‫مرسی

00:16:17.160 --> 00:16:20.760
‫ولی باید بگم همین که باهاش
‫کتکش نزدی، خیالم راحت شد

00:16:20.840 --> 00:16:23.520
‫خدایا. همه‌اش میگی که
‫من کنترلم رو از دست میدم

00:16:23.600 --> 00:16:27.600
‫بعد جنابعالی هستی که گلوی ملت رو
‫لِه می‌کنی و از پله‌ها پرتشون می‌کنی پایین

00:16:28.120 --> 00:16:31.000
‫آره، ولی وقتی من این کارها رو می‌کنم،

00:16:31.080 --> 00:16:32.800
‫کنترلم رو از دست نمیدم

00:16:32.880 --> 00:16:34.680
‫کاملاً کنترلم دست خودمـه

00:16:43.720 --> 00:16:46.960
‫توی سوریه چه غلطی کردی؟ بگو ببینم

00:16:57.800 --> 00:16:59.520
‫جوابش رو نمیدی؟

00:17:06.080 --> 00:17:07.080
‫مورک بفرمایید

00:17:07.160 --> 00:17:10.240
‫- یکی داره سر به سرت میذاره
‫- کی هستی؟

00:17:10.320 --> 00:17:12.720
‫خبرنگار محبوبت، دنیس پایپر

00:17:13.320 --> 00:17:16.120
‫قطع نکن. می‌خوام کمکت کنم

00:17:16.200 --> 00:17:19.240
‫چقدر دست‌ودل‌بازی،
‫ولی از نظرم تو یه آشغالی

00:17:19.320 --> 00:17:21.880
‫یه چیزی برات می‌فرستم.
‫نگاهش کن.

00:17:21.960 --> 00:17:23.720
‫بعد که تماشاش کردی،
‫اگه خواستی حرف بزنیم،

00:17:23.721 --> 00:17:25.481
‫من تا یه ساعت توی گلدن رول هستم

00:17:25.560 --> 00:17:27.400
‫چه کسشعری میگی؟

00:17:32.640 --> 00:17:33.640
‫تماشا کنیم؟

00:17:59.960 --> 00:18:01.520
‫کیر توش!

00:18:28.400 --> 00:18:29.800
‫آهای

00:18:33.640 --> 00:18:36.120
‫دندونم عفونت کرده

00:18:36.200 --> 00:18:38.240
‫آنتی‌بیوتیک می‌خوام

00:18:38.320 --> 00:18:40.280
‫اگه دندون‌پزشک باشه که چه بهتر

00:18:42.840 --> 00:18:44.840
‫نگاه

00:18:51.200 --> 00:18:54.720
‫باشه، به جهنم.
‫عفونت می‌گیرم می‌میرم.

00:18:54.800 --> 00:18:56.600
‫دیگه لذت کُشتنم نصیبت نمیشه

00:18:56.680 --> 00:19:00.240
‫بعد این‌همه مدت یکم ناامیدکننده‌ست

00:19:18.000 --> 00:19:20.040
‫اصلاً نمی‌خواست دست از سرم برداره

00:19:20.120 --> 00:19:22.960
‫هر بار سر می‌چرخوندم،
‫زل زده بود بهم

00:19:23.040 --> 00:19:25.320
‫- بهت زل زده بود؟
‫- آره

00:19:26.000 --> 00:19:28.600
‫موقع غذا خوردن، یا وقتی
‫داشتم توی سالن وزنه می‌زدم

00:19:29.280 --> 00:19:32.640
‫می‌رفتم توی کتابخونه مطالعه کنم،
‫می‌اومد روبروم می‌نشست

00:19:33.160 --> 00:19:35.560
‫حتی یه بار مچش رو گرفتم که
‫موقع خواب خیره شده بود بهم

00:19:35.640 --> 00:19:37.120
‫دیگه تحملش رو نداشتم

00:19:37.640 --> 00:19:40.960
‫بدجور لت و پارش کردی.
‫ممکنه چشمش رو از دست بده.

00:19:43.080 --> 00:19:45.160
‫سم، شنیدی چی گفتم؟

00:19:46.880 --> 00:19:48.480
‫شاید چشمش کور بشه

00:19:49.160 --> 00:19:52.400
‫وقتی اینو بهت گفتم،
‫اصلاً کـَکت نگزید؟

00:19:52.480 --> 00:19:55.880
‫- چرا، کیف کردم
‫- کیف کردی؟

00:19:55.960 --> 00:19:58.040
‫قرار نبود دست از سرم برداره

00:20:01.800 --> 00:20:02.800
‫سم؟

00:20:04.240 --> 00:20:09.400
‫من برادرش نیستم! باید یجوری
‫اینو توی کله‌اش فرو می‌کردم

00:20:09.480 --> 00:20:11.480
‫منظورت اینـه که بکوبی توی کله‌اش؟

00:20:12.000 --> 00:20:14.320
‫مطمئنی قضیه فقط همین بوده؟

00:20:14.400 --> 00:20:15.560
‫مثلاً چی؟

00:20:16.400 --> 00:20:18.240
‫مثلاً قضیه پیچیده‌تر نیست؟

00:20:18.320 --> 00:20:21.040
‫نه. نه، من دیگه حرفی ندارم

00:20:23.800 --> 00:20:24.800
‫سم

00:20:25.600 --> 00:20:28.600
‫گفتم دیگه حرفی ندارم

00:20:29.560 --> 00:20:33.360
‫این مصاحبه‌ی پس از ارتکاب جرم
‫با سموئل هیگ، ۱۷ ساله، به پایان می‌رسد

00:20:33.440 --> 00:20:35.520
‫دهم مارس سال 2013

00:20:35.600 --> 00:20:37.600
‫ساعت 11:09 صبح

00:20:37.680 --> 00:20:39.760
‫همراه با بنده، تری داندی،

00:20:39.840 --> 00:20:43.320
‫مشاور کانون اصلاح و تربیت سلطنتی گادهیون

00:20:43.840 --> 00:20:47.920
‫من هیگ رو بیشتر از خیلیا می‌شناختم،
‫که البته چیز خاصی نیست

00:20:48.000 --> 00:20:51.520
‫هیگ خیلی خسیس بود

00:20:51.600 --> 00:20:53.320
‫اصلاً منابعش رو به اشتراک نمیذاشت

00:20:53.400 --> 00:20:56.760
‫توی دفتر با هیچکس حرف نمی‌زد،
‫تازه اگه به خودش زحمت می‌داد تشریف بیاره

00:20:56.840 --> 00:20:59.440
‫ولی به هر حال، به زعم همه
‫اون خیلی باهوش بود

00:20:59.520 --> 00:21:01.680
‫- ولی تو نه
‫- من طرف رو می‌شناختم خب لامصب

00:21:01.760 --> 00:21:05.080
‫می‌دونستم چرا اون با آدمایی که
‫از خط قرمز رد شدن، خوب کنار میاد

00:21:05.160 --> 00:21:06.160
‫چون خودش هم یکی از اونا بود

00:21:06.240 --> 00:21:08.720
‫- اون فیلم رو چطوری گیر آوردی؟
‫- توی کامپیوترش بود

00:21:08.800 --> 00:21:11.640
‫- کامپیوتر هیگ رو هک کردی؟
‫- بعد از مرگش

00:21:11.720 --> 00:21:14.960
‫حالا انگار فرقی می‌کنه.
‫هیگ اون فیلم رو از کجا گیر آورده بود؟

00:21:15.040 --> 00:21:17.800
‫لابد یکی توی گادهیون بهش داده

00:21:17.880 --> 00:21:21.480
‫این چند ماه قبل از مرگش،
‫یه پاش اونجا بود

00:21:22.720 --> 00:21:25.520
‫- چرا؟
‫- داشت روی یه مقاله کار می‌کرد

00:21:25.600 --> 00:21:28.000
‫- میشه بخونیمش؟
‫- هنوز به یه سری اصول پایبندم

00:21:28.080 --> 00:21:31.080
‫گم شو بابا. تو خبرنگاری.
‫حاضری مامانت رو هم بفروشی.

00:21:31.160 --> 00:21:33.640
‫این چه کمکی به تحقیقات ما
‫در مورد مریت لینگارد می‌کنه؟

00:21:33.720 --> 00:21:36.480
‫به تحقیقات‌تون در رابطه با
‫قاتل سم هیگ کمک می‌کنه

00:21:36.560 --> 00:21:38.440
‫ما روی مرگ هیگ تحقیقات نمی‌کنیم

00:21:38.520 --> 00:21:40.440
‫خب، شاید بهتره بکنید

00:21:40.520 --> 00:21:44.040
‫سم این بچه رو پیدا کرد.
‫همونی که توی اون فیلم ازش اسم برد.

00:21:44.120 --> 00:21:46.080
‫همونی که تا حد مرگ کتکش زده بود

00:21:46.160 --> 00:21:47.720
‫اسم این بچه چیه؟

00:21:47.800 --> 00:21:51.000
‫بهش می‌گفت «ایکس» تا
‫از هویتش محافظت کنه

00:21:51.080 --> 00:21:53.680
‫اون‌وقت آقای ایکس
‫چه ربطی به مریت لینگارد داره؟

00:21:53.760 --> 00:21:54.960
‫عه، وایسا. ربطی نداره

00:21:55.040 --> 00:21:58.000
‫مگر اینکه هیگ مریت رو درگیر
‫ماجرای قدیمی خودش و

00:21:58.080 --> 00:21:59.600
‫اون پسره کرده باشه

00:21:59.680 --> 00:22:02.440
‫انگار این سوژه جون میده خبرنگار
‫کارکشته‎‌ای مثل تو روش کار کنه

00:22:02.520 --> 00:22:04.600
‫با تری داندی صحبت کنید،

00:22:05.280 --> 00:22:08.200
‫همونی که صداش توی فیلم بود و
‫داشت با سم حرف می‌زد

00:22:08.720 --> 00:22:10.160
‫هنوز توی مرکز گادهیونـه

00:22:10.240 --> 00:22:12.520
‫خودم باهاش تماس گرفتم،
‫ولی بهم بیلاخ داد که

00:22:12.600 --> 00:22:13.920
‫سوابق مُهر و موم شدن

00:22:14.000 --> 00:22:15.520
‫خیلی خوش گذشت

00:22:15.600 --> 00:22:19.040
‫خب، اگه چیزی پیدا کردی مورک،
‫منو یادت نره

00:23:01.000 --> 00:23:11.000
‫« دیجـــی‌موویــــز »
‫‏T.me/H1tmaN_Sub ➽

00:24:37.800 --> 00:24:39.800
‫- سلام
‫- چطوری؟

00:24:41.240 --> 00:24:44.000
‫- چی می‌بینی؟
‫- یه برنامه‌ی مزخرف

00:24:44.520 --> 00:24:45.520
‫عالیه

00:24:47.840 --> 00:24:49.640
‫چهره‌ات یه‌طوری بود

00:24:51.040 --> 00:24:54.040
‫تابحال اینطوری ندیده بودمت،
‫حتی وقتی حسابی از دستم کُفری بودی

00:24:54.120 --> 00:24:56.320
‫وقتی رفتی دنبال اون یارو، انگار...

00:24:56.400 --> 00:24:57.840
‫انگار یه آدم دیگه بودی که نمی‌شناختم

00:24:59.160 --> 00:25:00.160
‫آره

00:25:14.960 --> 00:25:15.960
‫خیلی‌خب

00:25:22.320 --> 00:25:23.400
‫من دو نفرم

00:25:24.000 --> 00:25:25.920
‫خب؟ مجبورم

00:25:26.000 --> 00:25:28.240
‫اکثر روزها شاهد صحنه‌هایی هستم که
‫هیچکس نمی‌تونه ببینه،

00:25:28.320 --> 00:25:30.380
‫صحنه‌هایی که هیچکس
‫تحمل دیدنش رو نداره،

00:25:30.381 --> 00:25:32.441
‫یا بهتره بگم کلاً هیچکس نباید ببینه

00:25:32.520 --> 00:25:34.720
‫مثلاً چی؟ بدترین صحنه‌ای که دیدی چی بوده؟

00:25:34.800 --> 00:25:36.360
‫نه، این بلا رو سر تو نمیارم

00:25:36.440 --> 00:25:38.400
‫دغدغه‌هام رو وارد ذهن تو نمی‌کنم

00:25:38.480 --> 00:25:40.240
‫با مادرت هم این کار رو نکردم.
‫عمراً با تو بکنم.

00:25:40.320 --> 00:25:42.680
‫- چرا؟
‫- چون تو توی یه دنیای دیگه زندگی می‌کنی

00:25:42.760 --> 00:25:46.280
‫خب؟ لازم نیست جزئیات
‫دنیای دیگه رو بدونی،

00:25:46.360 --> 00:25:48.720
‫فقط همین که وجود داره کافیه. هر از گاهی،

00:25:48.800 --> 00:25:50.800
‫یه چیزی از اون دنیا وارد اینجا میشه

00:25:50.880 --> 00:25:53.520
‫پس اون یارو توی بستنی‌فروشی
‫اینو می‌دونه

00:25:53.600 --> 00:25:56.200
‫می‌خواد با نشون دادن
‫اون یکی دنیا، تو رو بترسونه

00:25:56.280 --> 00:25:59.480
‫می‌خواد طوری بترسونتت که
‫افسارت رو بگیره دستش

00:26:00.080 --> 00:26:03.800
‫مزد تجربه، رنج و عذابـه

00:26:04.960 --> 00:26:06.040
‫مثلاً...

00:26:06.960 --> 00:26:09.760
‫منظورت اینـه که کابوس می‌بینم و اینا؟

00:26:09.840 --> 00:26:11.080
‫خدا می‌دونه پیامدش چی باشه،

00:26:11.160 --> 00:26:14.000
‫ولی اگه فکر کنی به نقطه‌ای رسیدی که
‫قراره بمیری یا شاهد مرگی بودی،

00:26:14.080 --> 00:26:18.440
‫یهویی یه عالمه دردسر و گرفتاری

00:26:18.520 --> 00:26:20.600
‫خِفتت می‌کنن

00:26:20.680 --> 00:26:23.240
‫- می‌خوای منو بترسونی؟
‫- همین الانش ترسیدی

00:26:23.320 --> 00:26:24.480
‫نکته همینـه

00:26:24.560 --> 00:26:26.640
‫الان می‌دونی که اوضاع می‌تونه
‫توی یه چشم به‌هم زدن

00:26:26.720 --> 00:26:27.840
‫تغییر کنه

00:26:28.680 --> 00:26:32.120
‫- همگی سوار یه کشتی هستیم
‫- من نمی‌خوام توی این کشتی باشم

00:26:32.200 --> 00:26:34.160
‫هیچکس به میل خودش واردش نمیشه

00:26:37.520 --> 00:26:41.080
‫ملت تمام عمرشون سعی می‌کنن
‫از این مصیبت دوری کنن

00:26:42.800 --> 00:26:46.760
‫ولی باید با بقیه معاشرت کنی،
‫با بقیه‌ی مسافران کشتی حرف بزنی

00:26:46.840 --> 00:26:50.160
‫تا متوجه بشی فقط خودت نیستی که
‫این احساس و افکار...

00:26:50.680 --> 00:26:51.760
‫گوه رو داره

00:26:52.360 --> 00:26:54.000
‫و تجربه‌شون می‌کنه

00:26:54.640 --> 00:26:55.760
‫مثلاً مثل

00:26:56.320 --> 00:26:57.720
‫تو و هاردی؟

00:26:57.800 --> 00:26:58.800
‫آره

00:26:59.720 --> 00:27:00.880
‫مثل من و هاردی

00:27:01.600 --> 00:27:03.800
‫حالا هم من و تو

00:27:04.520 --> 00:27:05.520
‫وایسا...

00:27:06.400 --> 00:27:07.840
‫می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

00:27:09.680 --> 00:27:10.680
‫آره

00:27:11.200 --> 00:27:12.600
‫هر وقت لازم باشه، حتماً

00:27:13.480 --> 00:27:15.760
‫راجع به اتفاقی که... افتاد؟

00:27:16.880 --> 00:27:18.120
‫راجع به اتفاقی که داره میفته

00:27:21.880 --> 00:27:24.600
‫چطوره از این شروع کنیم که
‫چقدر از دست من عصبانی هستی

00:27:24.680 --> 00:27:26.560
‫بابت خراب کردن رابطه‌ام با مادرت

00:27:28.320 --> 00:27:30.600
‫بعدش هم اینکه وقتی تیر خوردم، ولت کردم

00:27:31.120 --> 00:27:34.400
‫آخه... این که تقصیر تو نیست.
‫نمی‌تونستی کاریش کنی.

00:27:35.480 --> 00:27:37.640
‫نه

00:27:37.720 --> 00:27:39.080
‫ولی ممکنه هنوزم عصبانی باشی

00:27:39.840 --> 00:27:42.120
‫مشکلی نیست. عصبانی بودن که گناه نیست

00:27:42.640 --> 00:27:44.920
‫چطوره اولین جلسه‌مون در مورد این باشه

00:27:47.040 --> 00:27:48.200
‫من اینجام

00:27:50.080 --> 00:27:51.280
‫گوش میدم

00:27:52.120 --> 00:27:53.120
‫قول میدم

00:28:05.280 --> 00:28:06.280
‫صبح بخیر

00:28:33.080 --> 00:28:34.920
‫چیز خاصی توی پرونده نیست، نه؟

00:28:35.000 --> 00:28:38.280
‫پلیس یه نگاه به اون صخره انداخت و
‫همون‌جا تصمیمش رو گرفت

00:28:38.360 --> 00:28:40.080
‫احتمالاً من هم بودم همین کار رو می‌کردم

00:28:40.840 --> 00:28:43.640
‫جراحاتی که با سقوط آسیب‌زا
‫از ارتفاع زیاد همخوانی دارن

00:28:43.720 --> 00:28:46.720
‫انگار سقوط از ارتفاع زیاد
‫می‌تونه بدون آسیب هم باشه

00:28:46.800 --> 00:28:48.320
‫خیلی‌خب، مشکل تو چیه؟

00:28:48.400 --> 00:28:51.320
‫جدا از اینکه زمان‌بندی و علت مرگ
‫خیلی مشکوک به نظر می‌رسه

00:28:51.400 --> 00:28:55.920
‫- اون یارویی که هیگ رو پیدا کرد، پاول ایوانز
‫- آره، آره، همون مربی صخره‌نوردی

00:28:56.000 --> 00:28:57.080
‫آره

00:28:57.160 --> 00:28:59.240
‫اون گفته شب قبلش
‫همراه همسرش بوده و

00:28:59.320 --> 00:29:02.100
‫صبح وقتی رفته بوده عکس بگیره،
‫جسد هیگ رو پیدا کرده

00:29:02.101 --> 00:29:03.101
‫خیلی‌خب

00:29:03.102 --> 00:29:05.840
‫ولی روزی که جسد هیگ رو پیدا کرده،
‫بارون می‌باریده

00:29:05.920 --> 00:29:06.800
‫اسکاتلنده دیگه

00:29:06.880 --> 00:29:08.600
‫ممکنه صبح که بیدار شده بارون بوده باشه،

00:29:08.680 --> 00:29:11.240
‫وقتی رسیده هوا آفتابی شده باشه و
‫موقع برگشت به خونه هم کولاک

00:29:11.320 --> 00:29:15.360
‫در ضمن اون ده دوازده‌تا پیامک به موبایل
‫یک‌بارمصرف هیگ فرستاده بوده اون شب

00:29:15.440 --> 00:29:17.480
‫- یه چند تا مثال می‌خونم
‫- بخون

00:29:17.560 --> 00:29:19.040
‫«دیگه راز بی راز»

00:29:19.120 --> 00:29:21.680
‫«به نظرم باید همه‌چی رو فاش کنی»

00:29:21.760 --> 00:29:23.500
‫«این ربطی به همسرم نداره»

00:29:23.501 --> 00:29:25.721
‫«می‌خوام بدونی که من
‫موقعیتت رو درک می‌کنم»

00:29:25.800 --> 00:29:27.920
‫«برگشتی هتل؟»

00:29:28.000 --> 00:29:29.400
‫«اون دختره هنوز اونجاست؟»

00:29:29.480 --> 00:29:32.160
‫- وایسا. وایسا. «اون دختره» کیه؟
‫- باید مریت باشه

00:29:32.240 --> 00:29:35.240
‫تا قبل از آخرین پیامک هم
‫هیچ جوابی نداده، بعدش نوشته:

00:29:35.320 --> 00:29:37.640
‫«میرم صخره‌نوردی، س»

00:29:38.280 --> 00:29:40.160
‫و هیچکس هیچ کدوم از اینا رو پیگیری نکرده

00:29:40.240 --> 00:29:43.320
‫بعد از اینکه مرگ هیگ سانحه اعلام شد،
‫دیگه اینا بی‌ربط بود

00:29:43.400 --> 00:29:45.200
‫به مریت بی‌ربط نیست

00:29:45.920 --> 00:29:49.200
‫هیگ و مریت توی هتل
‫پرینس گاردن ملاقات می‌کردن و

00:29:49.280 --> 00:29:52.160
‫ویراستار هیگ میگه که واسه محکم‌کاری،
‫یه تلفن یک‌بارمصرف داشته

00:29:52.240 --> 00:29:54.840
‫پس ایوانز در مورد همه‌ی اون
‫مسائل و رازها با هیگ حرف می‌زده

00:29:54.920 --> 00:29:56.400
‫«موقعیتت رو درک می‌کنم» و اینا

00:29:56.480 --> 00:29:59.920
‫- تو و کارل اینطوری با هم حرف نمی‌زنید؟
‫- من با همسرم هم اینطوری حرف نمی‌زنم

00:30:00.520 --> 00:30:01.600
‫شاید بهتر باشه بزنی

00:30:02.360 --> 00:30:03.920
‫- سلام، رز
‫- سلام، دانا

00:30:04.520 --> 00:30:07.480
‫- صبحونه می‌خوای، آقای بداخلاق؟
‫- گرسنه نیستم

00:30:07.560 --> 00:30:10.280
‫می‌خوای با فرشته‌ی کوچیک تاریکی
‫روبه‌رو بشی، اونم با شکم خالی؟

00:30:10.360 --> 00:30:12.040
‫- گرسنه نیستم
‫- هر طور راحتی

00:30:12.120 --> 00:30:13.120
‫عجب گیری کردیم

00:30:13.840 --> 00:30:15.680
‫رز، تو چیزی نمی‌خوای؟ چایی؟

00:30:15.760 --> 00:30:18.120
‫نه، ممنون.
‫خیلی خوردم.

00:30:20.280 --> 00:30:22.680
‫- به ریتش گفتی چمن رو بزنه؟
‫- آره، چطور؟

00:30:23.200 --> 00:30:24.800
‫اون پرستارتـه، نه باغبونت

00:30:24.880 --> 00:30:28.440
‫خب باغچه بیشتر از من به مراقبت نیاز داره.
‫دیدی به چه روزی افتاده؟

00:30:28.520 --> 00:30:32.000
‫بهتره همون بیرون باشه تا اینکه
‫اینجا یه بند رژه بره

00:30:35.760 --> 00:30:36.760
‫فرشته‌ی تاریکی؟

00:30:36.840 --> 00:30:38.780
‫فیزیوتراپی که یا دوباره
‫راه رفتنم رو ردیف می‌کنه،

00:30:38.781 --> 00:30:40.721
‫یا باعث میشه به جرم قتل زندانی بشم

00:30:40.800 --> 00:30:42.200
‫خیلی‌خب

00:30:42.280 --> 00:30:43.280
‫بگو ببینم

00:30:44.720 --> 00:30:48.040
‫اگه کارل قبلاً پاول ایوانز رو سین‌جیم کرده،

00:30:48.120 --> 00:30:50.200
‫پس الان این گفتگو برای چیه؟

00:30:50.280 --> 00:30:52.800
‫- داستان ایوانز پر از تناقضـه
‫- آره، کلی سوراخ سنبه داره

00:30:52.880 --> 00:30:56.440
‫احتمالاً نمی‌خواد کسی از دوستی
‫خاصش با هیگ خبردار بشه

00:30:56.520 --> 00:30:59.320
‫یا بیشتر از چیزی که میگه
‫راجع به مریت می‌دونه

00:30:59.400 --> 00:31:02.920
‫اگه همچین نظری داری، پس برگرد
‫سراغش و تحت فشار قرارش بده. ازش بپرس

00:31:03.520 --> 00:31:04.840
‫- ازش بپرسم...؟
‫- چی رو مخفی می‌کنه

00:31:05.440 --> 00:31:07.040
‫همینطوری یه راست برم ازش بپرسم؟

00:31:07.120 --> 00:31:09.120
‫چرا که نه؟ مگه همین رو نمی‌خوای بدونی؟

00:31:09.200 --> 00:31:12.040
‫اگه پاول ایوانز چیزی رو هم
‫مخفی کرده باشه، بهم نمیگه

00:31:12.120 --> 00:31:15.840
‫پرسیدن هم راه و چاه خودش رو داره،
‫بگیر منظورم رو

00:31:17.520 --> 00:31:19.160
‫بستگی داره چقدر خایه داشته باشی

00:31:19.240 --> 00:31:20.680
‫من که اصلاً خایه...

00:31:22.240 --> 00:31:24.360
‫- زیاد بزرگ نیستن
‫- جوابت غلط بود

00:31:25.560 --> 00:31:29.040
‫جدی میگم، رز. اگه این حقیقت داشته باشه،
‫پس اینجا چه غلطی می‌کنی؟

00:31:31.480 --> 00:31:32.480
‫دوباره سعی کن

00:31:35.960 --> 00:31:38.120
‫من خایه‌های خیلی بزرگی دارم

00:31:38.880 --> 00:31:41.280
‫همینـه. دیدی راحت بود؟

00:31:42.320 --> 00:31:45.640
‫بیا با هم سر در بیاریم که چطوری
‫می‌تونیم به پاول ایوانز کیر بزنیم

00:33:05.960 --> 00:33:09.440
‫خدایا، این دریچه‌ی کوفتی لامصب

00:33:32.360 --> 00:33:33.600
‫آخ!

00:33:35.920 --> 00:33:36.960
‫عجله کن!

00:33:39.120 --> 00:33:42.280
‫به اون پسره‌ی تخم‌سگ
‫گفتم که باید درستش کنه

00:33:42.360 --> 00:33:44.440
‫عوضی آشغال

00:35:26.280 --> 00:35:27.920
‫قرار ملاقات داشتم

00:35:40.560 --> 00:35:42.200
‫میشه نذاریش اونجا؟

00:35:42.800 --> 00:35:43.800
‫مرسی

00:35:45.520 --> 00:35:48.080
‫حدس می‌زنم آدرسم رو
‫غیرقانونی گیر آوردی؟

00:35:48.160 --> 00:35:51.320
‫که خب منطقیـه،
‫چون ولم کردی

00:35:52.280 --> 00:35:54.960
‫ولی عجب خونه‌ی خوبی.
‫یکم عجیب‌غریب هست ها.

00:35:55.040 --> 00:35:56.040
‫ولی قشنگـه

00:35:57.720 --> 00:35:58.760
‫قشنگ؟

00:35:58.840 --> 00:36:01.920
‫انگار نسخه‌ی 20 ساله‌ات با
‫هم‌دانشگاهی‌هات اینجا زندگی کنی

00:36:02.520 --> 00:36:05.680
‫اتفاقاً 20 سالم که بود با
‫هم‌دانشگاهی‌هام اینجا زندگی می‌کردیم

00:36:08.960 --> 00:36:11.160
‫- خونه‌ی تو چطوریـه؟
‫- مثل همسر سابقم

00:36:11.240 --> 00:36:13.680
‫پس جفت‌مون توی گذشته‌های غم‌انگیز
‫خودمون غرق شدیم و زندگی می‌کنیم

00:36:13.760 --> 00:36:15.720
‫ولی شرط می‌بندم اینجا
‫به تو خیلی بیشتر خوش گذشته

00:36:15.800 --> 00:36:18.760
‫نه جداً. به شدت افت وزن داشتم و
‫عمیقاً افسرده بودم

00:36:18.840 --> 00:36:22.000
‫بیشتر دهه‌ی 20 سالگی عمرم رو صرف
‫وزن کردن هویج و پروانه‌زدن کردم

00:36:22.080 --> 00:36:23.680
‫بازم از زندگی زناشویی من بهتره

00:36:24.640 --> 00:36:26.840
‫ترجیح می‌دادم سختی‌هام رو
‫توی دهه‌ی 20 سالگیم پشت سر بذارم

00:36:26.920 --> 00:36:30.120
‫- رنج و سختی رو خوب می‌شناسی لابد؟
‫- 15 سالـه که توی واحد قتل هستم

00:36:31.120 --> 00:36:32.120
‫منظورم جدا از شغلت بود

00:36:32.200 --> 00:36:36.000
‫پس اینجاست که منو به
‫خود ترحمی متهم می‌کنی. عالیه

00:36:36.080 --> 00:36:38.120
‫من متهم نمی‌کنم

00:36:38.200 --> 00:36:40.080
‫فقط... مشاهده می‌کنم

00:36:41.160 --> 00:36:44.560
‫- دکتر ساننبرگ رو دیدی؟
‫- آره

00:36:44.640 --> 00:36:46.160
‫نظرت چی بود؟

00:36:46.240 --> 00:36:48.440
‫منو یاد خاله‌ام اینید می‌ندازه

00:36:49.040 --> 00:36:51.200
‫از اوناست که دوست دارن توی باغچه بپلکن،

00:36:51.280 --> 00:36:53.360
‫مطمئن بشن همه‌ی
‫گل‌های بنفشه‌ سالم و سرحالن

00:36:53.440 --> 00:36:55.600
‫روی تمام جسدهایی که زیرش خاک شدن

00:36:56.680 --> 00:36:58.800
‫بگذریم، دیگه تراپی رو ادامه نمیدم

00:36:58.880 --> 00:37:01.120
‫آخه نمیشه چیزی که
‫امتحانش نکردی رو ادامه ندی

00:37:01.200 --> 00:37:04.640
‫مستأجرم مارتین، میگه باید
‫بیشتر به خواب‌هام توجه کنم

00:37:05.520 --> 00:37:08.000
‫خداییش آخرین خوابی که
‫دیدم رو یادم نمیاد

00:37:08.080 --> 00:37:11.440
‫باید بلافاصله بعد از بیدار شدن
‫بنویسی‌شون، قبل از اینکه یادت بره

00:37:11.520 --> 00:37:13.040
‫نه، منظورم این بود که خواب نمی‌بینم

00:37:13.120 --> 00:37:14.280
‫خواب نمی‌بینی؟

00:37:14.360 --> 00:37:15.640
‫کلاً نمی‌خوابم

00:37:15.720 --> 00:37:18.080
‫اون‌وقت تراپی لازم نداری؟

00:37:18.160 --> 00:37:21.320
‫- خواب لازم دارم
‫- خب الان قرص و دوا براش هست

00:37:21.960 --> 00:37:23.320
‫قرص و دوا منو می‌ترسونه

00:37:25.440 --> 00:37:28.800
‫همیشه می‌شنوی که بعضی‌ها
‫بعد از خوردن قرص خواب

00:37:28.880 --> 00:37:31.000
‫بیدار می‌شن و کل یخچال رو خالی می‌کنن

00:37:31.080 --> 00:37:33.800
‫یا به جای در خونه،
‫قلاده‌ی سگ رو بستن،

00:37:33.880 --> 00:37:36.720
‫یا لخت توی حموم کنار
‫همسر سابق‌شون بیدار میشن

00:37:36.800 --> 00:37:39.440
‫چرا اومدی اینجا، کارل؟

00:37:42.120 --> 00:37:43.200
‫نمی‌دونم

00:37:47.000 --> 00:37:48.160
‫فکر می‌کردم می‌دونم

00:37:50.240 --> 00:37:51.400
‫ولی الان نمی‌دونم

00:37:56.480 --> 00:37:59.160
‫هر وقت فهمیدی،
‫می‌تونی برگردی و بهم بگی

00:38:03.560 --> 00:38:05.040
‫گمونم واسه امروز کافیه

00:38:08.480 --> 00:38:09.680
‫محض رضای خدا

00:38:28.000 --> 00:38:29.760
‫آخ جون

00:38:44.720 --> 00:38:47.600
‫من یه بار صخره‌نوردی رو امتحان کردم

00:38:47.680 --> 00:38:51.520
‫الان زومبا کار می‌کنم.
‫ترجیح میدم پاهام روی زمین باشن.

00:38:51.600 --> 00:38:54.440
‫که اینطور. چطور شده اومدی اینجا؟

00:38:54.520 --> 00:38:55.520
‫اوه

00:38:56.680 --> 00:38:59.880
‫کارآگاه دیکسون هستم.
‫دنبال کلوئی ایوانز می‌گردم

00:38:59.960 --> 00:39:01.280
‫- کلوئی؟
‫- درسته

00:39:01.800 --> 00:39:02.920
‫پیش پات رفت

00:39:03.600 --> 00:39:07.160
‫- مطمئنی؟ قرار داشتیم
‫- کاملاً مطمئنم. من شوهرشم

00:39:07.680 --> 00:39:09.240
‫رفت قابله‌شو ببینه
‫(ماما، زنان‌زایمان)

00:39:09.760 --> 00:39:10.760
‫آها

00:39:11.880 --> 00:39:13.720
‫پس شما پاول هستید؟

00:39:14.400 --> 00:39:15.760
‫خیلی‌خب

00:39:17.480 --> 00:39:18.480
‫آ...

00:39:19.440 --> 00:39:21.280
‫کمکی از من بر میاد؟

00:39:21.360 --> 00:39:23.000
‫نه، نه، فکر نکنم،

00:39:23.640 --> 00:39:25.360
‫چون این قرار ملاقات ادامه‌ی

00:39:25.440 --> 00:39:28.160
‫مکالمه‌ایـه که
‫اون روز با کلوئی داشتم، پس...

00:39:28.240 --> 00:39:29.720
‫کدوم مکالمه؟

00:39:30.600 --> 00:39:34.040
‫شرمنده، نمی‌تونم اطلاعاتی که
‫به دستمون رسیده رو فاش کنم

00:39:34.120 --> 00:39:35.240
‫ولی من شوهرشم

00:39:35.320 --> 00:39:37.640
‫بازم میگم، شرمنده

00:39:39.400 --> 00:39:43.160
‫لطفاً بهش بگید که اومده بودم و
‫بگید به شماره‌ام زنگ بزنه

00:39:43.240 --> 00:39:44.240
‫هر چه سریع‌تر

00:39:48.720 --> 00:39:50.080
‫از آشناییت خوشبختم، پاول

00:40:38.920 --> 00:40:40.240
‫اون بهت گفت، مگه نه؟

00:40:40.320 --> 00:40:41.440
‫کی به من چی گفته، پاول؟

00:40:41.520 --> 00:40:44.360
‫سر جات بمون

00:40:44.440 --> 00:40:45.800
‫اسپری جوز هندیـه؟

00:40:45.880 --> 00:40:46.880
‫اسپری فلفلـه

00:40:47.400 --> 00:40:50.320
‫یه جفت پنجه‌بوکس و
‫یه شوکر کوچیک هم دارم

00:40:50.400 --> 00:40:51.880
‫جدی خیال کردی می‌خوام بهت صدمه بزنم؟

00:40:51.960 --> 00:40:54.120
‫می‌دونم که نمی‌خوای توی صورتت اسپری بزنم

00:40:54.200 --> 00:40:55.600
‫اصلاً واقعاً پلیسی؟

00:40:55.680 --> 00:40:57.720
‫معمولاً همین سؤال رو از خودم می‌پرسم

00:40:58.640 --> 00:41:00.880
‫ولی میشه راجع به سم هیگ ازت بپرسم؟

00:41:02.040 --> 00:41:04.520
‫درسته، پس کلوئی ماجرای ما رو بهت گفت؟

00:41:04.600 --> 00:41:06.160
‫نه، ولی خودت الان گفتی

00:41:07.520 --> 00:41:11.240
‫همون کلمه‌ی «ما» کافی بود.
‫در ضمن هیچ مشکلی هم نداره.

00:41:11.320 --> 00:41:13.040
‫محض رضای خدا، من حتی گی نیستم

00:41:13.920 --> 00:41:18.400
‫نه. البته که نیستی.
‫شاید می‌خواستی امتحان کنی.

00:41:18.480 --> 00:41:21.120
‫ارتباط من با سم اصلاً جنسی نبود

00:41:21.200 --> 00:41:22.760
‫پس ارتباطت چطور بود؟

00:41:22.840 --> 00:41:25.200
‫وقتی صخره‌نوردی می‌کنی،
‫با بقیه صمیمی میشی

00:41:25.840 --> 00:41:26.920
‫اعتماد پایه و مبناست

00:41:27.000 --> 00:41:29.600
‫من تنها آدمی بودم که سم می‌تونست
‫سفره‌ی دلش رو جلوش باز کنه

00:41:29.680 --> 00:41:31.000
‫- مثلاً؟
‫- تا دلت بخواد

00:41:31.080 --> 00:41:34.760
‫می‌رفتیم بالای یه صخره یا پرتگاه و...

00:41:34.840 --> 00:41:36.280
‫حرف می‌زدیم

00:41:36.360 --> 00:41:38.000
‫پس صخره‌نوردی مثل روان‌درمانی بوده

00:41:38.080 --> 00:41:40.880
‫سم هم بهت اعتماد داشته و
‫رازهای تاریکش رو بهت می‌گفته

00:41:40.960 --> 00:41:42.120
‫آره

00:41:42.200 --> 00:41:44.880
‫پس وقتی به اون یکی کارآگاه‌ها گفتی از ارتباط

00:41:44.960 --> 00:41:47.120
‫سم و مریت لینگارد
‫چیزی نمی‌دونی، دروغ گفتی؟

00:41:47.200 --> 00:41:50.760
‫- چون صد درصد بهت گفته
‫- دروغ نگفتم. سم تابحال اسمش رو نیاورده

00:41:50.840 --> 00:41:51.880
‫بیخیال

00:41:51.960 --> 00:41:54.480
‫این‌همه درد دل کردید،
‫باید اسمش اومده باشه

00:41:54.560 --> 00:41:57.920
‫اسمش نیومد. من هم اون‌موقع
‫فکر نمی‌کردم سم با کسی در ارتباط بوده باشه

00:41:58.000 --> 00:42:00.720
‫اون ده دوازده‌تا پیامکی که
‫دو روز قبلش فرستادی چی؟

00:42:01.320 --> 00:42:03.960
‫همونی که گفتی
‫«نمی‌تونیم بحث رو اینجا ول کنیم»

00:42:04.040 --> 00:42:05.480
‫«موقعیتت رو درک می‌کنم»
‫و و و...

00:42:05.560 --> 00:42:07.720
‫اون شب همگی مست کردیم

00:42:08.920 --> 00:42:11.320
‫سم هم از مقاله‌ی آخرش می‌گفت

00:42:11.400 --> 00:42:13.880
‫می‌گفت فکر می‌کنه
‫قراره زندگیش رو تغییر بده

00:42:14.400 --> 00:42:16.260
‫البته کلوئی هیچ‌وقت از
‫سم خوشش نمی‌اومد،

00:42:16.261 --> 00:42:18.121
‫همیشه از پنهان‌کاری‌هاش حرص می‌خورد،

00:42:18.200 --> 00:42:20.960
‫یه چیزی تو این مایه‌ها گفت: «خب، خوبه»

00:42:21.040 --> 00:42:24.080
‫چون باید یه تغییرات
‫اساسی توی زندگیش می‌داد،

00:42:24.160 --> 00:42:26.800
‫وگرنه قطعاً می‌مُرد و منو هم با خودش می‌برد

00:42:27.480 --> 00:42:30.640
‫- یه دعوای حسابی کردن و سم رفت
‫- رفت هتل؟

00:42:30.720 --> 00:42:32.960
‫همونی که توی پیامک‌هات اشاره کردی

00:42:33.040 --> 00:42:35.320
‫«توی هتلی؟
‫اون دختره هنوز اونجاست؟»

00:42:35.400 --> 00:42:38.560
‫گمونم منظورت از «دختره» مریت بوده

00:42:38.640 --> 00:42:39.720
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

00:42:39.800 --> 00:42:42.200
‫چون سم و مریت
‫چندین بار توی هتل همدیگه رو دیدن

00:42:42.800 --> 00:42:45.960
‫من هم چند بار بهت گفتم،
‫اصلاً اسمش رو نیاورد

00:42:47.520 --> 00:42:49.200
‫اسم هتل رو هم نمی‌دونی لابد؟

00:42:49.280 --> 00:42:52.160
‫معلومه که می‌دونم. سر جاده‌ست.
‫اسمش «اسپوی‌این»ـه.

00:42:52.920 --> 00:42:54.320
‫- اسپوی‌این؟
‫- آره

00:42:54.960 --> 00:42:57.160
‫واقعاً؟ مطمئنی همینجا بوده؟

00:42:58.080 --> 00:42:59.240
‫آره، کاملاً مطمئنم

00:43:00.080 --> 00:43:02.400
‫زنی هم همراهش نبوده؟

00:43:04.440 --> 00:43:05.440
‫من اینو نگفتم

00:43:10.040 --> 00:43:13.840
‫«به کلوئی مربوط نیست.
‫اون هنوز اونجاست؟»

00:43:13.920 --> 00:43:15.040
‫وای، گندش بزنن

00:43:15.800 --> 00:43:18.280
‫فرستادمش بره عذرخواهی کنه

00:43:18.360 --> 00:43:19.800
‫کلوئی رفته بود دیدن سم؟

00:43:19.880 --> 00:43:21.440
‫- آره
‫- تنهایی؟

00:43:21.520 --> 00:43:23.440
‫من اونقدر عصبانی بودم که
‫نمی‌تونستم جایی برم

00:43:23.520 --> 00:43:25.320
‫عذرخواهی کرد؟

00:43:26.400 --> 00:43:27.720
‫یجورایی

00:43:27.800 --> 00:43:29.320
‫دقیقاً چطور؟

00:43:30.920 --> 00:43:32.840
‫گفتم که، همگی مست بودیم

00:43:35.000 --> 00:43:36.000
‫اوه

00:43:37.760 --> 00:43:40.760
‫ولی... مگه نگفتی
‫کلوئی ازش خوشش نمی‌اومد؟

00:43:41.280 --> 00:43:43.080
‫گاهی همین راحت‌ترش می‌کنه

00:43:43.960 --> 00:43:46.040
‫چرا اینا رو به پلیس نگفتی؟

00:43:46.120 --> 00:43:48.280
‫- چون فقط یک بار بوده
‫- مطمئنی؟

00:43:48.360 --> 00:43:51.200
‫- من سم هیگ رو نکُشتم
‫- کسی نگفت کُشتی، ولی...

00:43:51.720 --> 00:43:53.920
‫- بیخیال، تو سم هیگ رو کُشتی؟
‫- البته که نکُشتم

00:43:54.000 --> 00:43:56.200
‫- اون زنت رو بلند کرد
‫- آره، ممنون

00:43:57.680 --> 00:44:01.760
‫اون‌موقع خبر نداشتم. فقط نگران بودم
‫چون جواب پیامک‌هام رو نمی‌داد

00:44:02.560 --> 00:44:06.880
‫حداقل تا آخرین پیامکی که فرستاد.
‫همونی که گفت میره صخره‌نوردی.

00:44:11.400 --> 00:44:14.480
‫اگه دوباره خواستی با
‫خودم یا همسرم حرف بزنی،

00:44:15.600 --> 00:44:16.760
‫زنگ بزن وکیل‌مون

00:44:19.440 --> 00:44:20.440
‫ممنون

00:44:29.840 --> 00:44:31.600
‫صبح بخیر، مریت

00:44:31.680 --> 00:44:33.720
‫روز کثافتیـه

00:44:34.800 --> 00:44:36.800
‫روز مورد علاقه‌ی من توی ماه

00:44:41.000 --> 00:44:51.000
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

00:45:06.880 --> 00:45:08.560
‫بفرما

00:45:31.920 --> 00:45:34.080
‫عجله نکن

00:45:35.000 --> 00:45:38.680
‫اگه می‌خوای یه ماه دیگه هم توی گند و
‫کثافتِ خودت زندگی کنی، من مشکلی ندارم

00:45:38.760 --> 00:45:40.840
‫سلیطه‌ی عوضی

00:46:38.000 --> 00:46:48.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:47:47.600 --> 00:47:49.880
‫اورژانس. چه کمکی از ما بر میاد؟

00:47:59.000 --> 00:48:09.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]