﻿WEBVTT

00:00:06.450 --> 00:00:09.110
همینجوری که دیگه داره آخرای زمستان میشه

00:00:09.110 --> 00:00:11.050
من ۱۳ساله شدم

00:00:11.050 --> 00:00:14.100
و سرم با تکالیف خانم
استیسی کلی شلوغ شده بود

00:00:16.950 --> 00:00:20.170
میدونی مردا چطوری خواستگاری میکنن؟

00:00:20.170 --> 00:00:22.540
تا بحال خواستگاری کردی‏،‏ متیو؟

00:00:22.540 --> 00:00:24.620
خب راستش‏،‏ نه

00:00:24.620 --> 00:00:29.130
البته که نکرده‏.‏ چون
هیچکدوممون ازدواج نکردیم

00:00:29.130 --> 00:00:30.620
حالا چیشده اینارو میپرسی؟

00:00:30.620 --> 00:00:33.960
دارم یه انشا برای مدرسه مینویسم

00:00:33.960 --> 00:00:36.190
یه داستان عاشقانه برای سن بزرگسالی

00:00:36.190 --> 00:00:42.110
تصور این پیشنهاد برام سخته
چون تا حالا تجربه شو نداشتم

00:00:42.110 --> 00:00:44.730
به نظرت بهتر نیست از
خانم لیند بپرسم؟

00:00:45.060 --> 00:00:48.680
حالا این داستان چه فایده ای داره؟

00:00:48.680 --> 00:00:53.070
وقتی یه زن بالغ بشی میتونی
وقتتو صرف این چرت و پرتا کنی

00:00:54.100 --> 00:00:57.820
اوه‏،‏ ولی من که همیشه
یه دختر کوچولو نمیمونم

00:00:57.820 --> 00:01:00.190
تو فعلاً یه دختر کوچولویی

00:01:04.200 --> 00:01:07.210
تازه فقط چهارچوب داستان رو نوشتیم

00:01:07.210 --> 00:01:12.300
ولی این ایده ی خانم استیسی که گفتن بر
اساس ذهنیات خودمون بنویسیم یکم سخته‏!‏

00:01:12.300 --> 00:01:14.450
ولی مثل آب خوردن ساده س که

00:01:14.840 --> 00:01:19.220
این برای تو که قدرت تصور
بالایی داری آسونه

00:01:19.220 --> 00:01:22.260
من فکر کنم تو انشاتو تموم کردی‏،‏ نه؟

00:01:22.830 --> 00:01:24.600
تقریبا ولی هنوز کامل نشده

00:01:25.240 --> 00:01:29.160
یه داستان غمگین و شیرینیه

00:01:29.830 --> 00:01:33.620
اوه‏،‏ فقط با شنیدنش راحت میتونم
مثل یه بچه میتونم زار بزنم

00:01:38.200 --> 00:01:42.750
۲سال دیگه ما دیگه بزرگ میشیم

00:01:43.050 --> 00:01:45.320
ولی تو هنوز یه دختر بچه ای

00:01:45.880 --> 00:01:51.390
اونوقت دیگه آزادتریم و میتونیم
هرکاری دلمون خواست انجام بدیم

00:01:51.970 --> 00:01:55.430
۴سال دیگه میتونیم
موهامونو بالای سرمون ببندیم

00:01:55.430 --> 00:01:56.470
آخجون‏!‏

00:01:59.710 --> 00:02:01.470
ای نوازنده ی نوای جنگل‏!‏

00:02:01.470 --> 00:02:02.570
چی؟

00:02:02.570 --> 00:02:05.230
تصمیم گرفتم اینجوری صداش کنم‏!‏

00:02:06.180 --> 00:02:08.010
وایسا‏!‏

00:02:08.320 --> 00:02:12.470
فهمیدم دایانا‏،‏ میگم چرا اونو
قهرمان داستانت نمیکنی؟

00:02:12.470 --> 00:02:13.930
جدی نمیگی‏!‏

00:03:46.080 --> 00:03:51.000
قسمت 6
فکر میکردم هیچی نمیتونه
به اندازه ی موی قرمز بد باشه

00:03:55.450 --> 00:03:57.230
کارت درسته‏،‏ جیمی‏!‏

00:03:58.320 --> 00:03:59.950
چقدر بچه‌ن

00:03:59.950 --> 00:04:06.170
داستان من درباره ی کوردلیا دختریه که موهای
قهوه ای و زیبا و چشمانی درخشان و تیره داره

00:04:06.560 --> 00:04:10.170
و جرالدین دختری که با چشمهای
بنفش و مخملی که مثل ملکه هاست

00:04:10.170 --> 00:04:13.300
دو دوشیزه ی زیبا که در
یه روستا زندگی میکردن

00:04:13.300 --> 00:04:15.520
و عمیقاً بهم وابسته بودن

00:04:15.520 --> 00:04:16.680
وایسا‏!‏

00:04:16.680 --> 00:04:20.440
آن‏،‏ جرالدین نباید عین
تو موهای قرمز میداشت؟

00:04:20.800 --> 00:04:22.450
نه عمراً

00:04:22.450 --> 00:04:25.450
موی قرمز برای قهرمان
زن داستان اصلاً مناسب نیست

00:04:25.450 --> 00:04:26.830
نظرت اینه؟

00:04:26.830 --> 00:04:28.120
آره

00:04:28.120 --> 00:04:32.820
اونا باید موهایی مثل تو به رنگ سیاهی
شب یا موهای طلایی مثل روبی داشته باشن

00:04:33.170 --> 00:04:36.660
__ و در اونجا برترام هم بود

00:04:35.170 --> 00:04:36.080 line:20%
گیلبرت

00:04:36.080 --> 00:04:37.080 line:20%
گرفتمت

00:04:45.420 --> 00:04:46.490
ببخشید

00:04:48.390 --> 00:04:49.980
واقعاً تو اینجور کارا ول معطلی

00:04:49.980 --> 00:04:50.780
بعدی منم

00:04:50.780 --> 00:04:51.860
برو‏!‏

00:04:51.040 --> 00:04:54.580 line:20%
به نظرت اصلاً امیدی به بزرگ
شدن اون پسرا هست؟

00:04:53.750 --> 00:04:54.580 line:20%
عالی بود

00:04:55.290 --> 00:05:01.130
و در اونجا برترام بود‏.‏ مرد
جوانی که تازه به روستا برگشته بود

00:05:01.130 --> 00:05:02.120
_ صداش میزدن

00:05:02.640 --> 00:05:06.110
یه رقیب حسود یا
دشمنان خونی

00:05:08.250 --> 00:05:12.910
برترام خوش چهره و جوان ولی فقیر بود

00:05:12.910 --> 00:05:17.890
با یه نگاه دلباخته ی جرالدین
۱۶ساله شد

00:05:18.490 --> 00:05:19.990
بعد‏،‏ یه روزی‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:24.470 --> 00:05:27.850
اسب هایی که کالسکه ی جرالدین
رو می راندند ناگهانی از کنترل خارج شدن

00:05:27.850 --> 00:05:29.220
کمک کنین

00:05:32.060 --> 00:05:35.190
ولی تنها برترام با عجله خودشو رسوند

00:05:35.190 --> 00:05:38.140
و جرالدین رو با زحمت نجات داد

00:05:47.320 --> 00:05:53.270
اون در آغوشش از هوش رفت و برترام
اونو ۳ مایل تا خونه با خودش حمل کرد

00:05:53.270 --> 00:05:56.790
خدای من‏،‏ بعدش چیشد؟
چه بلایی سرشون اومد؟

00:05:56.790 --> 00:05:59.170
یه عشق بی پایان

00:05:59.170 --> 00:06:03.750
و خیلی زود برترام از
جرالدین خواستگاری کرد

00:06:03.750 --> 00:06:05.890
اوه‏،‏ چقدر رمانتیک

00:06:05.890 --> 00:06:07.330
چطوری اینکارو کرد؟

00:06:07.330 --> 00:06:08.810
خب‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:08.810 --> 00:06:12.310
برترام چطوری خواستگاری کرد؟

00:06:13.480 --> 00:06:18.770
دایانا‏،‏ حتی با وجود تموم تخیلاتی که
دارم‏،‏ بازم چیزایی هستن که منم نمیتونم بگم

00:06:18.770 --> 00:06:20.460
جدی؟

00:06:20.460 --> 00:06:21.470
تو خیلی محشری‏!‏

00:06:22.130 --> 00:06:24.120
به نظرت منم میتونم؟

00:06:24.120 --> 00:06:27.000
ا‏-‏البته

00:06:27.000 --> 00:06:29.040
واقعاً؟ ممنونم

00:06:29.040 --> 00:06:34.300
روبی با توجه به اینکه خواهراش ازدواج کردن،
در بحث خواستگاری خیلی باید اطلاعات داشته باشه

00:06:35.780 --> 00:06:37.240
بزار فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:37.240 --> 00:06:41.250
مالکوم‏،‏ نامزد خواهرم سوزان گفت

00:06:41.250 --> 00:06:44.770
‏"‏ عزیزم نظرت چیه وقتی که پدرم
مزرعه رو بهم داد باهم ازدواج کنیم؟ ‏"‏

00:06:45.020 --> 00:06:50.770
و سوزان گفت ‏"‏ باشه_ نه_ بزار فکر کنم ‏"‏

00:06:51.800 --> 00:06:53.910
و همون موقع بود که باهم نامزد کردن

00:06:54.500 --> 00:06:56.360
ه‏-‏همش همین؟

00:06:56.360 --> 00:06:57.770
زانو زد؟

00:06:57.770 --> 00:06:59.180
البته که نه

00:06:59.230 --> 00:07:01.850
اینروزا دیگه اینکارو نمیکنن

00:07:03.640 --> 00:07:08.240
آخرش از روی تصوراتم درمورد
خواستگاری مینویسم

00:07:08.240 --> 00:07:08.990
باشه

00:07:08.990 --> 00:07:10.480
خواستگاری؟‏!‏

00:07:15.230 --> 00:07:17.300
ببخشید

00:07:17.300 --> 00:07:20.890
شنیدم که خانم استیسی ازشون
خواسته که چی بنویسن

00:07:20.890 --> 00:07:23.990
راه عجیبی برای تدریس داره

00:07:29.510 --> 00:07:34.260
میترسم وقتش رو تلف کنه
بهتره که تمرکزش روی درساش باشه

00:07:34.260 --> 00:07:37.260
هرچند انگاری آن داره لذت میبره

00:07:38.060 --> 00:07:41.670
ماریلا‏،‏ از اینکه نگرانیهات پایانی
نداره دیگه تعجب نمیکنم

00:07:41.670 --> 00:07:45.430
شاید اون باهوش و دوست‌داشتنی
باشه ولی سرش پر از مزخرفاته

00:07:45.430 --> 00:07:48.360
و هیچوقت نمیشه فهمید
دفعه ی بعد قراره چیکار کنه

00:07:51.280 --> 00:07:52.970
چقدر خوبه که خونه اومدم

00:07:52.970 --> 00:07:54.650
سلام‏،‏ آن

00:07:54.650 --> 00:07:56.820
روز بخیر خانم لیند‏!‏

00:07:56.820 --> 00:07:57.870
روز تو هم بخیر

00:07:58.920 --> 00:08:02.380
قطعاً میتونست با سر و
صدای کمتری بیاد خونه

00:08:14.280 --> 00:08:19.760
برترام جلوی جرالدین زانو زد و ازش خواستگاری کرد

00:08:19.760 --> 00:08:21.510
پس اون زانو زد

00:08:21.940 --> 00:08:23.270
و بعد برترام گفت

00:08:23.270 --> 00:08:27.770
‏"‏ اینارو بگیر هرچند که اینا
در برابر زیبایی بی نظیر تو هیچ اند ‏"‏

00:08:27.770 --> 00:08:30.310
و یه انگشتر الماس و
یه گردنبند یاقوت بهش داد

00:08:30.310 --> 00:08:33.420
و گفت برای ماه عسل
به اروپا سفر میکنن

00:08:35.000 --> 00:08:38.170
پس برترام فقیر نبود

00:08:38.400 --> 00:08:41.620
نه‏،‏ اون فوق العاده ثروتمند بود

00:08:41.620 --> 00:08:42.670
ببخشید سرتونو به درد آوردم

00:08:42.670 --> 00:08:43.450
اوه‏،‏ هی

00:08:44.160 --> 00:08:49.030
ولی کوردلیا وقتی که جرالدین
خبر ازدواجش رو بهش داد خیلی عصبانی شد

00:08:49.030 --> 00:08:53.010
تموم محبتش به جرالدین
به نفرتی تلخ تبدیل شد

00:08:53.010 --> 00:08:54.430
چی؟‏!‏ چرا آخه؟‏!‏

00:08:54.430 --> 00:08:59.400
چونکه‏.‏‏.‏‏.‏ کوردلیا در خفا
عاشق و دلباخته ی برترام بود

00:08:59.400 --> 00:08:59.920
وای‏!‏

00:09:00.640 --> 00:09:04.930
ولی اون تظاهر کرد که مثل
همیشه دوست جرالدینه

00:09:04.930 --> 00:09:08.310
یه شب اون جرالدین
رو فریب داد و برد بیرون و ‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:19.300 --> 00:09:24.460
ولی برترام همه چیز رو دید و
خودشو و با شتاب به نجات جرالدین رفت

00:09:24.460 --> 00:09:28.580
و فریاد زد ‏"‏ من تو رو نجاتت
میدم‏،‏ جرالدین عزیزم ‏"‏

00:09:36.960 --> 00:09:39.760
پس یعنی هر دوتاشون مردن؟

00:09:40.060 --> 00:09:45.760
و اما کوردلیا‏،‏ در برابر قبرهایی که

00:09:45.760 --> 00:09:50.280
دوستش و عشق اولش آرامیده
بودند از شدت پشیمانی مجنون شد

00:09:53.780 --> 00:09:55.920
من براشون خیلی ناراحتم

00:09:55.920 --> 00:09:58.250
چه داستان غم انگیزی‏!‏

00:10:00.990 --> 00:10:04.120
چطوری میتونم یه داستان
دوست‌داشتنی عین تو بنویسم؟

00:10:04.120 --> 00:10:05.800
منم میخوام یکی بنویسم

00:10:05.800 --> 00:10:09.620
آن‏،‏ از امروز به بعد
ما شاگرداتیم

00:10:10.350 --> 00:10:14.920
اینجوری شد که انجمن
داستان نویسی به وجود اومد

00:10:20.580 --> 00:10:26.220
دایانا‏،‏ افرادی که تو داستانت هستن
به محض اینکه ازشون نام بُردی میمیرن

00:10:26.220 --> 00:10:30.720
خب نمیدونم بعدش باهاشون چیکار کنم

00:10:30.720 --> 00:10:35.110
پس شاید بهتره اونو به
یه حالت مرموزی دربیاری

00:10:35.110 --> 00:10:38.480
پس نوازنده ی نوای جنگل رو
به یه کارآگاه ماهر تبدیل کن

00:10:36.400 --> 00:10:37.750 line:20%
باشه

00:10:39.370 --> 00:10:41.120
خیلی جالبه

00:10:41.120 --> 00:10:42.860
ولی واقعاً میتونم بنویسمش؟

00:10:42.860 --> 00:10:46.950
نترس‏!‏ من میلیونها ایده دارم

00:10:46.950 --> 00:10:49.860
جین‏،‏ داستانت زیادی منطقی وار و خشکه

00:10:49.860 --> 00:10:52.130
چرا یکم عشق و عاشقی بهش اضافه نمیکنی؟

00:10:52.130 --> 00:10:56.600
چی؟ ولی اگه با صدای بلند
بخونمش احساس حماقت میکنم

00:10:57.200 --> 00:11:01.410
پس اونقدر منطقی بنویسش
که تاثیر مثبتی داشته باشه

00:11:01.410 --> 00:11:04.470
میدونم‏!‏ چرا یه نکته ی اخلاقی بهش اضافه نمیکنی؟

00:11:04.810 --> 00:11:10.360
جوری بنویس که همه ی آدم های خوب داستانت پاداش
بگیرن و همه ی آدم های بد داستانت مجازات بشن

00:11:10.360 --> 00:11:11.560
چه ایده ی خوبی

00:11:12.450 --> 00:11:18.100
خب‏،‏ روبی تو پیشنهادهای زیادی داری

00:11:18.100 --> 00:11:20.570
__ قطعاً سه تا کافیه برای

00:11:20.570 --> 00:11:22.940
هی‏،‏ گوشت با منه؟

00:11:25.400 --> 00:11:28.170
پس تصمیم گرفتیم که در انجمن داستان نویسی

00:11:28.170 --> 00:11:33.370
هر هفته یه داستان بنویسیم
و برای همدیگه بخونیموشون

00:11:34.770 --> 00:11:39.400
داستان خوندن بده ولی
نوشتنش از خوندنش بدتره

00:11:39.710 --> 00:11:45.330
ولی هممون حواسمون هست که در
داستانامون نکات اخلاقی بنویسیم‏،‏ ماریلا

00:11:45.330 --> 00:11:47.220
مطمئنم که باید تاثیر مفیدی داشته باشه

00:11:47.220 --> 00:11:48.580
خب‏،‏ زیاد مطمئن نیستم

00:11:55.640 --> 00:12:02.870
پس‏،‏ نوازنده ی نوای جنگل‏،‏ معمای
قتل های زنجیره ای خوفناک رو حل کرد

00:12:03.160 --> 00:12:09.170
‏"‏ اون شکم پرست هایی که داشتن تمام
قارچ های سمی رو میخوردن در واقع اونا دسرشون بوده ‏"‏

00:12:09.170 --> 00:12:13.380
اون اینو گفت و به اعماق جنگل رفت

00:12:24.540 --> 00:12:27.160
ممنونم‏،‏ دایانا بری

00:12:27.160 --> 00:12:29.300
داستان جذابی بود

00:12:30.740 --> 00:12:35.660
آن شرلی تو استعداد
خیلی خوبی در رهبری داری

00:12:38.920 --> 00:12:40.770
یه جورایی منو گیج میکنه

00:12:41.170 --> 00:12:46.070
دایانا بهترین داستانامونو
برای عمه جوزفینش فرستاد

00:12:46.070 --> 00:12:50.790
درسته که یکم اخلاقش تنده
ولی خواننده ی خیلی خوبیه

00:13:11.080 --> 00:13:12.320
خانم جوزفین بری در پاسخ نوشتن که

00:13:12.320 --> 00:13:17.100
تا بحال در عمرشون همچین چیز
جالب و سرگرم کننده ای نخونده بودن

00:13:17.100 --> 00:13:20.160
خب پس‏،‏ اونا حتماً خیلی جذاب و جالب بودن

00:13:20.160 --> 00:13:22.480
ولی نبودن‏،‏ متیو

00:13:22.810 --> 00:13:26.360
داستانامون همه رقت انگیز
بودن و افراد توی داستان همشون مردن

00:13:26.360 --> 00:13:28.950
جین و روبی تقربا هرموقع که
__ گیر میاوردن گریه

00:13:34.380 --> 00:13:38.290
آقای آلان هم دقیقاً وقتی
به اون قسمت رسید خندید

00:13:39.420 --> 00:13:43.290
منظورم اینه که این رقت انگیزترین بخش ماجرا بود

00:14:02.320 --> 00:14:05.240
خیلی خوشحالم به خونه ای که در
گرین گیبلزه میرم و با آتش هیزم گرم میشم

00:14:05.750 --> 00:14:10.700
به جای اینکه به جای سرد و تاریک برم

00:14:24.790 --> 00:14:25.760
آن‏!‏

00:14:29.520 --> 00:14:31.000
این دختر کجاست؟

00:14:34.940 --> 00:14:38.380
حتماً یه جایی با دایانا مشغول

00:14:40.470 --> 00:14:43.560
نوشتن داستان یا تمرین
دیالوگ یا یه همچین چیزاییه

00:14:43.560 --> 00:14:46.350
فقط باید یهویی جلوی
اینجور چیزا رو گرفت

00:14:49.620 --> 00:14:51.650
سرش پر از چرت و پرته‏!‏

00:14:51.650 --> 00:14:57.540
ولی خب‏!‏ دارم دقیقاً همون چیزی رو
میگم که بخاطرش از ریچل لیند عصبی بودم

00:15:01.110 --> 00:15:07.040
با تموم اشتباهاتش‏،‏ قبلا هیچوقت ندیده بودم
که نافرمانی کنه یا غیرقابل اعتماد باشه

00:15:07.800 --> 00:15:10.800
ولی واقعاً متاسفم که میبینم الان اینطوری شده

00:15:11.090 --> 00:15:12.980
خب راستش‏،‏ نمیدونم

00:15:18.610 --> 00:15:22.290
هر لحظه ممکنه که با عجله
و نفس نفس زنان از راه برسه‏!‏

00:15:22.290 --> 00:15:26.070
شاید بهتره برم کنار جاده دنبالش

00:15:26.740 --> 00:15:28.900
میرم یه چراغ بیارم

00:15:42.920 --> 00:15:45.370
آن؟ اونجایی؟

00:15:56.280 --> 00:15:57.430
آن؟

00:16:11.980 --> 00:16:14.280
آن‏،‏ خوابیدی؟

00:16:14.750 --> 00:16:17.380
چیشده؟ مریض شدی؟

00:16:17.380 --> 00:16:18.780
نه

00:16:19.520 --> 00:16:22.160
متیو‏،‏ آن اینجاست

00:16:24.990 --> 00:16:27.050
همین الان پاشو بیا پایین
__ میخوایم شام بخوریم

00:16:27.050 --> 00:16:28.290
نه‏!‏

00:16:28.290 --> 00:16:31.760
لطفاً‏،‏ ماریلا‌‏،‏ برو از اینجا

00:16:31.760 --> 00:16:33.290
و دیگه بهم نگاه نکن

00:16:33.290 --> 00:16:35.630
آن شرلی‏،‏ آخه چه بلایی سرت اومده؟

00:16:35.630 --> 00:16:37.340
اوه‏،‏ ماریلا

00:16:37.340 --> 00:16:40.450
من در اوج ناامیدیم

00:16:40.450 --> 00:16:45.660
و دیگه برام مهم نیست که کی توی مدرسه
شاگرد اول میشه یا بهترین انشا رو مینویسه

00:16:45.660 --> 00:16:48.840
فکر نمیکنم که دیگه
بتونم دوباره جایی برم

00:16:48.840 --> 00:16:52.190
کارم نابود شد‏!‏

00:16:53.570 --> 00:16:54.920
آن شرلی‏!‏

00:16:57.670 --> 00:16:58.690
آن؟

00:17:00.290 --> 00:17:01.660
ماریلا‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:04.000 --> 00:17:06.670
موهامو ببین

00:17:09.780 --> 00:17:11.760
چیکار کردی با موهات؟

00:17:12.760 --> 00:17:16.160
انتظار داشتم نتیجه ش یه چیز دیگه باشه

00:17:17.750 --> 00:17:20.260
منم

00:17:20.540 --> 00:17:25.030
موهاتو رنگ کردی‏!‏ مگه
نمیدونستی که اینکارِ خیلی زشتیه

00:17:25.030 --> 00:17:30.260
منظورم برای جبرانش راه های بهتر زیادی هست

00:17:31.370 --> 00:17:36.400
خب‏،‏ اگه تصمیم داشتم که موهامو
رنگ کنم حداقل یه رنگ درست و حسابی میزدم

00:17:36.400 --> 00:17:40.660
ولی نمیخواستم موهامو سبز کنم

00:17:40.660 --> 00:17:46.080
اون گفتش که این رنگ موهامو
به رنگ مشکی پرکلاغی زیبایی درمیاره

00:17:46.080 --> 00:17:49.190
آن‏،‏ درمورد کی حرف میزنی؟

00:17:49.740 --> 00:17:52.200
همون دست فروشی که
امروز بعد از ظهر اینجا بود

00:17:53.050 --> 00:17:54.340
یه دست فروش‏!‏

00:17:54.670 --> 00:17:57.080
فکر کنم خیلی قلب مهربونی داشت

00:17:57.080 --> 00:18:00.600
گفتش که داره برای زن و
بچه هاش به سختی کار میکنه

00:18:00.600 --> 00:18:03.160
که من خیلی تحت تاثیر قرار داد

00:18:03.160 --> 00:18:06.100
میخواستم یه چیزی ازش بخرم تا
در این کار ارزشمندش بهش کمک کنم

00:18:06.420 --> 00:18:09.100
اون یه جعبه ی بزرگ با
یه عالمه چیزای جالب داشت

00:18:09.100 --> 00:18:12.230
که یهویی من بطری رنگ مو رو دیدم

00:18:15.870 --> 00:18:21.860
من فقط ۵۰ سنت داشتم ولی
گفتش که قیمتش ۷۵ سنته

00:18:21.860 --> 00:18:24.370
ولی وقتی دید غیر از اون مقدار پول
دیگه ای ندارم، همون ۵۰ سنت فروخت بهم

00:18:45.660 --> 00:18:47.140
ببخشید

00:18:47.140 --> 00:18:51.550
اوه ماریلا‏،‏ وقتی که
رنگ موهامو دیدم

00:18:51.550 --> 00:18:54.060
واقعاً میگم‏،‏ از حماقتم پشیمون شدم

00:18:54.060 --> 00:18:56.400
و از اون موقع توبه کردم که دیگه اینکارو نکنم

00:18:56.400 --> 00:18:59.950
خب‏،‏ امیدوارم که واقعاً توبه کرده باشی

00:19:05.780 --> 00:19:06.980
چطوره؟

00:19:06.980 --> 00:19:08.400
فایده ای نداره‏،‏ آن

00:19:08.400 --> 00:19:14.190
دستفروش گفتش که رنگش با آب نمیره

00:19:14.600 --> 00:19:17.250
خب خداروشکر حداقل
درمورد یه چیز راست گفت

00:19:17.250 --> 00:19:22.410
حداقل خودت ببین با
حماقتت چیکار کردی

00:19:23.520 --> 00:19:25.640
اصلاً نترس‏،‏ آن

00:19:26.040 --> 00:19:29.550
به هیچکسی درمورد موهات نگفتم

00:19:29.940 --> 00:19:33.160
من این راز رو با خودم به گور میبرم

00:19:34.440 --> 00:19:39.240
من آن با موهای سبز
از گرین گیبلزم

00:19:39.240 --> 00:19:42.740
یه دختر غمگین در
جزیره ی پرنس ادوارد

00:19:56.710 --> 00:19:58.470
خودمو به آب و آتیش زدم

00:19:58.470 --> 00:20:01.210
ماریلا خواهش میکنم زودتر
موهامو کوتاه کن تا این قضیه تموم شه

00:20:01.610 --> 00:20:03.470
مطمئنی؟

00:20:03.760 --> 00:20:04.910
آره‏!‏

00:20:11.540 --> 00:20:19.180
اگه مزاحم کارت نمیشم در حینی
که داری موهامو کوتاه میکنی میخوام گریه کنم

00:20:20.710 --> 00:20:22.190
نه مزاحم نمیشی

00:20:42.380 --> 00:20:45.380
تا وقتی که موهام دوباره بلند بشن
هیچوقت هیچوقت به خودم نگاه نمیکنم

00:20:47.030 --> 00:20:48.840
آره‏،‏ منم

00:20:48.840 --> 00:20:51.890
حالا میبینم که چقدر زشتم

00:20:52.700 --> 00:20:55.890
و دیگه هیچوقت تصور نمیکنم

00:21:06.420 --> 00:21:08.760
این منم

00:21:09.570 --> 00:21:11.830
حالا این منم

00:21:14.890 --> 00:21:16.830
چیشده‏،‏ آن؟

00:21:16.830 --> 00:21:20.330
چه اتفاقی برای موهات افتاده؟

00:21:22.290 --> 00:21:24.670
مگه خبر نداری دایانا؟

00:21:24.920 --> 00:21:26.520
تو دوست صمیمیشی

00:21:28.470 --> 00:21:29.930
شبیه مترسک شدی‏!‏

00:21:32.990 --> 00:21:34.130
دان دان‏!‏

00:21:39.140 --> 00:21:43.190
اصلاً فکرشو نمیکردم روزی برسه
که موهای قرمزمو دوست داشته باشم

00:21:43.750 --> 00:21:48.950
ولی حالا میبینم که واقعاً دوستشون داشتم
چون هم بلند و پرپشت و فر بودن

00:21:48.950 --> 00:21:51.830
و خیلی بهم میومدن

00:21:58.520 --> 00:22:01.000
حالا‏،‏ دیگه بهتره درسمونو شروع کنیم

00:23:56.990 --> 00:23:59.990
قسمت بعد
من اشتباه کردم‏،‏ ولی هر اشتباهی
که کردم کمک کرد تا کمبودهامو جبران کنم

00:02:16.000 --> 00:02:21.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:21.030 --> 00:02:29.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:29.030 --> 00:02:32.000
Liana :مترجم

00:22:05.000 --> 00:22:08.000
Liana :مترجم

00:22:08.030 --> 00:22:13.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:22:13.030 --> 00:22:21.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]